امروز، روز جهانی نامهنویسی است؛ همان نامههایی که در گذشته با خودکار روی کاغذ مینوشتیم و به اقوام، خویشاوندان و دوستان میفرستادیم.
این نامهها امروزه در عصر دیجیتال گم شدهاند و جای خود را به پیامهای واتساپی، تلگرامی و تماسهای صوتی و تصویری از طریق پیامرسانها واگذار کردهاند.
۱ سپتامبر در تقویم سازمان ملل به عنوان روز گرامیداشت نامهنویسی ثبت شده است تا به این بهانه، توجه ما را به ضرورت زنده نگه داشتن فرهنگ نامهنویسی در عصر پیامرسانهای دیجیتال معطوف کند و بر اهمیت رابطه شخصی و صمیمانه در عصر ارتباطات دیجیتالی تأکید نماید.
همه ما در گذشته نامههایی از دوستان، خویشاوندان، اقوام دور و مسافران دریافت کردهایم. صادقانه بگویید: آن نامهها صمیمیتر بودند یا پیامهایی که از طریق پیامرسانهای دیجیتال دریافت میکنید؟
تجربه شخصیام میگوید که نامههای دستی صمیمیتر بودند و با شور و شوق زایدالوصف بیشتری میخواندیم تا این پیامهای دیجیتالی را. من بهخوبی به یاد دارم که تا نامهای از یکی از اقارب و دوستان میرسید، با اشتیاق زایدالوصف چندین بار آن را میخواندیم. تلاش میکردیم پشت پرده هر واژه را بشکافیم و ناگفتههایش را نیز بخوانیم.
آن نامهها را نهتنها میخواندیم، بلکه برای سالها در جای امنی نیز نگه میداشتیم. نامههای دستی به محبت و دوستی دو طرف میافزود و پیوندهای صمیمانه را مستحکمتر از قبل میکرد. من اما این کیفیتها را در پیامهای دیجیتالی امروز نمیبینم.
شاید بگویید که من گرفتار نوستالژی هستم و چنین واکنشی در برابر فناوری، در میان سایر انسانها و ملتها نیز پیشینه دارد؛ اما نمیشود جلو پیشرفت را گرفت.
حق با شماست، ولی این را نیز باید اضافه کنم که حرف من درباره فقدان صمیمیت در پیامهای دیجیتالی ناشی از حس نوستالژیک نیست، بلکه شماری از آگاهان و دانشمندانی که درباره انقلاب فناوری اطلاعاتی تحقیق کردهاند، صمیمیت، اعتماد و دوستداشتن را از گمشدههای عصر دیجیتال میدانند.
یکی از این محققان، رابرت پاتنام است. او کتابی نوشته است زیر عنوان «باولینگ بهتنهایی».
او در این کتاب از افول یا کاهش سرمایه اجتماعی در آمریکا صحبت میکند. سرمایه اجتماعی یعنی داشتن روحیه تعاون، همکاری، مشارکت، صمیمیت و اعتمادکردن به یکدیگر.
او یکی از دلایل کاهش این روحیه را افزایش ارتباطات دیجیتال و افول دیدارهای چهرهبهچهره میداند. بسیاری از شهروندان ایالات متحده آمریکا به گوشیهای هوشمند و آیپدهایی دسترسی دارند که همیشه به دنیای دیجیتال متصلاند. آنها از طریق گوشیشان آنلاین بازی میکنند، آنلاین تلویزیون میبینند و بهصورت آنلاین با دیگران پیام تبادل میکنند. گفته میشود هر چهار دقیقه یکبار به گوشیهای هوشمند خود سر میزنند.
این باعث میشود که آنها کمتر مراوده شخصی داشته باشند و آدمها را در تماسهای آنلاین، نه به عنوان موجودات زنده، بلکه در قالب یک متن دیجیتالی روی یک صفحه دیجیتالی ببینند.
یکی از دلایل گسترش فحاشی در پیامهای دیجیتالی نیز همین است. از گوشی هوشمندتان صدا میدهد. نگاه میکنید که پیامی برایتان ارسال شده است. باز میکنید و میبینید که سر تا پا به شما فحش دادهاند.
در عصر نامهنویسی کمتر چنین اتفاقی میافتاد؛ چون آن زمان هنوز انسانها چهره داشتند و به یک متن دیجیتالی روی یک صفحه دیجیتالی فروکاسته نشده بودند. نامه، رسانه انسانِ چهرهدار بود؛ اما پیامهای دیجیتالی نماینده انسانهای دیجیتالی و فاقد چهرهاند.
زندگی دیجیتالی چهره را از انسان سلب کرده و ارتباطات شخصی و صمیمانه را نیز از وی ستانده است.
ما امروزه، به قول رابرت پاتنام، بهتنهایی باولینگ بازی میکنیم و کمتر در میان همنوعان خود حضور داریم.
پیامهای دیجیتالی نیز رنگوبوی زندگی دیجیتالی را دارند: فقدان ارتباطات صمیمانه و شخصی. به همین خاطر، کمتر کسی آنها را باز میکند و پاسخشان را میدهد.
در چنین عصری، من فکر میکنم اگر گاهی به نامهنویسی دستی بپردازیم و آن سنت را زنده نگه داریم، شاید برای انسانیت ما و برای زنده نگه داشتن ارتباطات شخصی و صمیمانه بهتر باشد.
نمیشود از الزامات عصر دیجیتال گریخت، اما گاهی نیاز است از تنهاییِ بازی کردن باولینگ نیز دست برداریم و به دیدار چهرهبهچهره یا نامهنویسی نیز بپردازیم.
این برای انسانی زیستن ما خوب است. انسان موجودی اجتماعی است و در اجتماع است که سنگ تهداب تمدنها، اخلاق و معنویت را میگذارد.
تنهایی فقط زیبنده خدا است.