اگر بخواهیم به سیمای فکری و درونمایهٔ اندیشهٔ آقای پدرام از منظری تحلیلی بنگریم، پیش از هر چیز با یک پرسش بنیادی مواجه میشویم: جامعهای که کتاب نمیخواند، اندیشهها را نمیشناسد و ابزارهای خرد سیاسی، اجتماعی و فرهنگی را نیاموخته است، چگونه میتواند میان سره و ناسره، حقیقت و توهم، و کنش مسئولانه و فرصتطلبی سیاسی تمایز بگذارد؟ یکی از بحرانهای عمیق جامعهٔ ما، فقدان فرهنگ مطالعهٔ نظاممند و ضعف نهادهای تولید دانش است. دانشگاه، در معنای اصیل خود، صرفاً نهادی برای توزیع مدرک نیست؛ دانشگاه باید محل تولید دانش، پرورش تفکر انتقادی، تربیت ذهن پرسشگر و گسترش عقلانیت