در یکی از کوچههای خاکآلود افغانستان، مادری برای یافتن نان روزانه تلاش میکند، دختری پشت دروازه بسته مکتب ایستاده و کودکی در نزدیکی یک میدان ماینگذاریشده بازی میکند. هزاران کیلومتر دورتر، در ساختمانهای شیشهای سازمان ملل در نیویورک، دیپلماتها درباره افغانستان نشست برگزار میکنند، گزارش مینویسند و قطعنامه تصویب میکنند. میان این دو جهان، نهادی قرار دارد که قرار است پلی میان مردم افغانستان و جامعه جهانی باشد؛ نهادی به نام یوناما.
اما یوناما چیست؟ چه مأموریتی در افغانستان دارد؟ و آیا توانسته نقشی را که برای آن تعریف شده، به درستی انجام دهد؟
این پرسشها امروز بیش از هر زمان دیگری اهمیت دارند. زیرا در حالی که افغانستان یکی از دشوارترین دورههای تاریخ معاصر خود را سپری میکند، نام یوناما تقریباً در تمام گزارشها، نشستها و تصمیمهای مرتبط با افغانستان دیده میشود.
مأموریتی برای نظارت، میانجیگری و گزارشدهی
هیأت معاونت سازمان ملل متحد در افغانستان (یوناما) در سال ۲۰۰۲ و پس از سقوط رژیم نخست طالبان ایجاد شد. هدف اصلی آن کمک به روند بازسازی افغانستان، حمایت از نهادهای دولتی، هماهنگی کمکهای بینالمللی و پشتیبانی از روند صلح و ثبات عنوان شده بود.
اما مأموریت یوناما در طول سالها تغییر کرده است. امروز این نهاد نه یک حکومت است، نه یک نیروی نظامی و نه یک سازمان کمکرسان مستقل. وظیفه اصلی آن بیشتر نظارت، هماهنگی، میانجیگری و گزارشدهی است.
یوناما وضعیت حقوق بشر را رصد میکند، درباره وضعیت سیاسی و امنیتی گزارش میدهد، فعالیت نهادهای امدادرسان را هماهنگ میسازد و تلاش میکند میان افغانستان و جامعه جهانی پل ارتباطی ایجاد کند. به عبارت دیگر، این نهاد چشم و گوش سازمان ملل در افغانستان محسوب میشود.
هر سه ماه، گزارشهای یوناما به شورای امنیت سازمان ملل میرسد و بخش مهمی از تصمیمهای بینالمللی درباره افغانستان بر اساس همین گزارشها شکل میگیرد.
چرا یوناما برای طالبان مهم است؟
از زمان بازگشت طالبان به قدرت، نقش یوناما وارد مرحله تازهای شده است. امروز تقریباً هیچ نهاد بینالمللی به اندازه یوناما بر وضعیت افغانستان نظارت نمیکند.
گزارشهای این نهاد درباره حقوق زنان، وضعیت رسانهها، بازداشتهای خودسرانه، محدودیتهای اجتماعی و بحران انسانی بارها توجه جامعه جهانی را به افغانستان جلب کرده است.
به همین دلیل، رابطه طالبان و یوناما همواره پیچیده بوده است. طالبان از یک سو به حضور سازمان ملل و کمکهای بشردوستانه نیاز دارند و از سوی دیگر، بسیاری از گزارشهای یوناما را به سود خود نمیدانند.
هر گزارشی که درباره محرومیت دختران از آموزش، محدودیت زنان یا نقض حقوق بشر منتشر میشود، فشار سیاسی بر طالبان را افزایش میدهد. به همین دلیل، یوناما برای طالبان صرفاً یک دفتر سازمان ملل نیست؛ بلکه نهادی است که تصویر افغانستان را به جهان منتقل میکند.
میان انتقاد و ضرورت
با وجود این، یوناما همواره با انتقادهایی روبهرو بوده است.
برخی فعالان مدنی و مخالفان طالبان معتقدند این نهاد در برابر بسیاری از رویدادها موضعی محتاطانه اتخاذ میکند و گاهی بیش از اندازه به حفظ تعامل با طالبان توجه دارد. از نگاه آنان، شدت بحران افغانستان ایجاب میکند که سازمان ملل مواضع قاطعتری اتخاذ کند.
در مقابل، مدافعان نقش یوناما استدلال میکنند که این نهاد ابزار اجرایی یا نظامی در اختیار ندارد. یوناما نمیتواند قانون وضع کند، کسی را بازداشت کند یا حکومتی را تغییر دهد. قدرت اصلی آن در مستندسازی، گزارشدهی و حفظ ارتباط میان افغانستان و جهان است.
واقعیت نیز تا حد زیادی همین است. بسیاری از مردم افغانستان انتظار دارند یوناما مشکلات را حل کند، در حالی که مأموریت این نهاد بیشتر ثبت واقعیتها و انتقال آنها به جامعه جهانی است.
پایان سخن اینکه؛
یوناما نه یک دولت است، نه یک نیروی نظامی و نه یک سازمان قادر به تحمیل تصمیمهای سیاسی. مأموریت اصلی آن مشاهده، گزارشدهی، هماهنگی و ایجاد ارتباط میان افغانستان و جهان است.
با این حال، در کشوری که بسیاری از صداها خاموش شدهاند و بخش بزرگی از جامعه از عرصه عمومی حذف شده است، همین نقش نیز اهمیت فراوانی دارد. گزارشهای یوناما گاه تنها اسنادی هستند که آنچه بر مردم افغانستان میگذرد را در حافظه سیاسی جهان ثبت میکنند.
شاید بزرگترین محدودیت یوناما این باشد که میتواند واقعیت را ببیند و روایت کند، اما نمیتواند به تنهایی آن را تغییر دهد. با این وجود، در شرایطی که افغانستان بیش از هر زمان دیگری از جهان فاصله گرفته است، همین پل ارتباطی نیز ارزشی انکارناپذیر دارد.