پنجشنبه گذشته، فرمانده حسیب پنجشیری، پس از پنج سال ایستادگی مسلحانه در برابر طالبان، سرانجام در یک کمین کشته شد. شهادت او در میان مردم افغانستان موجی گسترده از اندوه، همدردی و همبستگی عاطفی برانگیخته است. اکنون پرسش اساسی این است: چه باید کرد تا این حس همدردی گسترده، پیش از آنکه فروکش کند، به نیرویی برای آزادیخواهی و به سرمایهای اجتماعی ـ سیاسی برای مقاومت تبدیل شود؟
به باور من، یکی از نخستین گامها این است که پیش از آنکه موج احساسات و عواطف مردم فروکش کند، با برگزاری نمازهای جنازه غیابی و مراسمهای یادبود در شهرهای مختلف جهان این موج را تقویت و تثبیت کنیم.
برگزاری مراسمهای جنازه غیابی در شهرهای مختلف دنیا دستکم سه فایده مهم دارد:
۱. ارجگذاری به مبارزات حسیب و تقویت روحیه همرزمان او
حسیب پنجشیری پنج سال تمام در برابر طالبان ایستادگی کرد؛ پنج سال تابستانهای گرم و زمستانهای سرد را در دامنههای هندوکش و در سنگرهای دشوار سپری کرد و زندگی خود را وقف مبارزه کرد. او سرانجام در همین مسیر جان باخت و شهید شد.
کسی که پنج سال برای آرمان خود ایستادگی کرده و جانش را از دست داده است، بر ما حق دارد که یاد و نامش را گرامی بداریم و برای او در سراسر جهان مراسمهای جنازه غیابی برگزار کنیم.
این مراسمها پیش از هر چیز ادای احترام به فداکاری او است؛ اما اهمیت آن به همینجا ختم نمیشود. وقتی همرزمان حسیب در پنجشیر، اندراب، بدخشان و دیگر مناطق ببینند که مردم در شهرهای مختلف جهان برای فرماندهشان مراسم برگزار میکنند، احساس میکنند که مبارزه و فداکاری آنان دیده میشود و فراموش نخواهد شد.
این امر میتواند روحیه همرزمان و همسنگران او را تقویت کند و به آنان اطمینان دهد که در صورت از دست دادن جانشان، مردم مبارزات آنان را فراموش نخواهند کرد.
۲. پاسخ به اهانت طالبان و دفاع از حرمت مبارزان
ویدیوهایی که از لحظه شهادت حسیب پنجشیری و برخورد طالبان با پیکر او منتشر شده، واکنشهای گستردهای برانگیخته است. در این تصاویر، به پیکر او اهانت میشود و حرمت یک انسان کشتهشده نادیده گرفته میشود.
پیام چنین رفتاری فقط متوجه حسیب نیست؛ بلکه متوجه همه کسانی است که در برابر طالبان ایستادهاند. هدف از چنین تحقیرهایی میتواند ایجاد ترس و القای این پیام باشد که سرنوشت مخالفان، جز تحقیر و بیحرمتی نخواهد بود.
اما ما میتوانیم پاسخ متفاوتی بدهیم.
برگزاری مراسمهای جنازه غیابی در شهرهای مختلف جهان، هم پاسخی به این اهانت است و هم پیامی روشن به جامعه: کسانی که در راه آزادی و عدالت جان میبازند، نزد آزادیخواهان بیارزش نیستند؛ آنان حرمت دارند، نام دارند و در حافظه مردم باقی خواهند ماند.
اگر طالبان تلاش میکنند با اهانت به پیکر یک مبارز، روحیه آزادیخواهی را تحقیر و سرکوب کنند، برگزاری مراسمهای گسترده برای او میتواند نشان دهد که تحقیر یک پیکر، نمیتواند یک آرمان را تحقیر کند.
۳. تقویت همبستگی و نمایش قدرت مردم
برخی از مراسمهای تشییع جنازه در تاریخ جهان، تنها مراسم سوگواری نبودهاند؛ بلکه به نمایش قدرت و همبستگی مردم تبدیل شدهاند.
یکی از نمونههای برجسته، مراسم تشییع یان پالاخ، دانشجوی اهل چکسلواکی، است. او در اعتراض به اشغال کشورش از سوی اتحاد شوروی در ۱۶ جنوری ۱۹۶۹ دست به خودکشی زد. پیش از تشییع جنازه او، دهها هزار نفر در راهپیمایی یادبودش در پراگ شرکت کردند. روز تشییع جنازه نیز مراسم به یک تجمع عظیم ضدشوروی تبدیل شد و در تاریخ بهعنوان یکی از نمادهای اعتراض عمومی علیه اشغال و سیاست «عادیسازی» حکومت کمونیستی ثبت شد.
حتی نام میدان مقابل دانشکده فلسفه دانشگاه چارلز بهصورت خودجوش به «میدان یان پالاخ» تغییر داده شد؛ نامی که پس از انقلاب مخملین بهصورت رسمی نیز پذیرفته شد. حکومت کمونیستی بعدها تلاش کرد یاد و نام پالاخ را کنترل کند و حتی در سال ۱۹۷۳ بقایای او را از پراگ به زادگاهش منتقل کرد تا از تجمعهای اعتراضی در اطراف مزارش جلوگیری شود.
تجربه یان پالاخ و نمونههای مشابه در تاریخ نشان میدهد که مراسم تشییع یک فرد میتواند به بیان یک خواست عمومی و نمایش همبستگی یک ملت تبدیل شود.
البته شرایط افغانستان با چکسلواکی آن زمان یکسان نیست و نمیتوان این تجربه را عیناً تکرار کرد؛ اما میتوان از منطق آن آموخت: گاهی یک مراسم سوگواری میتواند احساس پراکنده مردم را گرد هم آورد و آن را به یک نیروی اجتماعی تبدیل کند.
از این رو، مراسمهای جنازه غیابی حسیب پنجشیری در شهرهای مختلف جهان، اگر بهصورت گسترده و هماهنگ برگزار شوند، میتوانند فراتر از یک مراسم مذهبی و سوگواری قرار گیرند و به نمادی از همبستگی، احترام به فداکاری و مخالفت با استبداد تبدیل شوند.
ما باید از تجربه مبارزات ملتهای مختلف جهان بیاموزیم که چگونه سوگ را به همبستگی، همبستگی را به سرمایه اجتماعی و سرمایه اجتماعی را به نیرویی برای آزادیخواهی تبدیل کنیم.
برگزاری مراسمهای جنازه غیابی در سراسر جهان میتواند یکی از نخستین گامها در این مسیر باشد؛ گامی که هم نام حسیب را زنده نگه میدارد، هم روحیه همرزمان او را تقویت میکند و هم نشان میدهد که در برابر سیاست حذف و تحقیر، مردم هنوز میتوانند با همبستگی و حضور جمعی پاسخ بدهند.