چرا خداوند متعال فرمود:
﴿قُل لِّلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ﴾
(سوره نور، آیه ۳۰)
«به مردان باایمان بگو دیدگان خود را فروگیرند.»
و نفرمود: “يغضوا من أنظارهم”؟ «از نگاههای خود بکاهند»؟
زیرا قرآن دقیق است و تفاوت میان این دو بسیار بزرگ است.
۱- نظر/ نگرش: دیدن بدون ژرفاندیشی و تدبر است
«نظر/ نگرش» آن است که چشم بر چیزی بیفتد، بیآنکه تمرکز یا تعقل عمیقی در کار باشد؛ میبینی، اما به همه ابعاد آن احاطه پیدا نمیکنی.
﴿وَتَرَاهُمْ يَنظُرُونَ إِلَيْكَ وَهُمْ لَا يُبْصِرُونَ﴾
(سوره اعراف، آیه ۱۹۸)
«و آنان را میبینی که به سوی تو مینگرند، در حالی که نمیبینند.»
یعنی با چشمان خود به تو نگاه میکنند، اما دلهایشان غافل است و حقیقت تو را درک نمیکنند.
از همین رو، خداوند ما را به «نظر کردن/ نگرش» در آیات هستی فرمان داده است؛ زیرا آفرینش، معجزهای است که هیچ عقل بشری نمیتواند به تمامی ابعاد آن احاطه یابد:
﴿أَفَلَا يَنظُرُونَ إِلَى الْإِبِلِ كَيْفَ خُلِقَتْ﴾
(سوره غاشیه، آیه ۱۷)
«آیا به شتر نمینگرند که چگونه آفریده شده است؟»
﴿فَلْيَنظُرِ الْإِنسَانُ مِمَّ خُلِقَ﴾
(سوره طارق، آیه ۵)
«پس انسان باید بنگرد که از چه چیزی آفریده شده است.»
بنابراین، آنچه در این آیات خواسته شده، تأمل و نگریستن اولیه است؛ اما احاطه کامل بر حقیقت و همه جزئیات آن، در توان هیچ انسانی نیست.
۲- بصر/ بینش: دیدن همراه با آگاهی و احاطه
«بصر/ بینش» عبارت است از دیدن همراه با عقل، دل و تمرکز؛ یعنی ادراک آگاهانه و عمیق.
از همین رو، خداوند «بصیر/ بینشگر» است، نه صرفاً «ناظر/ نگرش گر»:
﴿إِنَّهُ كَانَ بِعِبَادِهِ خَبِيرًا بَصِيرًا﴾
(سوره اسراء، آیه ۳۰)
«بیگمان او نسبت به بندگانش آگاه و بیناست.»
یعنی خداوند بر بندگان خود، در ظاهر و باطن، و بر آشکار و نهان آنان احاطه کامل دارد.
بصر/ بینش کامل نیز در دنیا از انسان پوشیده است و هنگام مرگ یا در آخرت آشکار میشود:
﴿لَّقَدْ كُنتَ فِي غَفْلَةٍ مِّنْ هَٰذَا فَكَشَفْنَا عَنكَ غِطَاءَكَ فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَدِيدٌ﴾
(سوره ق، آیه ۲۲)
«تو از این حقیقت در غفلت بودی، پس پردهات را از پیش چشمت برداشتیم، و امروز دیدت تیز و نافذ است.»
یعنی امروز بینش و ادراک تو نافذ و نیرومند شده و حقایقی را میبینی که در زندگی دنیا از تو پوشیده بود.
۳- چرا خداوند به «فروگرفتن بصر/ نگرش» فرمان داده است، نه «فروگرفتن نظر/ بینش»؟
زیرا نگاه نخست، گناهی ندارد و نگاهی گذراست که با تأمل و شهوت همراه نیست.
اما اگر انسان آن را با نگاه دوم و سوم دنبال کند و همراه با تمرکز، اندیشیدن و تحریک شهوت باشد، «نظر» به «بصر» تبدیل میشود و در اینجا محل نهی و حرمت پدید میآید.
خدای متعال میفرماید:
﴿قُل لِّلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَيَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ﴾
(سوره نور، آیه ۳۰)
«به مردان باایمان بگو دیدگان خود را فروگیرند و دامان خویش را حفظ کنند.»
بنابراین، «بصر» همان نگاهِ آگاهانه، هدفمند و ادراککنندهای است که میتواند انسان را به سوی فتنه و لغزش بکشاند؛ ازاینرو در اینجا فروگرفتن آن واجب شده است.
قرآن کریم در داستان یوسف میان این دو تفکیک کرده است:
﴿وَقَالَ نِسْوَةٌ فِي الْمَدِينَةِ امْرَأَتُ الْعَزِيزِ تُرَاوِدُ فَتَاهَا عَن نَّفْسِهِ﴾
سپس فرمود:
﴿فَلَمَّا رَأَيْنَهُ أَكْبَرْنَهُ وَقَطَّعْنَ أَيْدِيَهُنَّ﴾
(سوره یوسف، آیات ۳۰–۳۱)
دیدن نخستین آنان «نظر/ نگرش» بود؛ اما وقتی دقیقتر شدند و به تأمل و تمرکز پرداختند، آن نگاه به «بصر/ بینش» تبدیل شد و در نتیجه تحت تأثیر قرار گرفتند و دچار شگفتی و حیرت شدند.
خلاصه:
نظر/ نگرش: دیدن صرفِ چشم. اگر گذرا باشد، مباح است.
بصر/ بینش: دیدن همراه با دل، عقل و میل (تمرکز و ادراک عمیق). همان است که خداوند به فروگرفتن آن امر کرده است.
خداوند ما را به «نظر کردن» در آفاق هستی برای عبرت گرفتن فرمان داده، و از «بصر» در حرام برای پاکی نفس نهی کرده است.
پس پاک و منزه است خدایی که واژگانش دقیق و بیانش استوار است.
﴿وَلَا تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ كُلُّ أُولَٰئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْئُولًا﴾
(سوره اسراء، آیه ۳۶)
«و از آنچه به آن علم نداری پیروی مکن؛ همانا گوش و چشم و دل، همه مورد بازخواست قرار خواهند گرفت.»
و سپاس و ستایش مخصوص پروردگار جهانیان است.
والحمدلله رب العالمين، هذا ما تم جمعه وتبيانه والله هو اعلى واعلم
این همان چیزی است که گردآوری و بیان شد، و خداوند داناتر و برتر از همه است.
نوشته: حمود آل قاسم
ترجمه: دکتر هجرت الله جبرئیلی