امروز را عصر شبکههای اجتماعی مینامند. اگر مهمترین مزیت این عصر، دسترسی آزاد و همگانی به اطلاعات باشد، یکی از بزرگترین آفات آن نیز سیل اخبار جعلی است؛ اخباری که هر روز در شبکههای اجتماعی دستبهدست میشوند، غوغا میآفرینند و گاه پیامدهایی بهمراتب ویرانگرتر از آنچه تصور میکنیم، بر جای میگذارند.
در همین روزهای اخیر، شاهد دو رویداد جنجالی بودیم که در شکلگیری یا تشدید آنها، انتشار اطلاعات نادرست نقش مهمی داشت: نخست، هجوم گسترده مهاجران به اسپانیا و دوم، حملات گسترده کاربران شبکههای اجتماعی به عبداللطیف پدرام.
هجوم مهاجران به اسپانیا
هشتم اسد سال جاری، دهها هزار شهروند مراکش از مسیر دریا راهی قلمرو اسپانیا شدند. تصاویر و ویدیوهایی که در شبکههای اجتماعی منتشر شد، هزاران مرد، زن و حتی کودک را نشان میداد که برای رسیدن به سواحل اسپانیا خود را به آب زده بودند. مقامهای اسپانیا اعلام کردند شمار افرادی که از مرز عبور کردهاند به حدود ۶۰ هزار نفر رسیده است.
اگرچه تا عصر جمعه، بخش بزرگی از این مهاجران دوباره به مراکش بازگردانده شدند، اما این رویداد پیامدهای سیاسی گستردهای داشت. جناحهای راست افراطی در اروپا دولت اسپانیا را بهشدت زیر فشار قرار دادند و حتی در برخی محافل، بحث تعلیق عضویت اسپانیا در حوزه شنگن مطرح شد. دونالد ترامپ نیز که به مواضع سختگیرانه در قبال مهاجرت شهرت دارد، از این رویداد برای حمله به دموکراتها استفاده کرد و گفت رؤیای این حزب برای آمریکا نیز به چنین وضعیتی خواهد انجامید.
اما چه چیزی این موج کمسابقه مهاجرت را به راه انداخت؟
یکی از مهمترین عوامل، انتشار گسترده یک خبر نادرست و تفسیر گمراهکننده از یک حکم دادگاه اسپانیا بود. دادگاهی در اسپانیا اعلام کرده بود که مهاجرانی که از راه دریا وارد این کشور میشوند، پیش از طی مراحل قانونی نمیتوانند بهصورت فوری اخراج شوند. شبکههای قاچاق انسان و بسیاری از کاربران شبکههای اجتماعی این خبر را چنین تعبیر کردند که مرزهای اسپانیا عملاً باز شده و هر کسی که خود را از راه دریا به این کشور برساند، دیگر اخراج نخواهد شد.
همین برداشت نادرست، هزاران نفر را به حرکت واداشت؛ حرکتی که به بهای جان شماری از مهاجران تمام شد. بسیاری از تحلیلگران نیز هشدار دادهاند که این رویداد میتواند به تقویت جریانهای مهاجرستیز و راست افراطی در اروپا بینجامد و حتی بر روابط اسپانیا با دیگر کشورهای اروپایی سایه بیفکند.
جنجال تلخان در افغانستان
چند شب پیش، پایگاه خبری ـ تحلیلی «روایت» برنامهای با حضور دکتر عبداللطیف پدرام، رهبر حزب کنگره ملی افغانستان، برگزار کرد. موضوع این گفتوگو «بدخشان، خودمختاری و آینده افغانستان» بود و بهصورت زنده در صفحه ایکس این رسانه پخش شد.
برنامه به پایان رسید و صبح روز بعد، شبکههای اجتماعی افغانستان پر شد از این ادعا که گویا آقای پدرام به مردم پنجشیر توهین کرده و آنان را «توت و تلخانخور» خوانده است.
نکته تأملبرانگیز این بود که بسیاری از کسانی که سابقه روزنامهنگاری، نویسندگی و فعالیت رسانهای داشتند، بدون مراجعه به اصل برنامه، همین ادعا را بازنشر کردند و با نوشتن یادداشتها و اظهار نظرهای تند به پدرام حمله بردند.
در حالی که با مراجعه به متن کامل گفتوگو، چنین عبارتی در سخنان او وجود نداشت. او تنها در پاسخ به یکی از منتقدان گفته بود: «آرنت را نمیشناسی؛ آرنت تلخان و کچالو نیست.»
فتح قسطنطنیه
آسیبپذیری انسان در برابر شایعه و خبر نادرست، پدیدهای متعلق به عصر شبکههای اجتماعی نیست، بلکه در گذشته نیز مصادیقی دارد. سال گذشته کتاب «گریز به جاودانگی؛ لحظههای درخشان تاریخ» اثر اشتفان تسوایگ را میخواندم. او در روایت سقوط امپراتوری بیزانس به دست سلطان محمد فاتح، ضمن اشاره به عواملی چون نبوغ نظامی سلطان و انتقال کشتیها از خشکی، از خبر جعلی یاد میکند که به باور او، در فروپاشی روحیه مدافعان نقشی تعیینکننده داشت.
او میگوید که در واپسین ساعات نبرد، در داخل شهر شایع شد که سپاه عثمانی وارد قسطنطنیه شده است؛ در حالی که تنها چند جنگجوی ترک از مسیری پنهانی وارد شهر شده بودند. با انتشار این شایعه، بسیاری از مدافعان گمان کردند کار تمام شده و خیانتی در کار بوده است. آنان مواضع خود را ترک کردند و به سوی کشتیها گریختند. امپراتور تنها ماند و اندکی بعد، شهر سقوط کرد.
این روایت تاریخی، یک نکته را روشن میکند: گاهی یک شایعه، پیش از آنکه شمشیری کشیده شود، میتواند اراده یک جامعه را در هم بشکند.
نتیجه
عصر ما، عصر شبکههای اجتماعی است. اگر این شبکهها دسترسی به اطلاعات را آسانتر کردهاند، در مقابل انتشار اخبار جعلی را نیز بیسابقه ساختهاند.
در گذشته، رسانهها مدیران مسئول، دبیران خبر و هیئتهای تحریریه داشتند و هر خبری پیش از انتشار از چندین مرحله بررسی میگذشت. امروز اما هر کسی که یک تلفن هوشمند در اختیار دارد، خود یک رسانه است و میتواند بدون هیچگونه نظارت یا راستیآزمایی، خبری را منتشر کند.
در چنین شرایطی، افتادن در دام اخبار جعلی بسیار آسان است و پیامدهای آن میتواند بسیار سنگین باشد. وقتی یک خبر نادرست میتواند دهها هزار نفر را از مراکش به سوی اسپانیا روانه کند، یا به یکی از عوامل سقوط یک امپراتوری تبدیل شود، در جامعهای مانند افغانستان که با شکافهای قومی، سیاسی و اجتماعی دستوپنجه نرم میکند، میتواند زمینهساز فاجعههایی بهمراتب بزرگتر باشد؛ از دامن زدن به اختلافهای قومی و محلی گرفته تا خشونتهایی که مهار آنها دیگر آسان نخواهد بود.
پس بهتر است سیستم ایمنی خود را در برابر اخبار جعلی تقویت کنیم. نخستین گام، برخورد نقادانه با هر خبری است که میبینیم یا میشنویم. هیچ خبری را صرفاً به دلیل آنکه هزاران بار بازنشر شده، حقیقت نپنداریم. پیش از انتشار یا قضاوت، منبع اصلی را بررسی کنیم، به صفحات ناشناس اعتماد نکنیم و نسبت به کسانی که سابقه نشر اخبار بیبنیاد و شایعهسازی دارند، محتاط باشیم.
امروز، یک خبر جعلی فقط یک دروغ ساده نیست؛ گاهی میتواند سرنوشت انسانها، جامعهها و حتی تاریخ را تغییر دهد.