افغانستان کشوری که به وسیله شش کشور احاطه شده و به خشکه محصور گردیده است و هیچ راه بحری ندارد، از جانب شمال: با کشور تاجکستان باحدود 1206 کیلومتر خط مرزی دارد همچنان در شمال با ازبکستان داری 137 کیلومتر سرحد مشترک میباشد و در شمال غربی با کشور ترکمنستان حدود 744 کیلومتر هم سرحد بوده و با جمهوری اسلامی ایران حدود 900 کیلومتر سرحد مشترک دارد و در شمال شرقی خود به خط باریک حدود 80 تا 100 کیلومتر با کشور چین هم مرز است، در شرق، جنوب و جنوب غرب با کشور پاکستان حدود 2500 کیلومتر خط مرزی دارد.
دیورند از نقطه نظری زمامداران پشتون تبار افغانستان یک مرز تحمیلی و یک ادعای حق تلف شده است و حالا هم رهبران سیاسی و زمامداران محافل پرست و شریک حاکمیت های استبدادی با گذشت 133 سال دوباره به ادعای اراضی آن رونق میدهند اما اگر از نقطه نظر تاریخی دیده شود دیورند مرز فروخته شده در مقابل نشستن در کرسی قدرت در افغانستان است و این ادعا هیچ اساس و پایه ای ندارد بهتر است نگاهی وسیع تر با معاهدات حاکمان افغانستان در زمان موجودیت انگلیس ها در شبهه قاره هند بندازیم:
1- نخستین معاهد سیاسی و نظامی بنام «معاهد پشاور» میان شاه شجاع شاه خراسان و استیوارت الفنستون در 17/جولای/1809 م در پشاور امضاء گردید.
2- معاهد 18 فقریی بنام «معاهده سه جانبه لاهور» میان شاه شجاع میراث خوار تخت و تاج و نواسه احمدشاه ابدالی و رنجیت سنگ حاکم مقتدر پنجاب و ویلیام هی مکناتن در 26/جون/1838 م در لاهور امضاء گردید.
3- معاهده 8 فقره یی بنام «دوستانه قندهار» میان شاه شجاع و مکناتن در 7/می/1839 که بعد از تاج پوشی شاه شجاع در قندهار امضاء گردید.
4- معاهده 3 ماده یی بنام « اول جمرود» از سوی غلام حیدرخان پسر دوست محمدخان در 30/مارچ/1855م در جمرود پشاور امضاء گردید.
5- معاهده 12 فقره یی بنام «دوم جمرود» میان سردار اعظم خان و جان لارنس در 6/جنوری/1857 م در جمرود پشاور امضاء گردید.
6- معاهده 10 ماده یی بنام «گندمک» میان کیوناری گاواک ناری و امیرمحمدیعقوب خان در 26/می/1879 م در منطقه گندمک امضاء گردید.
7- معاهده 7 فقره یی بنام «معاهده دیورند» میان عبدالرحمن خان و مارتیمر دیورند در 12/نوامبر/1893 م در قصر چهلستون کابل امضاء گردید.
8- معاهده بنام «دن حبیب الله یا معاهده خال» میان حبیب الله پسر عبدالرحمن و لویس دن در 21/مارچ/1905 م در یک متن در کابل امضاء گردید.
9- معاهده 5 ماده یی بنام «صلح راولپندی» میان علی احمد خان وزیر خارجه امان الله و هملتن گرانت در 8/اگست/1919 م در لاهور امضاء گردید.
10- معاهده 14 ماده یی بنام«کابل» میان محمود طرزی وزیر خارجه پدر زن امان الله و هنری دابس در 6/جولای/1921 م در کابل امضاء گردید.
11- مکتوب رسمی سرادر شاه ولی سفیر و وزیر مختار برادر نادر شاه در لندن با پاسخ نامه رسمی آرتر اندیرسن وزیر خارجه انگلستان در 6/جولای/1930 م تصدیق و تایید مرز بین المللی دیورند امضاء و ارسال گردید.
12- سند معاهده 5 ماده یی در تصدیق و تایید مرز دیورند در شورای افتتاح ملی در سال 1931 توسط نادر خان وی گفت: «تمام معاهدات که دول گذشته با دول متحابه امضاء کرده اند همه را تصدیق و تایید مینماید».
13- معاهده 5 ماده یی بنام «کراچی» که میان سردار نجیب الله و وزیر خارجه پاکستان نو تشکیل و ظفرالله خان نوامبر/1947م در کراچی امضاء گردید.
14- سند تصدیق و تایید مرز دیورند و رای مثبت به نفع پاکستان سردار عبدالحسین خان عزیز بچه کاکای نادرخان در سازمان ملل در سال1947 م که ابتدا رای مخالف داد و بعد از 20 روز به عضویت پاکستان بعنوان یک کشور مستقل از مرز دیورند به آن طرف رای موافق داد.
15- سند تصدیق و تایید مرز دیورند میان افغانستان و پاکستان و ایجاد نمایندگی های سیاسی و قنسلگری ها در شهر های کویته و پشاور.
16- سند در تصدیق و تایید مرز دیورند منحیث مرز بین المللی و پذیرش بندرهای تورخم و سپین بولدک و چند بندر فرعی دیگر در خوست، پکتیا و لوگر.
17- سند سال 1947 م که طرفین در جلسه بزرگ سران دولت مرز دیورند را منحیث مرز رسمی شناختند.
18- سند تعهدات داوود خان در جلسه های رسمی برای ذوالفقار علی بوتو و جنرال ضیاء در سال 1977 م مبنی بر خود داری و ادعای اراضی که هر دو طرف آماده امضاء یک معاهده بودند اما نشد.
19- سند تصدیق و تایید مرز دیورند در ژینو در 14/اپریل /1988 م میان عبدالوکیل وزیر خارجه افغانستان و زین نورانی وزیر خارجه پاکستان که دو ماده آن عدم مداخله در امور داخلی همدیگر است.
20- سند تصدیق و تایید در مورد مرز دیورند و ایجاد تاسیسات امنیتی و جلوگیری از عبور و مرور تروریستان در سال 1394/ثور/24.
21- از نقطه نظری جغرافیای سیاسی مرز دیورند چهار مرحله خود « الوکیشن، دیلیمیتیشن، دمارکیشن و راتیفیکیشن» را طی نموده است و به مرز دجوری (حاکمیت حقوقی و قانونی) مبدل گردید است.
دیورند هفتمین معاهده میان انگلیس ها و زمام داران افغانستان، قبل از معاهده دیورند انگلیس ها اوضاع منطقه را به نفع خود برنامه ریزی نمودند و در هر سو هرج و مرج چور و چپال و کشتار و خون ریزی را پیش کشیدند سرادر باز محمدخان و سرادر محمدحسن خان وسران قبایل سعدوی کروخیل و دها تن دیگر را با دادن پول و اسلحه به شورش علیه یکدیگر تحریک نمودند و سردار ایوب خان را از دولت ایران گرفته تحت الحفظ به هندوستان منتقل و در لاهور برای ترسانیدن عبدالرحمن تحت نظارت گرفته بودند و قسمتی از مردم تور را وا داشتند جوی در زمین ها دیگران (پتالا) حفر کنند و مردم به دفاع برخواستند و در هر سو کشمکش های زیادی ایجاد شد و اعلاناتی منتشر نمودند که در عوض نوشتن اطاعت نامه از دولت انگلیس به معاش خوران دولت افغانستان انگلیس دوچند معاش میپردازند. در این حال عبدالرحمن خان به سپهسالار خود در ننگرهار نوشت که از نهر سند که سرحد ذاتی افغانستان است پیش آمده پشاور و دیره سند را بگیرد و با دولت افغانستان تقسیم نماید.
همچنان انگلیس ها در سرحدات ننگرهار هم یک سلسله کشمکش های را ایجاد نمودند که این کشمکش ها دوام پیدا نمود و حتی تحریک به حفر جوی در منطقه منچی نمود و قبلیه شنواری و واتمان زایی را به علیه یکدیگر تحریک نمود، این عملکرد ها باعث استخوان شکنی و هرج و مرج گردید، انگلیس ها با استفاده از چند بی وطن و خاک فروش سند و قباله ای حاصل کردند و آنرا به دیورند دادند دیورند با شش نفر افسر (کلنل الیس، دکترفن، لفتننت سمت، لفتننت مکمهان، مستر دانلد و مستر کلارک) و 463 حیوان باربر، 324 نفر عمله از راه خیبر وارد افغانستان شدند و در بگرامی از سوی یک کرنیل و یک تولی سواره و پنچ کالسکه استقبال و در قصر چهلستون جا داده شدند و شب از سوی حبیب الله بچه عبدالرحمن مدعو و یک روز بعد در باغ حشمت خان خانه تابستانی عبدالرحمن رفتند، دیورند با شش نفر اعضای هیئت روی میز جلوی عبدالرحمن نشستند و سایرین به پای ایستادند مدت این هیئت در کابل 40 روز طول کشید و مذاکرات به سری و کندی پیش میرفت در حالیکه سپاه انگلیس در مرز های افغانستان در حال تیارسی ایستاد بودند و پیشنهاد انگلیس ها این بود که: یا به سرحدات و مرز های افغانستان امضاء شود و یا آمادگی جنگ را بگیرید، عبدالرحمن چاره ای جز قبول نداشت چون راه سومی نبود اینجا بود که عبدالرحمن بدون رأی گیری از مردم و مشوره با مامورین و یا نمایندگان آنها به این معاهده 7 ماده یی امضاء گذاشت:
1- حد شرقی و جنوبی مملکت جناب امیر از واخان تا سرحد ایران به درازی خط که در نقشه کشیده شده و آن نقشه همراه عهد نامه ملحق است.
2- دولت عالیه هند به مناطق آن طرف که مربود خاک افغانستان است هیچ نوع مداخله نداشته و همچنان جناب امیر هم هیچ گونه مداخلاتی از خط مرزی به اینسو که مربوط هند میشود نداشته باشد.
3- دولت بریتانیه متعهد میشود که جناب امیر اسمار و وادی بالای آن را تا چنگ در قبضه خود بدارد و هکذا جناب امیر متعد میشود که هیچ وقت در سوات، باجور و چترال مع وادی ارنوی مداخلات و دست اندازی نخواهد کرد، دولت بریتانیه متعهد است که ملک برمل را به جناب امیر داده است و جناب امیر از ادعای خود به باقی ملت وزیری و داور میباشند.
4- این خط سرحد بعد از این به تفصیل نهاده و نشان کاری آن هرجایکه ممکن و مطلوب باشد توسط برتش و افغانی کمشنران کرده خواهد شد و هدف شان یک سرحد به اتفاق یک دیگر باشد.
5- به نسبت مسئله چمن جناب امیر از اغراض خود بر چهاونی جدید انگریزی دستبرادار میباشند و حق خود را که در آب سرکی تلری به ذریعه خرید حاصل نموده به دولت بریتانیا تسلیم نماید.
6- اختلافات جزئی را هیئت ها علامت گذار بطور دوستانه حل مینماید.
7- دولت بریتانیه از نیک نیتی امیر اطمنان دارد و میخواهد افغانستان را در حالت خود مختاری و استقلال ببیند.
این در حالی بود که عبدالرحمن از روس ها الهام گرفته بود و به واسطه خواهرش با انگلیس ها روابط بر قرار نموده بود علیرغم در تلاش این بود که با سرکوب نمودن و استبداد های بی سابقه میخواست خود را دشمن انگلیس اعلان کند تا اینکه با انگلیس ها روی یک میز نشسته و جغرافیایی بزرگ افغانستان را بخاطری کرسی ها قدرت در افغانستان تبدیل نمود و برخی از سیاسیون محافل و قبیله پرست و شریک حاکمیت های استبدادی معاهده دیورند را تحمیلی خوانده و بالای پاکستان نو تشکیل ادعای اراضی مینمودند در حالیکه بعد از عبدالرحمن فرزندش حبیب الله به تمامی معاهدات مهر تایید گذاشته و همچنان امان الله خانه به باور برخی شاهی که استقلال افغانستان را گرفته است معاهدات مذکور را مهر تایید گذاشته است اما با گذشت 133 دوباره ادعای اراضی بالای سرحد فروخته شده پدر بزرگ شان را دارند د حالیکه میدانند این ادعا هیچ اصالت تاریخی ندارد.