این روزها میبینیم که شماری در شبکههای اجتماعی از جمعه فاتح، فرمانده تاجیکتبار طالبان، قهرمانسازی میکنند. یکی او را «چگوارا» میخواند و دیگری «قهرمان». این قهرمانتراشی نیز صرفاً از آنرو صورت میگیرد که او با تیم قندهار دچار اختلاف شده است.
اگر این اختلاف بر سر ارزشهای مردمسالار، حقوق زنان، حقوق شهروندی و شیوهی حکمرانی میبود، شاید حمایت از او قابل درک بود؛ اما واقعیت این است که کشاکش او با هبتالله بیش از هر چیز بر سر منافع شخصی و کنترل و تاراج معادن طلای بدخشان است.
در چنین وضعیتی، حمایت از فاتح قابل توجیه نیست و تعلق قومی او نیز نمیتواند وی را به «طالب خوب» تبدیل کند.
به باور من، طالب خوب ــ فارغ از تعلق قومیاش ــ کسی است که این سه گام را بردارد:
۱. اعتراف به جنایت
طالبان در بیست سال دورهی جمهوریت و نیز پس از آن، مرتکب جنایات گستردهای در افغانستان شدند. هر طالبی که بپذیرد کارنامهی این گروه در دو دههی گذشته آکنده از جنایت و خیانت بوده است و از این بابت اظهار ندامت و پشیمانی کند، نخستین گام را به سوی تغییر برداشته است.
اما تا زمانی که یک طالب به گذشتهی خود افتخار کند، آن جنایات را بخشی از قهرمانیهایش بداند و از آنها برای مشروعیتبخشی به خود استفاده کند، نمیتوان او را «طالب خوب» نامید؛ بلکه همچنان باید او را یک تروریست دانست.
۲. فاصلهگیری از ایدیولوژی طالبانی
طالبانیسم ایدیولوژیای است که بر زنستیزی، تجددستیزی و مخالفت با علم و دانش استوار است و میکوشد این باورها را با خشنترین شیوهها بر مردم تحمیل کند.
تا زمانی که یک عضو طالبان به این ایدیولوژی باور داشته باشد، زن را شهروند برابر نداند، درِ مکتب و دانشگاه را ببندد و وظیفهی خود را دخالت در پوشش، ریش و مدل موی مردم بداند، سخن گفتن از تغییر او بیمعناست.
هر کسی که از این ایدیولوژی فاصله بگیرد، دومین و مهمترین گام را در مسیر تبدیل شدن از یک تروریست به یک انسان مسئول برداشته است.
۳. التیام زخمهای مردم و جبران گذشته
اساسیترین گام برای تغییر یک طالب، پس از اعتراف به جنایت و کنار گذاشتن ایدیولوژی طالبانی، تلاش برای التیام زخمهایی است که در دوران عضویت خود در این گروه بر مردم افغانستان وارد کرده است.
التیامبخشی، یعنی ایستادن در برابر حکومت طالبان با هدف پایان دادن به آن و همکاری با جریانهای مردمی برای تأسیس نظامی مردمسالار، مبتنی بر رأی و ارادهی مردم.
کسی که اختلافش با طالبان صرفاً بر سر منافع شخصی یا تقسیم منابع و تاراج معادن باشد، نه بر سر آزادی، عدالت و حقوق مردم، شایستهی حمایت نیست و نمیتوان او را «طالب خوب» نامید.
خلاصه اینکه، معیار خوب یا بد بودن یک طالب، قومیت او نیست. آنچه میتواند یک عضو طالبان را به انسانی متفاوت تبدیل کند، پذیرش مسئولیت گذشته، فاصله گرفتن از ایدیولوژی طالبانی و تلاش عملی برای جبران رنجهایی است که بر مردم افغانستان تحمیل شده است. اختلاف بر سر قدرت یا منافع اقتصادی، بهتنهایی نه نشانهی تغییر است و نه دلیلی برای قهرمانسازی.