در برنامه کافه پرسش روایت پایگاه خبری‑تحلیلی روایت، دکتر خلود یعقوب (استاد زبان فارسی دانشگاه قاهره) و دکتر شمسالحق آریانفر (نویسنده و پژوهشگر افغانستانی) به نقش فردوسی در احیای زبان فارسی و پیوند شاهنامه با اسلام پرداختند. خانم یعقوب تأکید کرد که فردوسی یک شاعر اسلامی بوده و شاهنامه پلی میان تاریخ ایران باستان و تمدن اسلامی است. آریانفر نیز گفت بدون فردوسی، فارسی در افغانستان نیز از بین میرفت و امروز ما نیاز به فردوسیهایی جدید داریم.
همزمان با ۲۵ ثور/اردیبهشت روز پاسداشت زبان فارسی و فردوسی، برنامه کافه پرسش روایت میزبان دو پژوهشگر از مصر و افغانستان بود، آنان در این برنامه به بازخوانی جایگاه فردوسی و تأثیر او بر حفظ زبان فارسی پرداختند.
دکتر خلود یعقوب: فردوسی مهمترین شاعر ایران و شاعری اسلامی است
دکتر خلود یعقوب گفت؛ فردوسی مهمترین شاعر ایران است و شاهنامه فقط کتاب شعر نیست، بلکه تاریخ ایران است. وی افزود فردوسی با خلق شاهنامه، فارسی را نگه داشت و جان دوبارهای به آن بخشید.
او ادامه داد؛ در مصر هزاران تحقیق درباره شاهنامه انجام شده و همه جنبههای آن مورد توجه قرار گرفته است. بع گفته او فردوسی هنگام نوشتن شاهنامه، از منابع قدیم مانند متون اوستا و روایتهای اسطورهای استفاده کرد، اما همچنین از متون اسلامی مانند تاریخ طبری بهره برده است.
خانم یعقوب به شباهتهای داستانهای شاهنامه با قرآن اشاره کرد و گفت؛ داستان خلقت در شاهنامه بر اساس جهانبینی اسلامی است، نه زردشتی. همچنین قصه ضحاک و فریدون بسیار شبیه داستان حضرت موسی و فرعون است و داستان سیاوش و سودابه به یوسف و زلیخا نزدیک میباشد.
او تأکید کرد؛ در ساختار اجتماعی ایران که در زمان ساسانی طبقاتی بود، فردوسی با تأثیرپذیری از اسلام از عدالت سخن میگوید. به گفته وی، شاهنامه یک کتاب داستانی صِرف نیست، بلکه پلی میان تاریخ ایران گذشته، اسلام و آینده است.
خانم یعقوب در پاسخ به کسانی که فردوسی را به خاطر استفاده از اساطیر باستان متهم به «اساطیرالاولین» میکردند، گفت؛ این تعصب مذهبی بود، اما فردوسی کاملاً یک شاعر اسلامی بوده است. وی افزود حرفهای فردوسی اسلامی بود و مثلاً در زمینه اخلاق، از قرآن بهره برده است. همچنین در مباحث کلامی و البته اختلافی، مطلبی که با اسلام سازگار نباشد مطرح نکرده است.
دکتر شمسالحق آریانفر: بدون فردوسی، فارسی از بین میرفت
دکتر شمسالحق آریانفر گفت؛ بدون شک اگر فردوسی نمیبود، فارسی از بین میرفت؛ همان طور که در مصر و سوریه زبانهای محلی از بین رفت و عربی شد. وی افزود حتی در زمان معاصر و در ۱۰۰ سال اخیر در آسیای میانه، با اشغال شوروی، زبانهای محلی نابود شدند. این است که نقش فردوسی را باید درک کرد.
آریانفر ادامه داد؛ فردوسی زبان فارسی را از نابودی نجات داد. زمانی که زبان عربی زبان عمومی شده بود و اکثر دانشمندان کتابهای خود را به عربی مینوشتند، فردوسی با ۹۰۰۰ واژه فارسی ناب، شاهنامه را ارائه کرد.
او بزرگی فردوسی را در چند نکته خلاصه کرد؛ اول اینکه فردوسی با جان و هستیاش دنبال زبان فارسی رفت و از نخست آگاهانه این مسیر را انتخاب کرد بر خلاف شاعران دیگر که موظف بود از سوی شاه بنویسند. دوم اینکه فردوسی عاشق مردم و فرهنگ خود است و چنانچه میگوید «چو ایران نباشد تن من مباد».
آریانفر درباره روایت رفتن فردوسی به نزد محمود غزنوی گفت؛ این روایت به نظر نادرست است و فردوسی هرگز نزد محمود نرفت. وی تأکید کرد که شاهنامه خود رستم و آرش است و نبوغ فردوسی در به سرانجام رساندن این حماسه بزرگ بود.
او شرایط امروز افغانستان را مشابه زمان فردوسی دانست و گفت؛ زبان، فرهنگ، تاریخ ما در افغانستان در حال نابودی از سوی طالبان است و ما امروز نیاز به فردوسیها داریم. آریانفر یادآور شد که فردوسی شاهنامه را نوشت زمانی که جنبشهای جدایخواهانه خراسان (از ابومسلم تا طاهر فوشنجی) شکست خورده بودند.
وی در پایان گفت؛ امروز باید یک جریان حماسی در مقابل وضعیت طالبان ایجاد شود. همچنین اشاره کرد که بیشتر جغرافیایی که فردوسی در شاهنامه یاد کرده، در افغانستان هنوز وجود دارد؛ مانند قلعه زال، سمنگان، تخت رستم و پنجشیر.