امروز، ۲۹ میزان، روز زبان ازبیکی در افغانستان است؛ زبانی که در شمال و شمالشرق کشور گویشوران فراوان دارد و بخشی از میراث فرهنگی و تاریخی این سرزمین به شمار میرود. گرامیداشت این روز، فرصتی است برای یادآوری جایگاه زبان ازبیکی و بررسی وضعیت زبانهای غیرپشتو در سایه حاکمیت طالبان.
در قانون اساسی سال ۲۰۰۴، زبان ازبیکی در مناطقی که گویشوران آن حضور داشتند، بهعنوان یکی از زبانهای رسمی شناخته شد. این تصمیم، گامی در جهت بهرسمیتشناختن تنوع زبانی افغانستان بود؛ کشوری که هویت فرهنگی آن از زبانها و سنتهای گوناگون شکل گرفته است.
روز ۲۹ میزان در سال ۱۳۸۹ خورشیدی، پس از پیشنهاد شماری از بزرگان ازبیک در دیدار با رییسجمهور وقت افغانستان، بهعنوان روز زبان ازبیکی نامگذاری شد. این پیشنهاد پذیرفته شد و از آن پس، در دوره جمهوریت همهساله از این مناسبت تجلیل میشد. نامگذاری این روز، نمادی از حضور فرهنگی ازبیکها و بهرسمیتشناختن جایگاه زبان آنان در جامعه افغانستان بود.
با بازگشت طالبان به قدرت، این مناسبت دیگر از سوی حاکمیت گرامی داشته نمیشود. همزمان، نگرانیها درباره محدودشدن جایگاه زبانهای غیرپشتو، از جمله فارسی و ازبیکی، افزایش یافته است. سیاستهای زبانی طالبان، بهویژه در ادارههای دولتی، به تقویت جایگاه پشتو و به حاشیهراندن زبانهای دیگر متهم است.
طالبان در ظاهر، فارسی را نیز بهعنوان زبان رسمی میپذیرند؛ اما گزارشها از آن حکایت دارد که در برخی ادارههای دولتی، به مکاتیب پشتو اولویت داده میشود و مکاتیب به زبانهای دیگر با بیاعتنایی روبهرو میشوند. اگر زبانهای رسمی در عمل از فرصت برابر برای استفاده در امور اداری برخوردار نباشند، رسمیت حقوقی آنها به امری تشریفاتی تبدیل خواهد شد.
این وضعیت را نمیتوان صرفاً مسئلهای اداری دانست. زبان، بخشی از هویت جمعی و حافظه تاریخی مردمان است و محدودکردن کاربرد آن، بهتدریج بر حضور فرهنگی گویشورانش نیز اثر میگذارد. از همین رو، کنارزدن زبانهای غیرپشتو میتواند شکافهای اجتماعی را عمیقتر کند و احساس محرومیت را در میان گروههای مختلف افزایش دهد.
سیاست زبانی طالبان را میتوان در چارچوب تلاش برای پشتونیزهسازی افغانستان نیز بررسی کرد. کارنامه نزدیک به پنج سال حاکمیت این گروه، نگرانیهایی را درباره دنبالکردن سیاستهای قومی و شئونیستی برانگیخته است؛ سیاستهایی که بهجای پذیرش تنوع جامعه، بر یکسانسازی و برتریدادن به یک هویت قومی و زبانی استوارند. نقد این رویکرد، به معنای مخالفت با زبان پشتو یا گویشوران آن نیست؛ مسئله، تحمیل یک زبان و محدودکردن حقوق زبانی دیگران است.
افغانستان کشوری چندزبانه است و پاسداری از این ویژگی، نیازمند سیاستهایی است که حقوق همه شهروندان را بدون تبعیض تضمین کند. رشد و گسترش زبان پشتو نباید با تضعیف زبان فارسی، ازبیکی، ترکمنی، بلوچی، پشهای، نورستانی و دیگر زبانهای کشور همراه باشد. دولت مسئولیت دارد زمینه آموزش، استفاده اداری و رشد فرهنگی زبانهای بهرسمیتشناختهشده را فراهم سازد، نه اینکه آنها را به حاشیه براند.
در روز زبان ازبیکی، تأکید بر یک اصل اساسی اهمیت دارد: تبعیض زبانی و حذف فرهنگی نه به همبستگی ملی کمک میکند و نه زمینه همزیستی پایدار را فراهم میسازد. افغانستان زمانی میتواند به سوی جامعهای عادلانهتر حرکت کند که هیچ شهروندی به دلیل زبان مادری خود احساس محرومیت نکند.
زبان ازبیکی و دیگر زبانهای افغانستان بخشی از سرمایه فرهنگی این سرزمیناند. پاسداری از آنها دفاع از حق شهروندان برای حفظ هویت و مشارکت برابر در زندگی اجتماعی است. تنوع زبانی را باید فرصتی برای غنای فرهنگی دانست، نه مانعی در برابر وحدت؛ زیرا وحدت واقعی با حذف تفاوتها به دست نمیآید، بلکه بر احترام متقابل و برابری حقوقی استوار میشود.