عصر حاضر، عصرِ فناوری و تکنالوژی است و بشریت روز به روز شاهد شگفتیها و دستاوردهای بزرگ در این عرصه است. فناوری جدید و تکنالوژی تمام جهان را زیر سیطره خود قرار داده و امروز هوش مصنوعی یکهتاز میدان است و طغیان میکند. آنچه امروز در گوشهای از جهان – به ویژه جهان اول- رخ میدهد، گوشههای دیگر جهان را نیز زیر تأثیر قرار میدهد. در این میان افعانستان و مردم افغانستان نیز از این قاعده مستثنا نیستند. از همینرو، افزایش سرسامآور کانالهای یوتیوب و یوتیوبگردانها در سطح جهان و افغانستان سبب گردیده که آهسته آهسته شماری از نویسندگان نامدار نیز به «کاروان یوتیوببران» بپیوندند و از این طریق محتوا تولید کنند.
این پدیده گرچند در ذات خود، امرِ ناپسند نیست؛ اما پرسشهایی را به میان آوردهاست. در این مطلب بیان میکنم که چرا شماری از نویسندگان نامدار به یوتیوب روی آوردهاند و چه اسبابی سبب گردیده تا آنها قلم را بگذارند و به جای آن در مقابل کمره قرار بگیرند.
چنانچه دیده میشود، پس از تحولات اخیر فعالیتهای نویسندگان نامدار در افغانستان کمرنگ شده و کاهش چشمگیر داشتهاست. در تازهترین مورد، شماری از این نویسندگان کانالهای یوتیوب به راه انداخته و از این طریق تولید محتوا میکنند. بهنظرم اسباب و عوامل ذیل سبب گردیده، تا این نویسندگان به یوتیوب پناه ببرند:
برخلاف آنچه ما تصور میکنیم، بسیاری نویسندگان نامدار رایگان سخن نمیزنند و مجانی نمینویسند. آنها در برابر کلمات و حرفهای که مینویسند پول میگیرند و از طریق نوشتن امرار معاش میکنند. ظاهرا در دوران جمهوریت بازار چنین نویسندگانی گرم بوده و از این طریق به نان و نامی رسیدهاند؛ اما با سقوط نظام جمهوریت اکنون منابع مالی قبلی آنها قطع گردیده و به بدیل آن نیاز دارند. یکی از بدیلهای مناسب و آسان یوتیوبگردانی است. یوتیوبگردانها میتوانند با تولید برنامههایی که مخاطبان بسیار دارند، پول به دست بیاورند. چنانچه مینماید، شماری از نویسندگان نامدار نیز به تازگی به اهمیت مالی این کار پی بردهاند و اینک از این طریق میخواهند درآمدزایی نمایند. برای نویسندگانی که در کشورهای غربی زندگی میکنند، زمینهٔ موفقیت بیشتر در این راستا میسر است. تعقیب و رصد برخی این کانالها نشان میدهد که این کانالها در وقت کوتاهی توانستهاند مخاطبان و بازدیدکنندگان زیادی جذب نمایند. براساس محاسباتی که من به کمک هوش مصنوعی انجام دادهام، یکی از این نویسندگان میتواند در یک ماه در حدود ۸ تا ۴۰ هزار دالر به دست آورد. این رقم قطعی نیست و احتمال تغییر در آن وجود دارد.
طبق معمول نوشته را تنها افراد محدودی میخوانند و بهطور عام مخاطب نوشتار نخبهگان، افراد تحصیلکرده و باسواد است؛ در حالیکه نوارهای صوتی و دیداری مخاطبان زیاد دارد و همه میتوانند از آن استفاده نمایند. براساس آنچه که در این ماهها رصد کردهام، دیده میشود که روز به روز مخاطبان نوشتار کاهش مییابد و به مخاطبان برنامههای تصویری افزوده میشود. این تغییر در شمار مخاطبان سبب گردیده تا شماری از نویسندگان تکتیک خود را تغییر بدهند و بهجای نوشته به کمره پناه ببرند.
ترجیح و تأثیر ادبیات شفاهی بهجای نوشتار:
میان گفتار و نوشتار تفاوتهایی زیادی وجود دارد. به عنوان نمونه در نوشتار نویسنده تمرکز بیشتر دارد و تلاش بسیار میکند. او با استرس و اضطراب واژهها را کنار هم میچیند و گاهی حتا نیاز دارد برای تکمیل و مستندسازی نوشتار به چندین منبع نیز مراجعه کند. این همه در حالیست که گفتار سادهتر است و آدمی میتواند به راحتی و خیال آرام حرف بزند و نیاز به تفکر و تأمل بسیار که وقتگیر و نیازمند مطالعات عمیق است، ندارد.
شمار دیگر از نویسندگان -شاید به تقلید از ایرانیها- میخواهند کتابها و نوشتههای خود را به درسگفتار تبدیل کنند. غرض آنها از این کار این است که آثار خود را خود به معرفی بگیرند و به نحوی تدریس کنند. شاید شماری از آنها هم بهیاد دوران خوب و روزگار آموزگاری و عشق به تدریس اینک میخواهند از این طریق عطش خود را سیر نمایند.
گاهی گمان میکنیم که نویسندگان آدمهای متفاوت از ما هستند و فرشتهخو اند و مثل ما حسادت نمیکنند و با یکدیگر رقابت و همچشمی ندارند، اما آنچه دیده میشود برخلاف این تصور است. نویسندگان نامدار هممانند دیگران با یکدیگر رقابت میکنند و حتا در خفا برعلیه یکدیگر توطئه مینمایند و گاهی هم آشکارا یکدیگر را نفرین میکنند و بد و بیراه میگویند. ظاهرا وقتی یکی از آنها کاری را انجام میدهد دیگران نیز آرام نمینشینند و تلاش میکنند خود را تبارز بدهند و اعلان حضور نمایند.
پایان:
آنچه در بالا آمده، شماری از عوامل و اسبابی است که به نظرم سبب گردیده تا برخی از نویسندگان نامدار، «یوتیوبگردان» شوند. این عوامل و اسباب قرار ذیل است: درآمدزایی، جذب مخاطبان بیشتر، گفتار بهجای نوشتار، تهیه درسگفتارها، رقابت و همچشمی.
با این همه یک پرسش باقی میماند: آیا عصر نوشتن به پایان رسیدهاست؟