در سالروز ولادت پیامبر بزرگوار اسلام، حضرت محمد مصطفی(ص)، قرار داریم. در برخی از کشورهای اسلامی، از ۲۶ سنبله/شهریور، به مناسبت میلاد پیامبر اسلام، هفتهای به نام «هفته وحدت» نامگذاری شده است.
ضرورت نامگذاری هفتهای به نام «وحدت اسلامی» نیز از اینجا ناشی میشود که متأسفانه در میان مسلمانان جهان بهشدت تفرقه حاکم است. مسلمانان به دهها فرقه و گرایش فقهی و کلامی تقسیم شدهاند و بدتر از همه اینکه گاهی یکدیگر را تکفیر میکنند.
علیالوردی، جامعهشناس عراقی، درباره اسلام سخن جالبی دارد. او میگوید دین اسلام به همان اندازهای که با سرعت رشد کرد و در کمتر از نیم قرن نیمی از دنیا را درنوردید، به همان سرعت نیز دچار تفرقه شد.
او دلیل این امر را نیز در این میداند که پس از هر پیروزی، شکلگیری تفرقه تقریباً امری طبیعی است. علیالوردی، موفقیت را یکی از عوامل عمده تفرقه میداند؛ زیرا هنگامی که جنبشی به پیروزی دست مییابد، مسئله منافع و غنایم پیش میآید و بر سر چگونگی تقسیم و تصاحب آن، جناحبندیها شکل میگیرد. این اختلافات نیز بهتدریج رنگ و بوی گرایشهای کلامی و مذهبی به خود میگیرد.
در تاریخ اسلام نیز پس از پیروزیهای اولیه، اختلافات چنین آغاز شد. نگاهی به جنگهای داخلی در عصر خلفای راشدین بیندازید؛ جنگهایی که میان مسلمانان رخ داد. بعدها امویان، عباسیان و سایر دستگاههای سیاسی نیز هر کدام بر بنیاد منافع خود از یکی از فرقهها حمایت کردند و فرقهای دیگر را سرکوب نمودند. مأمون عباسی از معتزله حمایت میکرد و اخلاف او از حنابله. محمود غزنوی انگشت گرد جهان کرده بود و قرمطی و اسماعیلی میجست، در حالی که فاطمیان مصر مذهب اسماعیلیه را تبلیغ میکردند. سلجوقیان و خواجه نظامالملک طوسی مدارس نظامیه را ایجاد کردند و علمایی مانند امام غزالی را در آنجا به کار گرفتند تا علیه شیعیان و اسماعیلیان فعالیت کنند. آلبویه نیز از شیعه حمایت میکردند.
آنچه از تاریخ تمدن اسلامی میتوان آموخت، این است که نمیتوان تعدد مذاهب و اختلافات موجود را زیر نام وحدتخواهی سرکوب کرد. چنین کاری را دستگاههای سیاسی عباسی و اموی، سلاطین ترک و دیگر حکومتها انجام دادند، اما نتیجهای نگرفتند.
آنچه میتواند به وحدت اسلامی کمک کند، به نظر من، اینهاست:
پذیرش تنوع و تکثر مذاهب و در عین حال، به رسمیتشناختن و احترامگذاشتن به آنها. کسی که دغدغه وحدت دارد، باید مذاهب موجود در جهان اسلام را به رسمیت بشناسد. از این طریق، «وحدت در کثرت» متحقق میشود.
پرهیز از تکفیرگری. یکی از عواملی که در تاریخ اسلام بهشدت موجب تفرقه شده، پدیده تکفیرگری است. تکفیرگری سرطانی است که باعث انواع نزاعهای مذهبی میان مسلمانان شده و همچنان میشود. باید در برابر پدیده تکفیر موضع جدی گرفت. هر زمانی که توانستیم یکدیگر را تکفیر نکنیم، یک گام به وحدت اسلامی نزدیکتر شدهایم.
روزی ریکولدا دا مونتهکروچه، راهب دومینیکن، در اواخر قرن هفتم به جهان اسلام سفر کرد و هنگامی که دید مسلمانان یکدیگر را تکفیر نمیکنند، بسیار خشمگین شد. او خشم خود را چنین اظهار کرده بود که چرا ساراسنها (مسلمانان)، در حالی که هیچ عملی انجام نمیدهند جز بر زبان راندن شهادتین، فکر میکنند به بهشت میروند؟
اگر میخواهیم دشمنانمان را بار دیگر خشمگین کنیم، تنها راهش پرهیز از تکفیرگری و مبارزه با پدیده تکفیر است.
پرهیز علما از دنبالهروی از سیاسیون. متأسفانه یکی از چیزهایی که بهشدت باعث اختلاف و نفاق در میان مسلمانان شده، دنبالهروی تعدادی از علما از سیاسیون است. تعدادی از علما، متأسفانه، از سوی حکام و سیاسیون مأموریت دارند که در جوامع اسلامی تخم تفرقه بکارند و مطابق هوای نفس آنان فتوا صادر کنند.
ما به اینها «ملاهای درباری» میگوییم. تا هنگامی که علما استقلال خود را حفظ نکنند و از سیاسیون دنبالهروی نمایند، اتحاد و اتفاق نهتنها ممکن نیست، بلکه وضعیت بدتر نیز خواهد شد.