وقتی از لاله آزادیتاریخ سخن میگویم نام دیگری آن ژنرال محمد داوود داوود است
برای چریکان سر به کف و عاشق آزادی روایت داوود داوود خود به مثابهء تلنگربیداری و شیپور رهایی است
اگر فرخار را غروری است و اگر شخپلنگ هنوز هم بیشهء شیران و دلیران است و اگر تالقان کلاه بشکنی دارد با بلندای تاریخ، اگر هنوز صلالههای آزادی نعرهزنان خون و رزم میگویند همهاش از گام های شهیدداوود سترگ و مردان آفتاب به دوش راه آزادی است. او مادری داشت جگرآور و مردمانی داشت بیغش و سوار زین به فلک.
شهید ژنرال داوود نه تنها شگفتی همه را برآورد؛ بل با رشادت و مبارزهاش ثابت کرد فرزند نکونام و متعهد خراسان است. او تاریخی راکه دست ذلت به دیگری دراز کند را به رسمیت نمیشناخت و همیشه رستاخیز بومی و مردمی خود علیهء متجاوزین را میستود و خود پیش آهنگ این نبرد در برابر اهریمن بود. چنانکه؛ این باور و شجاعت او را محمود این جهان و مسعود آن گیتی ساخت. در واقع تا گنبد سپهر و افلاک است نامش را شرف و آبروی خراسان پاس خواهد داشت.
پهلوانی خراسانی بود و از خورشید میگفت و از روشنایی تا لبدرگهء یتیمان و کودکان، خرمن روشنایی پهن گردد و خراسان خویشتنش را دوباره بازیابد.
ماه جوزا بازخوانی غروب چشمهء خورشید آزادی در سرزمین ماست. در این ماه ستاره نه، آفتابی در تخار و بدخشان و سرانجام در خراسان غروب کرد که نه تنها رزمگه تنها ماند که شخپلنگ یتیم شد. تخار در اندوه رفت و بدخشان نیز سوگوار گردید. سخن از کوچ بیوقت چریک آتش و خشم علیهء دیو و دد است که نامش را بلندیهای یکتاریخ لبریز از شرف و آزادی صدا میزند ژنرال داوود داوود.
به یُمن شکرانگی مبارزه و صحنههای پیکار عقاب در خاک رفتهمان، چریکان خراسان بر میگردند تا صحنهء شرف و آزادگی تهی نباشد. بر میگردند تا محاسبه را با جلاد تاریخ ابدی سازند. با خون و نفس خود میخواهند راهی را به سمتوسوی چشمهء درخشان خورشید آزادی و عدالت رقم بزنند تا گره از کار فرو بستهیی انسان در منگه ماندهء میهن، باز کنند.
تاریخ رقمخورده با خونپاک شهید ژنرال داوود الهامبخش و زایاست که دوباره خاک و صخره عقابان خود را پیدا کند و درفشسرافرازی را برای مردم فراز کند. ما به شمشیر یعقوب لیثصفار و کج کلاهی احمدشاه مسعود، درایت و ایستادگی داوودهای دیگر نیازمندیم تا شرم آذرم را از پیشانی تاریخ خود پاک کنیم. در واقع سوگ بیاننامهء وارثان زمین که زنده یاد واصف باختری گفته بود را تنها بازگشت ما به جسارت و مبارزهء این رادمردان میتواند التیام بخشد نه انزوا و زندگی روزمره.
جوزای سیاه و خونین با صدای غمانگیز برای چریکان آزادی و میهندوست، پیام دارد و میخواهد که همچون سپهبدان و رزمندگان پایداری و شرف دیروز باید در صف آزادی و راستتاریخ قرار بگیریم و ازاین بیش نگذاریم که ضحاک مار به دوش از انسان سرزمینمان تغذی کند. نوشتن در باره شهید ژنرال داوود داوود برگشتن به صحیفه تابناک و ارزشمند مبارزه و روزگار سربلندی است. وقتی از داوودها میگوییم، دامن،دامن ستارگان پرداختهمان یاد میآید که هر کدامشان، انگیزه و شور عشق به آزادی را برایمان معرفی میکند. ژنردال داوود داوود چریک تخارستان باستان بود که از بلندای پامیر همچون شیپوری خواب سنگینتاریخ را پریشان کرده بود.
چرک مفهوم و معنای گوریلایی آن، رزمندگان و سربازانی اند که با هنجار و روشهای نامنظم و تاثیرگذار خود مبارزه میکند و حضور او به صورت داوطلبانه برابر برهمزدن توان دشمن است و پدیدار کردن دشواری و بلند بردن هزینه برای حریف از هنر و روشهای بنیادین اوست که سازهء رزمندهء متحرک و یا پویایی است که از هرامکانی و شرایطی برای خود فرصت مانور و نقش میآفرید. در واقع راه آزادی نفسهای این چرک هاست که آفتابی را در لببام مردم خواهد آورد.. فرمانده داوود همهیی زندگیاش را چنین زیست و معطوف خدمتگزاری برای مردم بود.
مردم هنگامی که از غرور و زیستن آزادمنشانهء چریکان سخن میگویند یا میگویم یکایک آفتاب به دوشان خراسان به خاطرهام روشن میشوند همچنان شعلهایکه دل یکشبپایدار ویران میکند، نور از خاطره و جسارتشان به درو پنجرهء آرزوی انسان آن دیار میبارد.
سرسپردگان میهن من از چه تاکِ آزادی خورده اید که این مستی را تا دلشادشدن واپسین انسان سرزمینتان با خودتان همچنان حمل میکنید؟ از کدامین نور و از کدام چشمهء خورشید خراسان، آب خورده اید که مرگ برای آزادی برایتان، جشن دیگری و خنده مستانهء دیگری است؟ چهکسی درگوشتان آواز داده است آزادی و میهن! رهایی و سربلندی!
آری؛ میدانم که مادران جگرآور و دشوارگذر کرده از گردنهء روزگار ستم و بیعدالتی، برایتان مسالهآموز شده اند که اینک میخواهید سوار زین فلک شوید و بر اهریمن زیستن را به مردابخون و خشم مبدل کنید.
برای من غرور و انتخاب فرازتان شبیه نه، دقیقا عقاب بلندآشیان و بلندپرواز قلههای پر غرور یکتاریخ همیشه درخشانست. آری؛ برگزیدگان را چنین ستایشی سزاست که عشق و آزادی را به هم پیوند زده اند.
سخن از نجابت جاری در روح زخمخوردهیی تاریخ سرنوشت انسانی است که با گامهای شما به روشنایی کشانده میشود، نه از تیرگی و تار زیستن یا انتخاب مرداب و فرودستهای زمین متروک..
سوگند خورده اید که انگونه خداوند نیز گفته بود سوگند به خورشید و روشنایی که شب را و شبپرست را به گودال تیره سرنوشت شوم خودش سوق دهید.
آری! گزیده و خواست متبرک انسان .و آزادی است.
دریافته اید که اگر برخاستن نباشد، اهریمنان بدمست و تبهکار ادامهء خویشتن را منوط به تحقیر شدن انسان دیده اند و ازاین سرشت ضحکانهء خویش هیچگاهی دست کوتاه نخواهندکرد.
تاریخ را نیزنخواهند گذاشت که دوباره به شکوه و فرازش برگردد.
بیباکانه رزم را و ننگ را میخواهید که پاس بدارید… من خوب از نفسها و عشق تان به رهایی انسان از ستم، دانستهام که سودای سربالا دارید و میخواهید که مردم به نجابت و غرورتاریخی خودشان بازگشت کنند تا دیگر سرنوشت محتوم برشکست نداشته باشند. قصهء شما نیز مانند قمارباز عاشق است که قمارعاشقانهاش را هموار کرده است و تا پایان خودش این راه را ادامه خواهد داشت. خنک بادا چنین گزینشی. خوب میدانم به گفتهء مولانا به جز هوس قماری دیگر چیزی در بساطتان نخواهند ماند… چون آزادی را شناخته اید و آن را برای همه میخواهید. شناخت پایدار و روشنی که برای آن نیز بها خواهید پرداخت.
اینبار به پاس خونهای پاک و همت مردان چون داوود داوود برای رسیدن به هدف راهبردی و آرمان دیرینهء تحقق نیافتهء مردم خود میرزمید تا امید را و رهایی را از چنگال بدسرشتان سیاست و قدرت نجات دهید.
برای آنانی که درخونشان بیتفاوتی رسوب کرده و نمیخواهند سالارخویشتن شوند، بانگ رهایی و رستاخیز را رقم میزنید تا دیگر غفلتتاریخی را کنار بزنند و درکشتی عدالت، آزادی و برابری سوار شوند که ناخدای آن، رحمت و موهبت خداوندی است.
تا بتوانیم چنین آیندهیی را برای هممیهنانمان رقم بزنیم. آینده از گامها و عزممتین و آهنگرزم شما آب میخورد و زندگی را برای همه عادلانه میسازد.
البته آیندهایکه ضمانتی باشد برای وقار، آبرو و آزادی مردمان بدون تعلق تباری و فرهنگیشان و همه در زیر درفش آن گنجایشس داشته باشند.
ما میدانیم که هر چریک و رزمندهءسیاسی از کوره راههای تجربه و درک درست متنتاریخی به مثابهء آهن آبدیده گذشته است و دقیقا میداند که برای چه مفاهیم و اهداف راهبردی مبارزه کند. درکتاریخی همانگونهایکه اندیشمندان هویت و مسالهءتاریخی بیان کرده اند در واقع پاسداری از ارزشها و مفاهیم بلند برای پاسداشت آیندهء مبتنی بر عدالت چشمانداز و آرمانراهبردی شماست.
تاریخ مبارزات آزادیخواهانه و عدالبطلبانهء مردم خراسان نشان میدهد که همیشه عدالت و آزادی توسط رزم و مبارزهء چنین چریکانی به دست آمده و تحقق یافته است. من هنگامی که در باره شما اندیشه میکنم فکر میکنم که در آیینهء تاریخ قامت سیس، بومسلم، مزدک، نیزک بادغیسی،یعقوب لیثصفار، زیبر راغی، صدها سردار آزادمنش دیگر را میبینم که صدای چکاچک شمشیرشان در عزم شما متبلور است. آری؛ تاریخ باید به اصالت خود برگردد و دوباره خراسان پاسبان خود را پیدا کند.
خراسانی که مورد غصب و تجاوز دهشت و عقبماندگی شده است اینکه با عزممتین و پروازهای عقابی شما ازاد شدنی است. خوب شدن سرنوشت و بخت این سرزمین، ریشه در تفکر و همت بینظیر شما دارد در واقع با مبارزهءشما گره خورده است.
این بار باید نکردههای سیاسیمان را جبران کنیم و تفنگ و فرهنگ را با غروربینظیرتان برای همیشه پاسدار شویم. نباید دوباره دور باطل و رویکرد اقتدارفروشی تکرار گردد. زیرا تکرار آن مصیبت بزرگ و خسران جبرانناپذیر است. به یمن سربلندیهای عقاب شخپلنگ ژنرال داوود داوود یل گردنفراز آزادی، ما از تاریخ و سنت فروگذاشت کوتاهبینان پند گرفتهایم و میدانیم که جوهر شمشیر و گوهر اقتدار را همراه با دانایی و مبارزهء مردم باید برای همیشه در سینهء تاریخ فروزان نگهداریم.
همینکه به گذشته مینگریم و میبینیم، در مییابیم که سنت فروگذاشت و اقتدارفروشی دیروزیان خُسران راهبردی ما بوده است که در حقیقت چاه بزرگ و عمیقی را برای سرنوشت ما با تمام تیرگی حفر کرده اند. حالا اینکه چهکسی میتواند مانند ژنرال داوود داوود نامدار چریک باشد و از گردنهء بلند تاریخ، عدالت و آزادی را برای مردمان خراسان تعارف کند، حقا که این امید از رفتار و منش شما پیداست که شمایید! آنانی که غرور و سربلندی مردمان خود را با جانهای سربه کفشان پاسداری کرده اند و متعهد اند تا فرجامین ضربه را بر پیکرضحاک وارد کنند. بدخشان، تخار، کندز، بغلان، فاریاب،بلخ و در کل تمامی مناطق خراسان فریاد دار دکه ایستادگی از پیشانی متبرک هر یک شما پیداست.
همینکه قمارعاشقانه میزنید و جان را به مثابهء سرمایهء اصلی برای تحقق آزادی معطوف کرده اید، چنین صبحی برای زنان و مردان دمیدنی است و انتظار هزاران انسان و ارزش را به حقیقت مبدل میکنید. صبحی که در آن مژدهء بهار آزادی تحقق مییابد. آزادی و کرامت برای همه، تبارهای ساکن در خراسان نهادینه میگردد، همچنان همه محق خواهند بود که تا آزادی و کرامت داشته باشند و حقوق شهروندیشان تامین و به دست آید.
چریک سرباز و قمارعاشقانه باز ما! این لاله روییده در باغ و بیابان، خون مبارک و الهامبخش داوودهاب همسنگر توست که اینک نماد رستاخیز دیگری است تا دشمن و اهریمن را از خاک بیرون سازید. میدانم که همچون ققنوس از خاکستر و آتش، زندگانی دیگری را نیز در راه مبارزه و سربلندی مردم قمار خواهید. من این قماربازان پاکباز سر به کف نجابتدار را دوست دارم.
آری میخواهم از تبار آفتابتان باشم و درگهء هر انسانی را روشن کنم.
روایتی اگر هست و اگر استقامتی، همه از گامهای شرافتمند دیروز و امروز شماست. سرزمین خسته و غمناک داوودها و سلحشوران گمنام دیگر، با صدای بلند آزادیخواهی شما زنده است. ورنه حضورشوم و مرگآلود کرگسان همهچیز را به نابودی خواهد کشاند.
وقتی شما را میبینم و آوازتان را میشنوم، حس میکنم که خراسان دوباره طلوع کرده است و رخشآزادی، شهسوارخودش را یافته است و دیگر برای ضحاک در آن قلمرو مجال نخواهد ماند. به نفسهاتان سوگند! به خون پاک وخشوران آزادی و سنگرداران با شرف و با عزت آن دیار سربلند سوگند که اینراه به روشنایی خواهد رسید و دیوار ستمکار حیله فروش و نیرنگباز نابود خواهد گردید . روح آزادگانتاریخ جهان میگوید که درود به گامهای متین و استوارتان که اصالت آن خاک و گوهر پاکتاریخ آن سرزمین متعلق به شماست.
آری؛ بامداد و خورشید خراسان را آبرو اید و وقار همیشگی. اینبار باید آیندهء بدونخلل، طلوع کند و تصمیم را شرف و آزادمنشی شما برای گردیدن و شدن بگیرد. تا فرودستیها دفن تاریخ گردد و فرازهای زیستنعادلانه و انسانی برای انسان آن سرزمین فراهم گردد. میدانم که به شیپور تابناک آزادی نعرههای روشن فرمانده داوود در قلب تاریختان لبیک گفتهاید و سرسپردگان نبرد برای رهایی خواهید شد.
هیولا و اهریمن این ضرب را خواهد چشید و دوباره زیر انبار صخرهها خواهد شد. زیرا خراسان را تا جان هست و رمق از سینهاش عقابان، داوودها و صحنهسازان بینظیر طلوع خواهند کرد. آری عقابان به صحنه بازگشت خواهند کرد و دیگر جوزاها صحنهء غمانگیزی نه، طلوع و درخشش خورشیدآزادی خواهد شد. نه تنها فرخار، دره دره، صخره در صخرهء خراسان دوباره تکیهگاه پهلوانان و رزمندگان نترس خواهد گشت و روز نبرد و امتحان را جشن خواهند گرفت. شنیده ام از ضربان قلب خونین میهن که گفته اید که یادواره و سالگرد لاله شدن شهید داوود داوود یعنی برخاستن، برخاستن و راست کردن گردن کج تاریخ. چنان نیز خواهد شد که خراسان سنگر داغ سرهای سربالا و لبریز از شور آزادی شود و دیو سیاه و پلید را سر به نیست کند.