تحولات اخیر دوران آتش بس میان ایران، آمریکا نشان میدهد که فضای منطقه به سمت مرحلهای تازه از موازنه سیاسی و امنیتی حرکت میکند. از یک سو، واشنگتن پس از ناکامی در تحقق اهداف حداکثری خود علیه تهران در تجاوز ۴٠ روزه، بهدنبال راهی برای مدیریت بحران و رسیدن به نوعی آتشبس پایدار است و از سوی دیگر، چین و روسیه با مخالفت آشکار برای اعمال فشارهای جدید علیه ایران، عملاً مانع شکلگیری اجماع جهانی موردنظر آمریکا شدهاند. همزمان، سفر ناگهانی وزیر داخله پاکستان به تهران نیز بر اهمیت تحرکات پشتپرده دیپلماتیک افزوده است.
شکست راهبرد فشار حداکثری، محاصره و تهدید علیه ایران
پس از تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل علیه ایران و اعمال محاصره دریایی انتظار میرفت واشنگتن بتواند با ترکیب فشار نظامی و سیاسی، تهران را وادار به پذیرش خطوط قرمز موردنظر دونالد ترامپ کند. اما روند تحولات نشان داد که این محاسبه با واقعیتهای منطقهای و بینالمللی فاصله زیادی دارد.
سفر ترامپ به پکن نیز در همین چارچوب قابل ارزیابی است؛ تلاشی برای آنکه چین از نفوذ اقتصادی و سیاسی خود بر ایران استفاده کرده و تهران را به پذیرش خواستههای آمریکا سوق دهد. با این حال، به نظر میرسد پکن این خواستهها را همچنان حداکثری و غیرواقعبینانه میداند. چین به خوبی آگاه است که فشار بیش از حد بر ایران نهتنها به توافق منجر نخواهد شد، بلکه میتواند تنشهای منطقه را دوباره شعلهور کند.
از همین رو، پس از سفر ترامپ نیز چین هیچ موضعی علیه ایران اتخاذ نکرد؛ مسئلهای که نشان میدهد پکن حاضر نیست به ابزار اجرای سیاستهای تهاجمی واشنگتن تبدیل شود. در واقع، چین تنها در صورتی حاضر به ایفای نقش فعالتر خواهد شد که رویکرد آمریکا از فشار و تهدید به سمت راهحلهای سیاسی و منطقی تغییر کند.
مخالفت چین و روسیه؛ تقویت جایگاه تهران
در ادامه همین روند، روز گذشته مخالفت رسمی چین با قطعنامه پیشنهادی آمریکا و بحرین درباره بازگشایی تنگه هرمز، پیام مهمی برای واشنگتن داشت. ساعاتی بعد نیز روسیه همان موضع را تکرار کرد تا بار دیگر هماهنگی مسکو و پکن در حمایت سیاسی از ایران آشکار شود.
اهمیت این مسئله زمانی بیشتر میشود که به سابقه چند هفته قبل وتوی قطعنامههای ضدایرانی توسط چین و روسیه در شورای امنیت توجه کنیم. اکنون نیز به نظر میرسد هرگونه تلاش آمریکا برای ایجاد اجماع بینالمللی علیه تهران با مانع جدی این دو قدرت مواجه خواهد شد.
این وضعیت عملاً موقعیت ایران را در معادلات منطقهای تقویت کرده است. تهران اکنون نهتنها در میدان نظامی از مرحله بحرانی عبور کرده، بلکه در عرصه دیپلماتیک نیز توانسته از شکاف میان قدرتهای جهانی بهره ببرد.
پیام سفر ناگهانی وزیر داخله پاکستان
در این میان، سفر اعلامنشده وزیر داخله پاکستان به تهران اهمیت ویژهای پیدا کرده است. سید محسن نقوی که از چهرههای نزدیک به فرمانده ارتش پاکستان محسوب میشود، پیشتر نیز در سفر مقامهای ارشد نظامی اسلامآباد به ایران حضور داشت و اکنون سفر دوباره او نشانهای از تحرکات حساس دیپلماتیک تلقی میشود.
برخی گزارشها حاکی از آن است که این سفر بخشی از تلاشهای نهایی برای ایجاد تفاهم میان ایران و آمریکا است؛ بهویژه در شرایطی که ترامپ پس از بازگشت از پکن، ظاهراً در حال بررسی گزینهای برای پایان دادن به بحران بدون تحمل هزینه سیاسی بیشتر است.
به همین دلیل، بسیاری معتقدند رئیسجمهور آمریکا اکنون بیش از گذشته بهدنبال یک «خروج آبرومندانه» از تقابل با ایران است؛ تقابلی که نه به شکست و تسلیمی تهران که آرزوی ترامپ و نتانیاهو بود منجر شد و نه توانست ائتلاف جهانی موردنظر واشنگتن را شکل دهد. در چنین فضایی، نقش میانجیگرانی مانند پاکستان و همچنین حمایت سیاسی چین و روسیه، میتواند جایگاه منطقهای ایران را بیش از پیش تثبیت کند.
هرچند ترامپ همچنان لحن تهاجمی خود را حفظ کرده و گفته که ایران باید بیش از ۴٠٠ کیلو اورانیوم غنی شده خود را به امریکا بدهد، اما تهران با دست آوردهای که کسب کرده پنج شرط اساسی را شامل توقف دایمی جنگ در تمام جبهه ها، جبران خسارات، به رسمیت شناسی امتیاز ایران بر تنگه هرمز، به رسمیت شناختن حق غنی سازی و رفع کامل تحریم ها و آزادسازی دارایی خود را مطرح کرده است. در روزهای آینده معلوم خواهد شد که این بن بست به کدام مسیر منتهی می شود.