امروز روز جهانی برابری زنان است؛ روزی که در گوشهگوشه جهان از حق زن برای آموزش، کار، انتخاب، مشارکت و زندگی برابر با مردان سخن گفته میشود. اما درست در همین روز، زن افغانستانی در کشوری زندگی میکند که حاکمانش او را از بسیاری از ابتداییترین حقوق انسانی محروم کردهاند.
پنج سال است دختران افغانستانی پشت دروازه مکتب و دانشگاه ماندهاند، زنان از بسیاری از مشاغل کنار زده شدهاند و حضور آنان در جامعه هر روز محدودتر شده است. زنی که زمانی پزشک، استاد، خبرنگار، قاضی، کارمند و نماینده مردم بود، امروز برای بسیاری از سادهترین کارهای زندگی نیز با دیوار محدودیت روبهرو است.
دردناکتر از همه این است که جهان نیز به این وضعیت عادت کرده است؛ گویی محرومیت زن افغانستانی دیگر خبر نیست.
زنانی که جهان صدایش را نشنید
طالبان فقط دروازه مکتب را به روی دختران نبستهاند؛ آنان آرامآرام فضای زندگی زن را کوچک کردهاند. نخست آموزش، سپس دانشگاه، کار، رفتوآمد، حضور اجتماعی و بسیاری از آزادیهای دیگر محدود شد. هر فرمان تازه، بخشی دیگر از زندگی زن را از او گرفت.
اما در برابر این همه، جهان چه کرد؟
بیانیه صادر شد، نگرانی اعلام شد، نشست برگزار شد و مقامهای بینالمللی از حقوق زنان گفتند؛ اما دختر افغانستانی همچنان پشت دروازه مکتب ماند.
این همان چیزی است که بیش از هر چیز دردناک است: زن افغانستانی نه فقط از سوی طالبان، بلکه از سکوت جهان نیز احساس بیپناهی میکند.
اگر برابری زنان یک ارزش جهانی است، چرا جغرافیای افغانستان آن را بیاعتبار میکند؟ اگر محرومکردن دختر از آموزش در هر جای دیگری نقض آشکار حقوق انسان است، چرا وقتی همین اتفاق در افغانستان رخ میدهد، جهان پس از چند بیانیه به سراغ موضوع دیگری میرود؟
سیمون دوبووار نوشته بود: «زن زاده نمیشود؛ زن میشود.» معنای این سخن تنها درباره زن بودن نیست؛ درباره جامعهای است که به زن فرصت میدهد خودش را بسازد. طالبان اما دقیقاً همین فرصت را از دختر افغانستانی گرفتهاند. آنان میخواهند زن را پیش از آنکه انتخاب کند، محدود کنند؛ پیش از آنکه بیاموزد، از مدرسه بیرونش کنند و پیش از آنکه در جامعه نقش بگیرد، او را به خانه برگردانند.
با این همه، زن افغانستانی هنوز شکست نخورده است. دختری که در خانه درس میخواند، زنی که پنهانی کار میکند، مادری که برای ادامه تحصیل دخترش تلاش میکند و زنی که با وجود همه تهدیدها صدایش را بلند میکند، هرکدام شکلی از مقاومتاند.
سخن آخر اینکه؛
امروز جهان از برابری زنان سخن میگوید و زن افغانستانی به این شعار نگاه میکند و شاید از خود بپرسد: پس برابری برای من کجاست؟
او چیزی بیشتر از حق انسانی خود نمیخواهد؛ حق درسخواندن، کارکردن، انتخابکردن و زندگیکردن بدون ترس.
طالبان میتوانند دروازههای مکتب را ببندند، دانشگاه را تعطیل کنند و دیوارهای بیشتری دور زن بکشند؛ اما نمیتوانند آرزوی آزادی را از ذهن میلیونها دختر افغانستانی پاک کنند.
روز برابری زنان، زمانی برای افغانستان معنا خواهد داشت که زن افغانستانی نیز بتواند مانند زنان دیگر جهان، نه در پشت دیوار و ترس، بلکه با آموزش، کار، انتخاب و آزادی، زندگی خودش را انتخاب کند.