۹۸ سال پیش از امروز در سال ۱۹۲۸ م. شاه امانالله خان، پادشاه جوان و تجددخواه افغانستان با خانماش ملکه ثریا در یک سفر رسمی وارد مصر شد. در آنزمان، ملک فواد یکم بر عرش پادشاهی مصر قرار داشت و این سرزمین را اداره میکرد. روزنامههای مصر در آن وقت، بهگونهای گسترده حضور شاه امانالله خان و ملکه ثریا را در مصر بازتاب دادهاند و حتا به نکات ریز و باریک نیز پرداختهاند. بهعنوان نمونه، هفتهنامهای «البلاغ» در وصف ملکهی افغانستان چنین نگاشتهاست: « در بارهی وی [ملکه ثریا] گزارشهای عالی که دلها را مجذوب میسازد، شنیده میشود. او زیبایی سحر انگیز، اخلاق نیک و ادب عالی دارد و بهترین الگوی همسر، مادر و خویشاوندی است. جای تعجب ندارد که هزاران هزار زن پیش از مردان در استقبال وی قرار داشتند تا به خانوادهای خود قصه کنند که ملکهی زیبایی و کمال چگونه است.» (مراجعه شود: هفتهنامهای «البلاغ»، روز جمعه ۳۰ دسامبر ۱۹۲۷ م.)
در این گزارش بهخوبی دیده میشود که چقدر باشکوه از ملکهی افغانستان استقبال صورت میگیرد و چگونه هزاران هزار زن در پذیرایی وی قرار داشته و مشتاق دیدار او بودهاند. همچنان این هفتهنامهای مصری لقب «ملکه زیبایی و کمال» را به وی دادهاست.
از جمله نکات قابل توجه در این سفر، درخواست ملک فواد یکم، شاه وقت مصر از شاه افغانستان است. گفته میشود، پیش از سفر شاه امانالله به مصر، ملک فواد طی تلگرافی از او خواسته تا ملکه ثریا هنگام ورود و اقامت در مصر حجاب را رعایت کند. البته در این مورد دو روایت وجود دارد. هر دو روایت را در اینجا نقل میکنم:
روایت اول:
روزنامهنگار مشهور مصری، مصطفی امین در سلسله مقالاتی زیر عنوان «من عشرة لعشرین»[1] به تاریخ ۹ جنوری ۱۹۸۲ م. نوشتهاست: ملک فواد یکم به پادشاه افغانستان پیش از سفر به قاهره در سال ۱۹۲۸ م. تلگراف نموده و گفت: «اگر همسر شما در سفر به مصر شما را همراهی میکند، به وی بگویید تا حجاب را رعایت کند؛ چون مصر سرزمینی است که بیحجابی را نمیشناسد.» سپس مصطفی امین ادامه داده و مینویسد: در سال ۱۹۲۸ م. شاه امانالله خان تصمیم گرفت در جریان سفر به اروپا از مصر نیز دیدن کند. در این سفر، ملکه ثریا نیز او را همراهی میکرد. ملک فواد از این تصمیم شاه افغانستان استقبال کرد. چندی بعد، ملک فواد یکم شنید که شاه امانالله خان با پیروی از غازی اتاترک، زنان افغانستان را به خلع حجاب فراخواندهاست. تلگرافها رسید که ملکه ثریا بدون حجاب در سفر شاه او را همراهی میکند. در این هنگام، ملک فواد ضیافت شاه افغانستان را در قصر «عابدین» به دلیل اینکه شرکت ملکه ثریا در سفر رسمی خلاف پروتکل است، لغو کرد. همچنان معلوم گردید که ملک فواد نمیخواهد ملکه ثریا در قصر عابدین اقامت کند، تا مبادا ذهن ملکه نازلی [همسر ملک فواد] را مغشوش سازد. شاه امانالله میپذیرد که سفر ملکه ثریا در مصر غیر رسمی باشد و نامبرده در محافل و نشستها اشتراک نکند. ملک فواد به این حد هم اکتفا نمیکند، بلکه به شاه امانالله ابلاغ میکند که وی امیدوار است تا ملکه ثریا در مدت اقامت در مصر تقالید این کشور را رعایت نماید و بیحجاب در ملاء عام ظاهر نشود. ملکه ثریا این درخواست را میپذیرد. همچنان ملک فواد به وزارت داخله دستور میدهد تا از ملکهی افغانستان تصویر نگیرد. عملا هم هیچ تصویری از ملکه ثریا در روزنامههای مصر در مدت اقامت وی در مصر نشر نمیشود. زمانیکه سفر به پایان میرسد و ملکهی افغانستان بر کشتی ایتالیایی به مقصد اروپا سوار میگردد، فورا و با عصبانیت حجاب خود را برمیدارد و به روزنامهنگاران میگوید: «فکر میکنم دیگر مقید به انجام فرامین ملک فواد نیستیم.»
چنانچه دیدیم در این گزارش بهتفصیل در این مورد سخن رفتهاست. ظاهرا ملک فواد از حضور ملکه ثریا در این سفر چندان خوش بهنظر نمیرسیده و محدودیتهای زیادی را بر وی تحمیل نمودهاست. اما به دلائلی پذیرش این روایت دشوار است:
نخست اینکه تا جایی که من جستجو کردم، در منابع دیگر چنین جزییاتی نیامدهاست. معلوم نیست مصطفی امین این معلومات جزئی را از کجا به دست آوردهاست. او حتا به منابع اصلی خود نیز اشاره نکرده و تنها به شنیدهها و گفتههای دیگران اکتفا نمودهاست.
دومین اینکه در مصر زمان ملک فواد، جنبش آزادی زنان مصر فعالیت میکردند و آنقدر در بارهی رعایت حجاب سختگیری وجود نداشتهاست. دلیل سختگیری و وضع محدودیتهای گسترده ملک فواد بر ملکهی چندان معقول به نظر نمیرسد. آنچه مصطفی امین نوشته خیلی شبیه ادبیات دههی هشتاد قرن گذشته و مرحلهی اوج اسلام سیاسی در مصر است نه مشابه ادبیات دههی سی این قرن. آنچه این گمان را تقویت میکند، نشر این سخنان در سال ۱۹۸۲ م. است.
سومین دلیل این است که در روزنامههای مصری آنزمان و بهويژه «البلاغ» به عبارت «گفته میشود» که نشاندهنده ضعف این روایت است، از این درخواست سخن رفتهاست.
روایت دوم:
چنانچه گفتیم هفتهنامهای «البلاغ» گزارش متفاوتی از این رویداد ارایه میکند. در این هفتهنامه گرچند رعایت حجاب از سوی ملکه ثریا در مصر تایید شده؛ اما دلیل آنرا رغبت شخصی ملکه خانم دانستهاست. در این هفتهنامه میخوانیم: «در میان گزارشهای واصله آمده که اعلیحضرت شاه افغانستان خواسته است که ملکه الگوی زنان افغانستان در خلع حجاب (سفور) باشد. از همینرو، از وی خواسته تا حجاب نپوشد و ملکه هم این درخواست را اجابت نمودهاست. گمان بر این بود که در مصر نیز او بیحجاب ظاهر شود، اما گفته میشود که در لنگرگاه سویس به سمع شریف او رسانده شده حجاب را رعایت نماید؛ چون وی در سرزمینی است که حجاب در آن مروج است.! همچنان گفته میشود که چنین سخنی برای علیا حضرت ابلاغ نگردیده، بلکه خود ایشان مناسب دیدهاند تا در مصر حجاب کنند و در کشورهای دیگر خلع حجاب. با وصف این، حجاب مانع مشاهده سحر زیبایی وی نگردید. آیا در دنیا حجابی وجود دارد که روشنایی آفتاب و مهتاب را پنهان کند؟» (مراجعه شود: هفتهنامهای «البلاغ»، روز جمعه ۳۰ دسامبر ۱۹۲۷ م.)
نتیجهگیری:
از آنچه تا اینجا گفتیم دانسته میشود که ملکه ثریا در سفر به مصر حجاب را رعایت نمودهاست. اما اینکه دلیل این کار چه بوده، دو روایت وجود دارد. روایت اولی اشاره به درخواست ملک فواد دارد و روایت دومی رغبت شخصی ملکه ثریا را برجسته میسازد. به هر صورت، این روایت تاریخی نشان میدهد که حکایتِ رعایت حجاب یکقرن پیش از امروز از موضوعات مهم در جهان اسلام بوده و از آنزمان «حجاب» به یکی از موضوعات محوری و اساسی در کشورهای اسلامی مبدل گردیدهاست. همچنان جدال سنت و مدرنیته دستکم یکونیم قرن پیش آغاز گردیده و تاکنون ادامه دارد. در کنار این همه، جایگاه افغانستان در آنزمان صد مرتبه بهتر از امروز بودهاست و ملکهی افغانستان و شاه جوان آن هم مورد احترام و به گرمی استقبال میشدهاند. جالبتر از همه این است که سیر تاریخ در مصر رو به جلو و در افغانستان به عقب. یعنی ملکه خانم کشور ما تقریبا صد سال پیش چنین بوده و شاه جوان ما چنین مفکورهای داشته و شاه مصر طور دیگری میاندشیده و از تأثیر و پیامدهای حضور ملکهی افغانستان در محافل عمومی و در قصر هراس داشتهاست. اما حالا قضیه کلا برعکس است. در مصر امروزی زنانِ باحجاب و بیحجاب فروانی وجود دارد و حتا در الازهر نیز استادان و شاگردان زن ملزم به پوشش چهره نیستند و در سراسر مصر هم از حجاب اجباری خبری نیست.
۱- در سال ۱۹۹۰ م. این مقالات در ضمن یک کتاب به همین نام بهچاپ رسیدهاست.