الحمد لله رب العالمین، والصلاة والسلام علی سیدنا محمد وعلی آله وصحبه أجمعین.
الله متعال پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه وآله وسلم را با پیام رحمت، عدالت و صلح فرستاد؛ پیامبری که در کنار دعوت به صلح و مدارا، بر ایستادگی و مقاومت در برابر ظلم و تجاوز نیز تاکید داشت. قرآن کریم می فرماید: “وإن جنحوا للسلم فاجنح لها” ترجمه: “و اگر آنان به صلح گرایش یافتند، تو نیز به آن گرایش پیدا کن.” (انفال: ۶۱)
در کنار دعوت به صلح، قرآن کریم از دفاع در برابر ظلم و تجاوز نیز سخن می گوید: “أذن للذين يقاتلون بأنهم ظلموا وإن الله على نصرهم لقدير” ترجمه: “به کسانی که مورد جنگ و ستم قرار گرفته اند، اجازه پیکار داده شد؛ زیرا به آنان ستم شده است و خداوند بر یاری آنان تواناست.” (حج: ۳۹)
و در جای دیگر می فرماید: “وقاتلوا في سبيل الله الذين يقاتلونكم ولا تعتدوا إن الله لا يحب المعتدين”
ترجمه: “و در راه خدا با کسانی که با شما می جنگند، بجنگید و از حد تجاوز نکنید؛ زیرا خداوند تجاوزکاران را دوست ندارد.” (بقره: ۱۹٠)
همچنین در زمینه آمادگی و توان دفاعی می فرماید: “وأعدوا لهم ما استطعتم من قوة”
ترجمه: “و هر اندازه در توان دارید، برای مقابله با آنان نیرو و آمادگی فراهم کنید.” (انفال: ۶٠)
این آیات در کنار یکدیگر نشان می دهند که در منطق قرآن، صلح و مدارا با دفاع از حق، مقاومت در برابر تجاوز و حمایت از مظلوم در تعارض نیست؛ بلکه هر یک در جایگاه خود معنا دارد.
از دیر باز تاکنون، ابعاد مختلف زندگی و شخصیت پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه وآله وسلم، از جمله سیره اخلاقی، سیاسی، اجتماعی، نظامی و رفتار ایشان با پیروان ادیان و جوامع دیگر، همواره مورد توجه و پژوهش مستشرقان و پژوهشگران غربی بوده است. هر پژوهشگر نیز بر اساس منابع، روش تحقیق و پیش فرض های فکری خود، تصویری متفاوت از شخصیت پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم ارائه کرده است. برخی بیشتر بر جنبه های سیاسی و نظامی سیره ایشان تمرکز کرده اند و برخی دیگر بر ابعاد اخلاقی و خانوادگی و رویه انسانی و صلح جویانه آن حضرت تاکید داشته اند.
کتاب “محمد، پیامبر صلح در گرماگرم ستیز امپراتوری ها” نوشته خوان کول، متولد ۱۹۵۲ و استاد رشته تاریخ در دانشگاه میشیگان است که با ترجمه صالح طباطبایی به فارسی برگردانده شده را نیز می توان در همین چارچوب مطالعه کرد؛ اثری که تلاش دارد سیره پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم و اسلام نخستین را با تاکید ویژه بر مفهوم “صلح” و در بستر تحولات سیاسی و جنگ های بزرگ آن عصر بازخوانی کند. از همین جا این پرسش مطرح می شود که نویسنده در این بازخوانی تاریخی دقیقا در پی چیست و چه تصویری از پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله وسلم ارائه می دهد؟
نویسنده در این کتاب دنبال چیست؟
با برداشت من از مطالعه این کتاب، خوان کول تلاش دارد زندگی پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه وآله وسلم و اسلام نخستین را بیشتر از زاویه “صلح” بازخوانی کند. او می خواهد نشان دهد که پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه وآله وسلم در دوره ای ظهور کرد که دو قدرت بزرگ آن زمان، یعنی امپراتوری بیزانس و ساسانی، درگیر جنگ های گسترده بودند و منطقه در فضای سنگین جنگ و خشونت قرار داشت.
از نگاه کول، برای فهم درست دعوت پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم باید این شرایط تاریخی را نیز در نظر گرفت. او بر این باور است که کتاب دست داشته پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله وسلم یعنی قرآن کریم بر آزادی عقیده، مدارا، گذشت و پرهیز از تجاوز و جنگ ناعادلانه تاکید دارد و پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم نمونه بارزی از این مدارا و صلح خواهی است و جنگ های دوران پیامبر را نیز باید بیشتر در چارچوب شرایط سیاسی و تاریخی آن زمان فهمید.
تا اینجا، به نظر من، سخنان کول واقع بینانه و نزدیک به حقیقت است؛ جز در این نکته که پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم را منتظر فرصت استفاده از جنگ دو امپراتوری می داند که به باور من، خلاف واقعیت است. کول بیشتر خود را به زحمت می اندازد تا پای پیامبر گرامی اسلام را از دایره مقاومت، ایستادگی و دفاع در برابر هجوم و لشکرکشی دشمنان خارج کند و همه چیز را از عینک صلح، چه قبل از جنگ و چه بعد از جنگ، نگاه کند و از شخصیتی که رسالت جهانی و برنامه ای جامع برای همه ادوار و همه رویدادها دارد، یک دیپلمات و میانجی بسازد.
به عقیده من، جان سخن در این کتاب که قابل تامل و توجه است، می تواند این باشد که کول با همفکران خودش در حوزه شرق شناسی وارد مناقشه و گفت وگو می شود و می کوشد تصویر رایجی را که در بخشی از ادبیات معاصر غرب از اسلام و پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله وسلم به عنوان دینی مبتنی بر شمشیرزنی و لشکرکشی، یا پیامبری جنگ طلب و سرزمین گشا ارائه شده، به چالش بکشد و نشان دهد که اسلام در آغاز ظهور خود، بیش از آنکه
یک حرکت جنگ طلب و متکی به زورگویی باشد، دارای پیام صلح و همزیستی بوده است. از همین رو، او تلاش می کند پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله وسلم را بیشتر به عنوان “پیامبر صلح” معرفی کند.
نمونه روشن این نگاه را می توان در ماجرای صلح حدیبیه دید؛ جایی که پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه وآله وسلم با وجود دشواری هایی که در این پیمان وجود داشت، صلح را پذیرفت. در کتاب جامع صحیح بخاری آمده است: “صالح النبي صلى الله عليه وآله وسلم المشركين يوم الحديبية”
یعنی: “پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم در روز حدیبیه با مشرکان پیمان صلح بست.”
جامع صحیح بخاری، کتاب الصلح، حدیث ۲۷٠٠.
نکته دیگری که در این کتاب توجه مرا به خودش جلب کرد این است که نویسنده تنها به روش گذشتگان سیره نویسی به زندگی پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم نپرداخته است، بلکه با روش تاریخی و دانشگاهی به موضوع پرداخته است. او در استفاده از منابع سیره، تاریخ و حدیث، به خصوص منابع متاخر، رویکرد انتقادی و نقدگرایانه دارد و در بازسازی فضای صدر اسلام، قرآن کریم را در مرکز توجه و محور اصلی تحقیق خود قرار می دهد.
در نوشته های نقد و تمجید منتشر شده درباره کتاب نیز همین نکته مورد توجه قرار گرفته که کول قرآن را منبع اساسی می داند و نسبت به منابع حدیثی و سیره ای متاخر و تراث اسلامی با نگاه انتقادی برخورد می کند و توجه چندانی به مجموعه تراث و منابع اسلامی ندارد؛ روشی که خود نیز خالی از ابهام و نقد نیست.
در جای دیگر کتاب، کول به طور روشن ابراز نظر می کند که قرآن را باید در بستر تاریخی خود و زمان نزول مطالعه کرد. از نگاه او، قرآن بر آزادی عقیده، رواداری، گذشت نسبت به دشمنان و پرهیز از جنگ تجاوزکارانه و کشتن اسیر و اهانت و تحقیر تاکید دارد. همچنین او معتقد است پیام قرآن تنها محدود به مسلمانان نیست و برای همه موحدان درستکار راه رستگاری را باز می گذارد. به باور او، بخشی از تصویر خشن و جنگ طلبانه ای که از قرآن و اسلام ارائه شده، نتیجه برداشت های نادرست و تفسیرهای تاریخی بعدی است.
او همچنین بر این باور است که اگر قرآن با دقت و در کنار منابع تاریخی خوانده شود، می توان دریافت که اسلام در دوران زندگی پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم تا حد زیادی از طریق قدرت معنوی و پیام اخلاقی قرآن در شهرهای مهم عربستان و اطراف آن گسترش یافت. از نظر او، نقش این “قدرت نرم” در بسیاری از پژوهش های مربوط به صدر اسلام کمتر از اندازه واقعی آن مورد توجه قرار گرفته است. خلاصه اینکه کول تلاش می کند در برابر تمرکز رایج بر خشونت و جنگ، نقش “اندیشه صلح” را در اسلام نخستین برجسته کند.
البته به باور من، هر پژوهش تاریخی، به ویژه آثاری که از سوی پژوهشگران غربی و مستشرقان درباره اسلام و تاریخ مسلمانان نوشته می شود، نیازمند مطالعه و ارزیابی انتقادی است. هیچ اثر تاریخی و پژوهشی را نباید تنها به دلیل دانشگاهی یا علمی بودن، از نقد و بررسی مصون دانست؛ زیرا هر پژوهشگر ممکن است تحت تاثیر پیش فرض های فکری و روش شناسی خاص خود قرار داشته باشد. صرف دانشگاهی یا علمی بودن یک اثر، به این معنا نیست که همه برداشت ها و نتایج آن را بدون بررسی بپذیریم. به ویژه در برخی تحقیقات غربی، لازم است پیش فرض های فکری و روش شناختی پژوهشگر نیز مورد توجه و بررسی قرار گیرد.
به همین دلیل، در کنار نکات مثبت این کتاب، برخی پژوهشگران و نویسندگان نیز بر روش، قضاوت های سطحی و بعضی نتایج تاریخی آن نقدهایی وارد کرده اند. مهم ترین نقدهایی که به این کتاب وارد شده است و بخش مهمی از آنها در مقاله دکتر ایمن اس. ابراهیم، پژوهشگر مصری الاصل مطالعات اسلامی، مطرح شده است، مختصرا چنین است:
۱. تکیه بر فرضیه های تاریخی
به باور منتقدان، کول در برخی موارد برای بازسازی حوادث صدر اسلام به احتمال ها و گمانه های تاریخی تکیه می کند. در مواردی از تعبیرهایی مانند “احتمالا”، “ممکن است” و “به گمان من” استفاده می شود و بر اساس آنها درباره برخی ارتباطات و تحولات تاریخی نتیجه گیری می شود.
فرضیه می تواند در یک پژوهش تاریخی مطرح شود، اما نباید در جایگاه اصلی و سند قطعی قرار گیرد. به ویژه هنگامی که درباره شخصیتی مانند پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله وسلم و حوادث مهم صدر اسلام که به اندازه کافی شواهد، اسناد و قرائن درباره آنها وجود دارد سخن گفته می شود، باید میان “آنچه منبع تاریخی ثابت می کند” و “آنچه پژوهشگر احتمال می دهد” تفاوت روشنی وجود داشته باشد؛ تفاوتی که به باور من، در برخی موارد در نوشته کول به اندازه کافی رعایت نشده است.
۲.قرار دادن “صلح” به عنوان کلید اصلی تفسیر سیره
یکی دیگر از نقدهای وارد شده این است که کول تقریبا بسیاری از حوادث زندگی پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله وسلم را از زاویه صلح تفسیر و حتی قضاوت می کند. در این شکی وجود ندارد که صلح، مدارا، گذشت و پرهیز از تجاوز در قرآن و سیره پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله وسلم جایگاه مهمی دارد و مصادیق فراوان آن هم در کتاب های تاریخی و سیره بیان شده است.
اما به باور من، نباید برای اثبات این جنبه، بخش های مربوط به جنگ، جهاد، حکومت، قدرت سیاسی و برخوردهای نظامی و دفاعی را بیش از اندازه بازتفسیر کرد. بنابراین، نقد اصلی این نیست که پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه وآله وسلم پیامبر صلح نبوده است؛ بلکه سخن این است که اگر “صلح” به تنهایی کلید فهم تمام حوادث صدر اسلام تبدیل شود، ممکن است تصویر تاریخی نیز یک طرفه شود و برای رسیدن به فهم سایر پدیده های آن زمان دچار سوءتفاهم شویم.
پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم جنگ طلب نبود، اما این به معنای کنار گذاشتن مقاومت و دفاع نبود؛ صلح را می پذیرفت، اما در برابر دشمن نیز بر پایداری تاکید می کرد؛ و حتی در جنگ، برای رفتار نظامی حدود اخلاقی تعیین می نمود.
روایت داریم که پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: “لا تمنوا لقاء العدو، فإذا لقيتموهم فاصبروا”
یعنی: “آرزوی رویارویی با دشمن نکنید؛ اما هنگامی که با دشمن روبه رو شدید، پایداری کنید.”
صحیح مسلم، کتاب الجهاد والسیر، حدیث ۱۷۴۱.
در عین حال، سیره پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم نشان می دهد که حتی در شرایط جنگ نیز برای رفتار نظامی حدود اخلاقی تعیین شده بود. در صحیح مسلم آمده است که زنی در یکی از جنگ ها کشته شده بود و پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم از کشتن زنان و کودکان نهی کرد: “فنهى رسول الله صلى الله عليه وسلم عن قتل النساء والصبيان”
یعنی: “پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم از کشتن زنان و کودکان نهی کرد.”
صحیح مسلم، کتاب الجهاد والسیر، حدیث ۱۷۴۴؛ همچنین صحیح بخاری، کتاب الجهاد والسیر، حدیث ۳٠۱۵.
این شواهد نشان می دهد که در سیره پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم، صلح و مدارا در کنار مقاومت و دفاع قرار داشته است و نمی توان یکی را با حذف دیگری توضیح داد.
۳. فاصله گرفتن بیش از اندازه از منابع معتبر سیره و حدیث
کول نسبت به بسیاری از منابع متاخر سیره و تاریخ اسلامی نگاه نقادانه دارد و، با برداشت من، نسبت به این منابع برخوردی همراه با بدگمانی و پیش داوری دارد؛ زیرا با پیش فرض های خودش که همه چیز را در مسیر صلح ترسیم کرده، همخوانی کامل ندارند و به همین دلیل در بازسازی تاریخی خود توجه زیادی به قرآن نشان می دهد.
این نکته را خاطرنشان بسازیم که اصل نقد منابع، به نظر من، کار درستی است؛ زیرا هر منبع تاریخی باید از نظر زمان، سند، محتوا و میزان اعتبار بررسی شود. اما پرسش مهم اینجاست: اگر روایات اسلامی و گزارش های تاریخی را تنها به دلیل متاخر بودن با تردید کنار بگذاریم، آیا می توان جای خالی آن را با یک فرضیه تاریخی که خود خالی از نواقص نیست، پر کرد؟
این یکی از مسائل مهم روش شناسی کتاب است. نمی توان یک گزارش را به دلیل نداشتن سند کافی مطابق میل خود رد کرد و سپس یک احتمال تاریخی را بدون شواهد قوی، مبنای نتیجه گیری و قضاوت قرار داد.
۴. پیوند دادن بیش از اندازه اسلام نخستین با کشمکش های روم و ایران
کول برای توضیح شرایط ظهور اسلام، توجه زیادی به رقابت و جنگ میان امپراتوری بیزانس و ساسانی دارد و برخی تحولات اسلام نخستین را در چارچوب این رقابت های بزرگ سیاسی تحلیل و تجزیه می کند. معرفی رسمی کتاب نیز بر همین زمینه تاریخی، یعنی جنگ میان امپراتوری روم شرقی و ساسانی، تاکید دارد.
به نظرم این نگاه از نظر تاریخی می تواند قابل بررسی باشد، اما در برخی موارد شواهد موجود برای نتیجه گیری های گسترده ای که نویسنده از این ارتباط می گیرد، کافی به نظر نمی رسد. نباید از چند قرینه تاریخی پراکنده، یک تصویر بزرگ سیاسی ساخت و سپس آن را به عنوان واقعیت قطعی پذیرفت.
البته قابل انکار نیست که این حوادث بر منطقه و شرایط سیاسی آن روز تاثیراتی داشته است و گزارش هایی نیز پیرامون آن وجود دارد، اما اینکه پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم چشم به نتایج درگیری این دو امپراتوری داشته و ظهور و گسترش اسلام را بر اساس آن تنظیم کرده باشد، به نظر من نیازمند شواهد بسیار قوی تری است.
۵. تفسیر قرآن بدون توجه کافی به سنت تفسیری
یکی دیگر از نکات قابل بحث، که شاید ضربه جدی بر جایگاه علمی و تاریخی این کتاب وارد کرده باشد، روش کول در خواندن و تفسیر کردن قرآن است.
او تلاش می کند قرآن را در بستر تاریخی خود و تا حد زیادی مستقل از تفاسیر متقدم و متاخر بررسی کند. این شیوه می تواند برای پژوهش تاریخی مفید باشد، اما اگر تفسیر قرآن را از حدیث، اسباب نزول، سیره پیامبر و میراث تفسیری نخستین مسلمانان جدا کنیم، خطر آن وجود دارد که آیات در معنایی تفسیر شوند که با فهم دقیق و همسو با سبب نزول و شان نزول، و با فهم تاریخی مسلمانان نخستین فاصله داشته باشد.
بنابراین، کنار گذاشتن برخی تفاسیر متاخر به دلیل مشکلات تاریخی آنها قابل بحث است، اما این کار نباید ما را به سوی تفسیر شخصی و حدس های تاریخی دیگری سوق دهد. کول می توانست از مجموعه تراث اسلامی در این زمینه بهره بیشتری ببرد.
۶. گزینش منابع بر اساس فرضیه “پیامبر صلح”
یکی از نقدهای مهم دیگر، گزینشی بودن استفاده از منابع است. به نظر منتقدان، کول بیشتر شواهدی را برجسته می کند که با تصویر “پیامبر صلح” هماهنگ و همسو باشند و گزارش هایی را که تصویر پیچیده تر و چندبعدی تری از شرایط صدر اسلام ارائه می کنند، کمتر مورد توجه قرار می دهد و گاه از کنار آنها بی اعتنا می گذرد، با اینکه ممکن است با برخی مباحث کتاب او ارتباط داشته باشند.
در یک پژوهش تاریخی باید همه شواهد مهم، چه موافق و چه مخالف فرضیه اصلی، با یک معیار بررسی شوند. اگر تنها شواهد موافق یک دیدگاه انتخاب شوند، نتیجه پژوهش ممکن است بیش از آنکه حاصل بررسی همه شواهد باشد، نتیجه همان پیش فرض اولیه پژوهشگر باشد. به باور من، این یکی از مشکلات قابل توجه این اثر است.
جمع بندی
در مجموع، به برداشت من، نقطه قوت کتاب در این است که توجه خواننده را به یک جنبه مهم و گاهی کم توجه شده از سیره پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه وآله وسلم، یعنی صلح، مدارا، گذشت و پرهیز از تجاوز، جلب می کند و تلاش دارد تصویری متفاوت از اسلام نخستین در فضای جنگ های بزرگ آن روز ارائه دهد.
اما در کنار این نکات، به باور من، نباید همه نتایج نویسنده را بدون نقد پذیرفت. استفاده از حدس های تاریخی، کم توجهی به بخشی از منابع معتبر اسلامی، تفسیر قرآن بدون بهره گیری کافی از روش های تفسیری مطمئن و تفاسیر متقدم و متاخر و همچنین قرار دادن “صلح” به عنوان محور اصلی تفسیر تمام حوادث، از مهم ترین مسائلی است که باید در مطالعه این اثر مورد توجه قرار گیرد.
به همین دلیل، به نظر من، این کتاب را بهتر است نه به عنوان آخرین و اصلی ترین سخن درباره زندگی صلح گرایانه پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله وسلم، بلکه به عنوان یک خوانش تاریخی و متفاوت از سیره آن حضرت که توسط یک پژوهشگر غربی ارائه شده است، مطالعه کرد؛ خوانشی که می تواند نکات قابل استفاده ای هم داشته باشد، اما همزمان نیازمند بررسی، مقایسه و نقد بر اساس قرآن، حدیث، سیره معتبر و دیگر منابع تاریخی ما مسلمانان است.
منابع و مآخذ
۱. قرآن کریم، سوره انفال، آیات ۶۰ و ۶۱؛ سوره بقره، آیه ۱۹۰؛ سوره حج، آیه ۳۹.
۲.محمد بن اسماعیل بخاری، صحیح البخاری، کتاب الصلح، حدیث ۲۷۰۰؛ کتاب الجهاد والسیر، حدیث ۳۰۱۵.
۳.مسلم بن حجاج نیشابوری، صحیح مسلم، کتاب الجهاد والسیر، احادیث ۱۷۴۱ و ۱۷۴۴.
۴. خوان کول، محمد: پیامبر صلح در گرماگرم ستیز امپراتوری ها، ترجمه صالح طباطبایی، تهران: انتشارات روزنه کتاب، ۲۰۲۰.
۵. ایمن اس. ابراهیم، “نقد کتاب محمد: پیامبر صلح در گرماگرم ستیز امپراتوری ها”، مجله انجمن بین المللی مطالعات قرآنی، جلد ۴، شماره ویژه ۱، سال ۲۰۱۹، صص ۱۰ تا ۲۷.
۶. احمد زکریا میتیچه، “محمد: پیامبر صلح در گرماگرم ستیز امپراتوری ها”، مجله آمریکایی اسلام و جامعه، جلد ۳۶، شماره ۲، سال ۲۰۱۹، صص ۹۲ تا ۹۵.
۷. دانشگاه میشیگان، گروه تاریخ، معرفی و سوابق علمی خوان کول، استاد تاریخ و پژوهشگر تاریخ خاورمیانه و اسلام.
۸. ویکی پدیا، مدخل “خوان کول Juan Cole”، برای اطلاعات عمومی و زندگی نامه ای نویسنده.