از تربیت نسل آگاه تا مشارکت در ساختن آینده امت
آیا تمدن اسلامی بدون نقشآفرینی زنان احیا میشود؟
چرا برخی جوامع اسلامی با وجود برخورداری از منابع طبیعی، پیشینه تاریخی و میراث غنی علمی و فرهنگی، هنوز با مشکلاتی چون فقر، بیسوادی و عقبماندگی روبهرو هستند؟ آیا میتوان از احیای تمدن اسلامی سخن گفت، اما نقش نیمی از جامعه را در این مسیر نادیده گرفت؟ آیا تمدنهای بزرگ تنها با تلاش مردان ساخته شدهاند، یا زنان نیز در تربیت نسلها، گسترش دانش، حفظ ارزشهای اخلاقی و پیشرفت جامعه سهمی اساسی داشتهاند؟
تمدن اسلامی در گذشته، دستاورد تلاش انسانهایی بود که علم، ایمان، اخلاق و مسئولیت اجتماعی را در کنار یکدیگر قرار دادند. اگر امروز خواهان احیای این تمدن هستیم، باید از خود بپرسیم: چگونه میتوان استعدادهای زنان و مردان را شکوفا ساخت و از تواناییهای هر دو برای ساختن جامعهای آگاه، عادل و پیشرفته بهره گرفت؟
احیای تمدن اسلامی تنها به بازگشت به افتخارات گذشته محدود نمیشود؛ بلکه به معنای زندهکردن ارزشهایی است که جامعه را به سوی دانش، عدالت، اخلاق، پیشرفت و کرامت انسانی هدایت میکنند. در این مسیر، زنان نه تماشاگر تمدن، بلکه از نقشآفرینان اساسی آن هستند.
۱. تمدن چیست و چه کسانی آن را میسازند؟
واژه «تمدن» ریشه عربی دارد و با واژههای «مدینه» و «مدنیت» همخانواده است. معنای لغوی آن به شهرنشینی و زندگی شهری ارتباط دارد. در زبان عربی، واژه «حضاره» نیز به کار میرود که مفهومی گستردهتر دارد و پیشرفتهای مادی، علمی، فرهنگی و معنوی یک جامعه را در بر میگیرد.
بر این اساس، تمدن را میتوان مجموعه دستاوردهای مادی و معنوی یک جامعه دانست؛ دستاوردهایی که در عرصههایی چون علم، آموزش، اقتصاد، اخلاق، فرهنگ، عدالت و سازماندهی زندگی اجتماعی شکل میگیرند.
اما پرسش اساسی این است که چه کسانی تمدن را میسازند؟
تمدن حاصل تلاش انسانهاست؛ هم زنان و هم مردان در شکلگیری و پیشرفت آن نقش دارند. برای درک بهتر، پسربچهای را تصور کنید که از کودکی رشد میکند و بهتدریج از نظر علمی، اخلاقی و معنوی پرورش مییابد. در شکلگیری شخصیت این کودک، چه کسی نقش اساسی دارد؟ پدری که برای تأمین نیازهای خانواده کار میکند، یا مادری که بخش مهمی از وقت خود را صرف مراقبت، تربیت و پرورش او میسازد؟
البته پدر نیز در تأمین نیازهای مادی، تربیت و رشد فرزند نقش مهمی دارد؛ اما نباید نقش بنیادی مادر در پرورش نسل آگاه و مسئولیتپذیر نادیده گرفته شود.
نسل آگاه و تربیتیافته، یکی از پایههای اساسی تمدن است و مادر میتواند در شکلگیری چنین نسلی نقشی تعیینکننده داشته باشد. این نقش نیز به خانواده محدود نمیشود؛ زیرا زنان با حضور در آموزش، پژوهش، اقتصاد، فرهنگ و مدیریت اجتماعی میتوانند مستقیماً در پیشرفت جامعه سهم بگیرند.
برای ساختن جامعهای انسانی و متمدن، نقش زنان و مردان هر دو ضروری است. نه جامعهای که زنان را از آموزش و مشارکت محروم میسازد، میتواند به تمدنی متوازن دست یابد و نه جامعهای که نقش مردان را نادیده میگیرد، میتواند همه ظرفیتهای انسانی خود را به کار گیرد.
تمدن واقعی زمانی شکل میگیرد که زنان و مردان در کنار یکدیگر، با حفظ کرامت و حقوق متقابل، برای پیشرفت جامعه تلاش کنند.
۲. کرامت انسانی زن در نگاه اسلام؛
یکی از مبانی مهم تمدن اسلامی، احترام به کرامت انسان است. زن و مرد هر دو انساناند و در ارزش انسانی و مسئولیت اخلاقی، برخوردار از کرامتاند. برتری معنوی نیز صرفاً به جنسیت وابسته نیست، بلکه با ایمان، تقوا و کردار شایسته ارتباط دارد.
قرآن کریم در سوره احزاب، آیه ۳۵، زنان و مردان را در مجموعهای از فضایل دینی و اخلاقی در کنار یکدیگر قرار میدهد:
«إِنَّ الْمُسْلِمِينَ وَالْمُسْلِمَاتِ وَالْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَالْقَانِتِينَ وَالْقَانِتَاتِ وَالصَّادِقِينَ وَالصَّادِقَاتِ وَالصَّابِرِينَ وَالصَّابِرَاتِ وَالْخَاشِعِينَ وَالْخَاشِعَاتِ وَالْمُتَصَدِّقِينَ وَالْمُتَصَدِّقَاتِ وَالصَّائِمِينَ وَالصَّائِمَاتِ وَالْحَافِظِينَ فُرُوجَهُمْ وَالْحَافِظَاتِ وَالذَّاكِرِينَ اللَّهَ كَثِيرًا وَالذَّاكِرَاتِ أَعَدَّ اللَّهُ لَهُمْ مَغْفِرَةً وَأَجْرًا عَظِيمًا»
مفهوم آیه این است که زنان و مردان مسلمان، مؤمن، فرمانبردار خداوند، راستگو، شکیبا، فروتن، بخشنده، روزهدار، پاکدامن و بسیار یادکننده خداوند، همگی مشمول وعده آمرزش و پاداش بزرگ الهیاند.
این آیه نشان میدهد که در مسیر ایمان و فضیلت، زن نیز مانند مرد مخاطب مسئولیتهای دینی است و برای اعمال نیک خود پاداش میگیرد.
پیامبر اسلام، صلیاللهعلیهوسلم، نیز فرمودند:
«الناس ولدُ آدمَ، وآدمُ من تُراب»
یعنی: همه مردم فرزندان آدماند و آدم از خاک آفریده شده است؛(سنن ابیداود، حدیث ۵۱۱۶؛ جامع ترمذی، حدیث ۳۹۵۵).
این پیام، بر اصل مشترک انسانها و نفی تفاخر بر اساس اصلونسب تأکید دارد. بنابراین، جامعهای که خواهان احیای تمدن اسلامی است، باید کرامت زنان را در عمل پاس بدارد و زمینه آموزش، رشد، مسئولیتپذیری و مشارکت سازنده آنان را فراهم کند.
۳. سه الگوی زن؛ کدامیک میتواند در احیای تمدن نقشآفرین باشد؟
امروزه میتوان از سه الگو برای زن سخن گفت:
۱. زن سنتی: زنی که گاهی به نام تقوا و دینداری، از علم، آگاهی و مشارکت اجتماعی محروم میماند. دینداری بدون دانش و آگاهی، بهتنهایی نمیتواند زمینهساز شکوفایی تمدن باشد. البته سنتها یکسان نیستند و بسیاری از سنتهای خانوادگی و فرهنگی میتوانند ارزشمند باشند؛ مسئله زمانی پدید میآید که برخی برداشتهای نادرست، به نام سنت، مانع رشد علمی و انسانی زنان شوند.
۲. زن غربی: الگویی که در برخی برداشتها، بر مادیات و پیشرفت دنیوی تأکید میکند و معنویت و پاکی اخلاقی را کمرنگ میسازد. با این حال، جوامع غربی یکدست نیستند و نمیتوان همه زنان یا تمام اندیشههای غربی را در یک قالب قرار داد. نقد باید متوجه دیدگاهها و رفتارهای مشخص باشد، نه تعمیمهای کلی.
هیچیک از این دو الگو، بهتنهایی، نمیتواند پاسخگوی همه نیازهای یک تمدن متوازن باشد؛ تمدنی که هم به پیشرفت مادی نیاز دارد و هم به تعالی معنوی و اخلاقی.
۳. زن مسلمان آگاه: الگویی که میکوشد علم و ایمان، مسئولیتپذیری و استقلال، ارزشهای اسلامی و مشارکت سازنده را در کنار یکدیگر قرار دهد. چنین زنی از دانش و آگاهی برخوردار است، به اصول و ارزشهای دینی پایبندی دارد، برای رشد خود تلاش میکند و در خانواده و جامعه مسئولیت میپذیرد.
تمدن بزرگ زمانی شکل میگیرد که علم و ایمان، پیشرفت مادی و تعالی معنوی، در کنار یکدیگر قرار گیرند. زن مسلمان آگاه میتواند با بهرهگیری از دانش، اخلاق، خلاقیت و تواناییهای خود، در این مسیر نقش مؤثر داشته باشد.
۴. نقش زنان در دنیای امروز؛
نقش زنان در جامعه به یک حوزه محدود نیست؛ آنان میتوانند در عرصههای گوناگون علمی، اجتماعی، فرهنگی و تمدنی نقشآفرین باشند. از جمله:
– خانواده: ساختن خانوادهای سالم، تقویت روابط انسانی و تربیت نسل آگاه و مسئولیتپذیر؛
– آموزش و پرورش: آموزش، تربیت و پرورش نسل آینده و کمک به گسترش سواد و آگاهی؛
– علم و دانش: پژوهش، نوآوری و گسترش علوم نظری و تجربی؛
– ادبیات و فرهنگ: آفرینش آثار منظوم و منثور و انتقال ارزشهای فرهنگی؛
– تاریخ: تاریخنگاری، ثبت رویدادهای بشری و معرفی تجربههای نسلهای گذشته؛
– عرفان و اخلاق: فعالیتهای معنوی، تربیت اخلاقی و تقویت ارزشهای انسانی؛
– سیاست و اقتصاد: مشارکت در مدیریت، تصمیمگیری و برنامهریزی برای پیشرفت جامعه؛
– دفاع و خدمت اجتماعی: کمک به حفاظت از جامعه، امدادرسانی و حمایت از آسیبدیدگان در شرایط دشوار؛
– حقوق و عدالت: دفاع از حقوق انسانها، مبارزه با تبعیض و کمک به گسترش عدالت؛
– جنبشهای اجتماعی: مشارکت در اصلاحات اجتماعی و تلاش برای حل مشکلات جامعه؛
– تداوم نسل بشر: بارداری، زایمان و پرورش نسل آینده؛ مسئولیتهایی که نیازمند احترام، حمایت و دسترسی به خدمات مناسباند؛
– آینده جهان: مشارکت در شکلدهی به تحولات علمی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی.
این فهرست به همین موارد محدود نمیشود؛ زنان در عرصههای دیگری نیز میتوانند نقش مؤثر داشته باشند.
پیشرفت جامعه زمانی شتاب میگیرد که استعدادهای زنان و مردان، بدون تبعیض و با رعایت حقوق، مسئولیتها و ارزشهای انسانی، فرصت شکوفایی پیدا کند. محرومساختن بخشی از جامعه از آموزش و مشارکت، به معنای کنارگذاشتن بخشی از ظرفیتهای انسانی است.
۵. فاطمه فهری؛ نمونهای از نقش زنان در گسترش دانش؛
در تاریخ تمدن اسلامی، زنان بسیاری با دانش، تلاش و سرمایهگذاری در امور عمومی، در گسترش علم و فرهنگ سهم داشتهاند. یکی از نمونههای مشهور، فاطمه فهری است.
فاطمه فهری، زن مسلمانی که با خانوادهای بازرگان ارتباط داشت، بهعنوان بنیانگذار دانشگاه در تمدن اسلامی است. در سال ۲۴۵ هجری قمری، برابر با ۸۵۹ میلادی، تأسیس شد و در گذر زمان به یکی از مراکز مهم آموزش و دانش در جهان اسلام تبدیل گردید.
قرویین از مراکز دیرپای آموزش اسلامی به شمار میرود و در تاریخ آن، گسترش تدریس و فعالیت علمی جایگاه مهمی دارد. میتوان گفت در تاریخ بشر اولین دانشگاه میباشد.
داستان فاطمه فهری یادآور این حقیقت است که نقش زنان در تمدنسازی تنها به تربیت فرزندان محدود نمیشود؛ آنان میتوانند از دانش، دارایی، مدیریت و تواناییهای خود برای ایجاد نهادهای ماندگار و خدمت به جامعه استفاده کنند.
۶. خدیجه رضیالله عنها؛ بانوی خردمند، با ایمان و پشتیبانی از پیامبر؛
از نمونههای برجسته نقش زن در آغاز اسلام، حضرت خدیجه رضیاللهعنها است. او تنها همسر پیامبر نبود؛ بلکه زنی خردمند، برخوردار از تجربه زندگی و تجارت، و پشتیبان پیامبر در یکی از حساسترین مراحل رسالت ایشان بود.
در کتاب نبی رحمت، درباره برخورد خدیجه رضیاللهعنها با پیامبر پس از نخستین نزول وحی، چنین آمده است:
«خدیجه رضیاللهعنها، سبب ناراحتی را پرسید حضرت ماجرا را تعریف کردند. خدیجه زنی خردمند و فهمیده بود درباره نبوت و انبیا و فرشتگان چیزهایی شنیده بود گاهی به ملاقات پسر عمویش ورقه بن نوفل می رفت؛ ورقه نصرانی (مسیحی بود کتابهای آسمانی را خوانده و در مورد تورات و انجیل اطلاعاتی داشت خدیجه بسیاری از کارهای مردم مکه را بدیده اکراه می نگریست، چنان که شیوه مردم فهمیده و دارای فطرت سلیم همین است. او به دلیل همزیستی با رسول اکرم بیش از هر کس دیگر نسبت به اخلاق آن حضرت شناخت داشت و از احوال پنهان و آشکار او آگاه بود. او از رسول اکرم خصلت ها و صفاتی را دیده بود که دلالت بر این میکرد که این شخص یک انسان موفق و موید از جانب خداوند است. اخلاقش برگزیده و سیره و رفتارش پسندیده است. مسلماً کسی که چنین باشد شیطان را بر او راهی نیست و بعید است که بر اثر جن آسیبی به او رسیده باشد. او (خدیجه) تاثیر شیطان و جن را بر چنین فردی منافی حکمت و الطاف الهی میدانست اینجا بود که با کمال اعتماد و اطمینان چنین گفت: «كَلَّا والله ما يخزيك الله أبداً، إنك لتصل الرحم، و تَحْمِلُ الكَلَّ وَتُكْسِبُ المَعْدُومَ وتقري الضيف وتعين على نوائب الحق ؛ نه ممکن نیست قسم به خدا خداوند شما را هرگز ذلیل و خوار نخواهد کرد زیرا شما صله رحم میکنید بار دیگران را بر میدارید به مستمندان کمک میکنید خدمت میهمانان به جا می آورید و کسانی را که در راه حق دچار مصایب و مشکلات . می شوند یاری میدهید.»»
(نبی رحمت از علامه ندوی، ترجمه مفتی قاسم قاسمی، صفحه ۱۰۹ و ۱۱۰)
این روایت، تصویری از خردمندی، شناخت اخلاقی و آرامشبخشی حضرت خدیجه رضیالله، عنها ارائه میکند. او در شرایطی که پیامبر با تجربهای بزرگ و ناشناخته روبهرو شده بود، با شناختی که از اخلاق و رفتار ایشان داشت، او را آرام ساخت و به او اطمینان داد.
در ادامه همان کتاب درباره ایمان و پشتیبانی او آمده است:
«خدیجه به آن حضرت صلیاللهعلیهوسلم ایمان آورد؛ او اولین کسی بود که به خدا و رسولش گرویده شد و خود را در کنار رسول اکرم صلیاللهعلیهوسلم قرار داد و آن حضرت صلیاللهعلیهوسلم، را نصرت میکرد، دلداری اش داده و برای او مشکلات را آسان جلوه میداد و بارش را سبک میکرد»
(نبی رحمت از علامه ندوی، ترجمه مفتی قاسم قاسمی، صفحه ۱۱۰ و ۱۱۱)
از این نمونه میتوان دریافت که نقش زن در تمدنسازی گاهی از راه حمایت فکری و عاطفی، گاهی از راه مدیریت و فعالیت اقتصادی و گاهی از راه پشتیبانی از یک حرکت بزرگ اجتماعی و دینی تحقق مییابد. پشتیبانی خدیجه رضیالله عنها از پیامبر، نمونهای از تأثیرگذاری عمیق یک زن در مرحلهای سرنوشتساز از تاریخ اسلام است.
۷. بیعت زنان؛ نشانهای از مسئولیت اجتماعی و دینی؛
مشارکت زنان در جامعه اسلامی، تنها به امور خانه و خانواده محدود نبوده است. در تاریخ صدر اسلام، زنان نیز با پیامبر اسلام، صلیاللهعلیهوسلم، بیعت کردند و تعهد دینی و اخلاقی خود را اعلام نمودند.
درباره بیعت دوم عقبه آمده که گروهی از مسلمانان یثرب، شامل ۷۳ مرد و زن، با پیامبر بیعت کردند. از نمونههای شناختهشده مشارکت زنان در این رویداد است.(نبی رحمت از علامه ندوی، ترجمه مفتی قاسم قاسمی، صفحه ۱۵۳)
این بیعت در گسترش پیوند میان مسلمانان مکه و یثرب و فراهمشدن زمینه هجرت و حمایت از پیامبر اهمیت داشت. حضور زنان در چنین رویدادی نشان میدهد که آنان در تعهدات دینی و اجتماعی نیز جایگاه داشتند.
قرآن کریم در سوره ممتحنه، آیه ۱۲، به بیعت زنان مؤمن با پیامبر اشاره میکند:
«يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِذَا جَاءَكَ الْمُؤْمِنَاتُ يُبَايِعْنَكَ عَلَىٰ أَنْ لَا يُشْرِكْنَ بِاللَّهِ شَيْئًا وَلَا يَسْرِقْنَ وَلَا يَزْنِينَ وَلَا يَقْتُلْنَ أَوْلَادَهُنَّ وَلَا يَأْتِينَ بِبُهْتَانٍ يَفْتَرِينَهُ بَيْنَ أَيْدِيهِنَّ وَأَرْجُلِهِنَّ وَلَا يَعْصِينَكَ فِي مَعْرُوفٍ فَبَايِعْهُنَّ وَاسْتَغْفِرْ لَهُنَّ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ
[10/15/2026 5:41 PM] سالار مسعود: رَحِيمٌ»؛ ای پیامبر، هرگاه زنان مؤمن نزد تو آیند که با تو بیعت کنند تا چیزی را با خدا شریک ندانند، دزدی و زنا نکنند، فرزندان خود را نکشند، بهتان نزنند و در کارهای پسندیده نافرمانی نکنند، با آنان بیعت کن و از خداوند برایشان آمرزش بخواه؛ زیرا خداوند آمرزنده و مهربان است.
این آیه بهروشنی از بیعت زنان سخن میگوید و تعهدات اخلاقی و دینی آنان را بیان میکند. از این رو، زنان را نمیتوان از مسئولیت اخلاقی، اجتماعی و دینی جامعه بیرون دانست.
البته بیعت در صدر اسلام را نباید بدون توضیح تاریخی، دقیقاً برابر با حق رأی در نظامهای سیاسی امروزی دانست. با این حال، اصل حضور و تعهد زنان در بیعت، برای فهم جایگاه اجتماعی آنان در جامعه نخستین اسلامی اهمیت دارد.
(برای مطالعه بیشتر: نبی رحمت، نوشته علامه ندوی، ترجمه مفتی قاسم قاسمی، صفحه ۱۵۳.)
۸. ویژگیهای الگوی زن مسلمان، بنیاد تمدنهای بزرگ؛
الگوی زن مسلمان میتواند در شکلگیری تمدنی متوازن نقش مهمی داشته باشد؛ الگویی که ویژگیهای آن عبارتاند از:
– تعادل میان زندگی مدرن و ارزشهای اسلامی: بهرهگیری از دستاوردهای علمی و فناوری، همراه با حفظ ارزشهای دینی و اخلاقی؛
– استقلال اقتصادی و توانمندی: کسب مهارت، آموزش، فعالیت اقتصادی و استفاده مسئولانه از استعدادها؛
– پاسداری از خانواده و جامعه: تقویت روابط سالم خانوادگی و مشارکت در حل مشکلات اجتماعی؛
– مشارکت در تصمیمگیریها: حضور آگاهانه در امور مربوط به خانواده و جامعه، متناسب با تواناییها و مسئولیتها؛
– حفظ فرهنگ اسلامی و گسترش علم: انتقال میراث فرهنگی، تقویت هویت اسلامی و تلاش برای پیشرفت علمی؛
– مبارزه با تبعیض: ایستادگی در برابر تبعیض نژادی، تحقیر جنسیتی و هر رفتاری که کرامت انسان را نادیده میگیرد
زن مسلمان آگاه نه ناگزیر است میان ایمان و دانش یکی را انتخاب کند و نه باید پیشرفت را در تضاد با اخلاق بداند. او میتواند در کنار پایبندی به ارزشهای دینی، از علم، تجربه، خلاقیت و مهارتهای خود برای پیشرفت جامعه بهره بگیرد.
البته تحقق این الگو تنها به تلاش فردی زنان وابسته نیست؛ خانوادهها، نهادهای آموزشی، عالمان دینی، مسئولان و دیگر اعضای جامعه نیز وظیفه دارند زمینه رشد علمی، اخلاقی و اجتماعی زنان را فراهم سازند.
۹. چه موانعی در برابر نقشآفرینی زنان وجود دارد؟
اگر نقش زنان در احیای تمدن اسلامی مهم است، باید موانعی را نیز شناخت که مانع شکوفایی تواناییهای آنان میشوند.
نخست، محرومیت از آموزش: جامعهای که زنان آن از سواد و دانش کافی برخوردار نباشند، بخش بزرگی از ظرفیت علمی و انسانی خود را از دست میدهد.
دوم، برداشتهای نادرست فرهنگی: گاهی عادتها و رسوم اجتماعی به نام دین معرفی میشوند، در حالی که برای ارزیابی هر باور باید میان آموزههای دینی و برداشتهای فرهنگی تمایز گذاشت.
سوم، تبعیض و محدودیت فرصتها: هنگامی که فرصتهای آموزش، کار، پژوهش یا مشارکت اجتماعی تنها به دلیل جنسیت محدود شود، استعدادهای بسیاری مجال رشد پیدا نمیکنند.
چهارم، ضعف در آگاهی دینی و اجتماعی: هم زنان و هم مردان به آموزش درست، شناخت حقوق و مسئولیتها و گفتوگوی علمی نیاز دارند. بدون آگاهی، هم افراط و هم تفریط میتواند مانع پیشرفت شود.
پنجم، نادیدهگرفتن نقش خانواده و نهادهای اجتماعی: حمایت از زنان تنها به معنای توصیه به تلاش فردی نیست؛ بلکه به محیط امن، آموزش باکیفیت، فرصتهای عادلانه و تقسیم مسئولانه وظایف خانوادگی و اجتماعی نیز نیاز دارد.
احیای تمدن اسلامی زمانی امکانپذیرتر میشود که جامعه به جای محرومساختن افراد از فرصت رشد، استعدادهای آنان را در مسیر خدمت به انسان و پیشرفت کشور به کار گیرد.
۱۰. یک نکته اساسی: تمدنسازی از آموزش آغاز میشود؛
اگر بخواهیم تنها یک اولویت عملی برای نقش زنان در احیای تمدن اسلامی انتخاب کنیم، آن اولویت آموزش و پرورش است. زن آگاه میتواند در تربیت نسل آینده، گسترش فرهنگ مطالعه، پرورش روحیه پرسشگری و تقویت اخلاق اجتماعی نقش داشته باشد. همچنین، زنی که خود از آموزش باکیفیت برخوردار است، میتواند در علوم، اقتصاد، مدیریت، فرهنگ و دیگر عرصهها مستقیماً به جامعه خدمت کند.
البته مسئولیت آموزش و تربیت تنها بر دوش زنان نیست؛ مردان نیز در این زمینه مسئولیت دارند. هدف، رقابت میان زن و مرد نیست، بلکه فراهمکردن شرایطی است که هر دو بتوانند استعدادهای خود را در خدمت جامعه به کار گیرند.
برای افغانستان و دیگر جوامع اسلامی، سرمایهگذاری در آموزش دختران و پسران، گسترش فرهنگ مطالعه، حمایت از پژوهش و فراهمکردن فرصتهای عادلانه میتواند از گامهای مهم در مسیر پیشرفت باشد. تمدن با شعار ساخته نمیشود؛ به دانش، اخلاق، عدالت، کار و مشارکت آگاهانه مردم نیاز دارد.
جانسخن اینکه؛
احیای تمدن اسلامی، پروژهای جمعی است که بدون مشارکت آگاهانه زنان و مردان به نتیجه مطلوب نمیرسد. زنان در طول تاریخ، در خانواده، آموزش، فعالیتهای علمی و فرهنگی، امور اجتماعی و پشتیبانی از حرکتهای بزرگ نقش داشتهاند. نمونههایی چون خدیجه رضیاللهعنها و فاطمه فهری نشان میدهد که تأثیرگذاری زنان میتواند از تربیت و پشتیبانی فکری تا ایجاد نهادهای علمی و خدمت عمومی گسترش یابد.
اسلام در آموزههای خود بر ایمان، کردار شایسته و کرامت انسانی تأکید میکند. بر همین اساس، جامعهای که خواهان پیشرفت است، باید زمینه رشد علمی، اخلاقی و اجتماعی زنان را فراهم سازد و در برابر تبعیض و برداشتهای نادرستی که مانع شکوفایی استعدادها میشوند، با آگاهی و استدلال برخورد کند.
تمدن بزرگ نه با حذف زنان ساخته میشود و نه با نادیدهگرفتن نقش مردان؛ بلکه با همکاری، عدالت، علم، ایمان و مسئولیتپذیری همه اعضای جامعه شکل میگیرد.
پس پرسش پایانی این است: اگر زنان و مردان با دانش، اخلاق، عدالت و احساس مسئولیت در کنار یکدیگر قرار گیرند، چه اندازه میتوانند آیندهای روشنتر برای امت اسلامی بسازند؟
پاسخ این پرسش را باید در آموزش، رفتار و اقدام امروز خود جستوجو کنیم؛ زیرا احیای تمدن از جایی آغاز میشود که انسانها برای ساختن فردایی بهتر، تواناییهای خود و دیگران را به رسمیت بشناسند.
ـــــــــــــــــــــــــــــ
منابع:
۱. قرآن کریم، سوره احزاب، آیه ۳۵؛
۲. قرآن کریم، سوره ممتحنه، آیه ۱۲؛
۳. سنن ابیداود، حدیث ۵۱۱۶؛
۴. جامع ترمذی، حدیث ۳۹۵۵؛
۵. علامه ندوی، نبی رحمت، ترجمه مفتی قاسم قاسمی، صفحات ۱۰۹ تا ۱۱۱ و ۱۵۳؛