اِقْرَأْ؛ عِلْم؛ تَدَبُّر؛ إِحْسَان؛ أَمَانَات؛ اِعْتِصَام؛ رَحْمَة؛ خُـلُق؛ کَرَامَة؛حَقّ؛ عَدْل؛ هُدًى…
امروز در سالروز میلاد پیامبری ایستادهایم که آمدنش، طلوع دوبارهٔ رحمت در جهانی خسته از ظلم و جهل بود و نخستین ندای آسمان بر قلب سرور ابرار ﷺ فرود آمد: «اقرأ»؛ بخوان، به نام پروردگارت… بود.
میلاد محمد ﷺ یادآوری یک راه است؛ راهی که با اقرأ آغاز شد، با علم و آگاهی جان گرفت، با اخلاق استوار و با عدالت و رحمت، دلهای انسانها را به خود نزدیک کرد.
نخستین فرمان آسمانی فرمان جنگ نبود؛ فرمان نظامداری و قدرتسالاری نبود؛ فرمان غلبه بر قوموقبیلهی نبود؛ و فرمـان اقامهی شریعت و تطبیق حدود نبود؛ بلکه فرمان خواندن بود و گفت: اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ…
چه پیام قشنگِ در این اقْرَأْ نهفته است!
گویی میخواست رسول علم و آزادی، بهانسانها بیاموزد که پیش از آنکه بر دیگران حکومت کنی باید خویشرا بشناسی؛ پیش از آنکه دربارهٔ دیگران داوری کنی، باید بیاموزی و پیش از آنکه جهان را تغییر دهی، باید چراغ آگاهیرا در درون خود روشن کنی.
محمد ﷺ آمد تا انسانرا از تاریکی جهل به روشنایی معرفت و از خشونت به رحمت، از تبعیض به کرامت، و از جور و جفا به عدالت رهنمون شود.
آری!
او دختر را ننگ نمیدانست؛ انسان را صاحب کرامـت و عزت میدانست.
او علم را دشمن دین و دنیا نمیدانست؛ بلکه جهل و نادانیرا آفت انسان میدانست.
او اختلاف را با خشونت پاسخ نمیداد؛ بلکه اخلاق و حکمت را پیش میگرفت.
او دلها را با اجبار فتح نکرد؛ با صداقت، تبسم، نرم خویی و اخلاق و رحمت فتح کرد.
اما امروز در روز میلاد او، سزاوار است از خود بپرسیم: ما با میراث محمد ﷺ چه کردهایم؟
آیا اسلام را آنگونه که او به ما آموخت، با رحمت و عدالـــت معرفی کردهایم؟
آیا قرآنکریم را فقط برای خواندن بر زبان نگه داشتهایم و یا برای فهمیدن و عمل کردن نیز به سراغش رفتهایم؟
“اقرأ” را شنیدهایم، اما درهای علم را به روی فرزندان خویش بستهایم!
از پیامبری سخن میگوییمکه فرمود: «آسان بگیرید و سخت نگیرید، اما خود چهرهی سخت و خشن از دین به مردم نشان میدهیم؟
درد امت امروز: بینانی، فقر فرهنگی، فقر علمی، فقر رحمت، فقر عدالـت، فقر شایستهسالاری، فقر الگو، فقر نظامِ واقعی و برگرفته شده از روح اصیل اسلام معتدِل، فقرجنگ و آوارگی و فقر بیکاری… و یکی از بزرگترین دردهای ما فاصله گرفتن از روح اصیل اسلام است.
گاهی چنان دین و سیاست را در هم میآمیزیم، که گویـی هر تصمیم یک انسان، حکم خداست؛ و هر سخن یک حاکم سخن دین است و هر انتقاد از قدرت، مخالفت با اسلام.
در حالی که اسلام، هیچ انسانی را فراتر از نقد و عدالت قرار نداده است.
دین بزرگتر از حکومتهاست؛ حقیقت بزرگتر از قدرت است و عدالت بزرگتر از مصلحتهای سیاسی.
اگر دین به ابزار توجیه ظلم، و خاموش کردن صدای برحق و حقخواهی مردم، بستن درهای عــلم یا تحمیل ارادهٔ انسانها تبدیل شود، پیش از آنکه مردم از حکومت فاصله بگیرند، ممکن است از تصویری که به نام دین به آنان نشان داده شده دلزده شوند.
این همان چیزی است که در روز میلاد آفتاب تابناک ﷺ باید از آن بیم داشته باشیم.
زیرا رسول خدا ﷺ برای ساختن انسان آمد، نه برای شکستن انسان.
برای آزاد کردن عقل آمد، نه برای زندانی کردن آن.
برای گسترش رحمت آمد، نه برای عادیسازی خشونت.
برای برپایی عدالت آمد، نه برای تقدیس قدرت.
و برای آن آمد که انسان را به سوی خدا ببرد، نه اینکه انسان ها را به نام خدا بر یکدیگر مسلط کند.
امروز اگر میخواهیم میلاد پیامبر ﷺ را گرامی بداریم، تنها جُستکوخیزک و مزدحم ساختن مساجد، ایجاد بدعتهایبی مورود و خرافتهای خود ساخته نیست؛ باید چراغ اخلاق و طریقِ نبوی را در زندگی خود روشن کنیم.
میلاد او باید ما را به علم نزدیکتر کند؛
به عدالت حساستر کند؛
با فقیر مهربانتر کند؛
در برابر ظلم مسئولتر کند؛
در برابر اختلافات بردبارتر کند؛
در برابر مسوولیت امینتر کند؛
در باب پستُها و مقامهای حکومتی شایستهسالاریرا مدنظر بگیریم؛
و نسبت به کرامت انسانها وفادارتر سازد.
چهسود اگر از میلاد پیامبر ﷺ سخن بگوییم، اما از سیرهٔ او چیزی نیاموزیم؟
چه سود اگر نام رسول مهربانـی ﷺ را بر زبان داشته باشیم، اما در رفتارمان از رحمت، صداقت، امانت و عـدالت او خبری نباشد؟
امروز بیش از آنکه به تکرار نام پیامبر ﷺ نیاز داشته باشیم، به بازگشت به راه پیامبر ﷺ نیاز داریم.
به «اقرأ» بازگردیم؛ تا جهل را شکست دهیم.
به عدالت بازگردیم؛ تا ظلم را توجیه نکنیم.
به رحمت بازگردیم؛ تا دین را با خشونت معرفی نکنیم.
به اخلاق بازگردیم؛ تا ایمان در رفتارمان دیده شود.
و به قرآن بازگردیم؛ نه فقط برای تلاوت، بلکه برای فهم، اندیشه و زندگی.
میلاد محمد ﷺ فرصتیاست برای پرسیدن یک سؤال بزرگ:
اگر پیامبر آزادی ﷺ امروز به میان ما میآمد، از دیدن امت خویش بیشتر بهچه چیزی افتخار میکرد و از چه چیزی زیاد اندوهگین میشد؟
پاسخ این پرسش را باید در زندگی خود جستوجو کنیم.
میلاد پیامبر ﷺ مبارک؛
اما مبارکتر آن روزی است که روح پیامبر ﷺ در اخلاق، نرم خویی، عدالت، علمو فرهنگ، تطبیق شریعت، نظامداری، دین و دنیای ما زنده شود.
وَما عَلَینا إِلَّا البَلاغ.