مقدمه:
برای فهم اینکه قرآن چگونه انسان را از آفرینش تا معرفت، از زبان تا زمان، و از مسیر زندگی معرفی میکند، فهم محور های ذیل لازمی است.
محور نخست: منشأ انسان — آفرینش و جانشینی خدای متعال فرمود: «وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً» (سوره بقره، آیه ۳۰) «و هنگامی که پروردگارت به فرشتگان گفت: من در زمین جانشینی قرار خواهم داد.»
دلالت قرآنی: انسان بهصورت تصادفی پدید نیامده است، بلکه بر اساس «ارادهای الهی و آشکار» به وجود آمده است. هدف و غایت، پیش از جزئیات قرار دارد؛ جانشینی در زمین، پیش از آفرینش انسان بهعنوان هدف تعیین شده است. سپس خداوند متعال میفرماید: «إِنِّي أَعْلَمُ مَا لَا تَعْلَمُونَ» (سوره بقره، آیه ۳۰) «همانا من چیزی میدانم که شما نمیدانید.» خلاصه: منشأ انسان با حکمتی الهی پیوند دارد که فراتر از درک و آگاهی فرشتگان است.
محور دوم: شکلگیری آدم — دانش و زبان خدای متعال میفرماید: «وَعَلَّمَ آدَمَ الْأَسْمَاءَ كُلَّهَا» (سوره بقره، آیه ۳۱) «و همه نامها را به آدم آموخت.» و نیز میفرماید: «خَلَقَ الْإِنسَانَ، عَلَّمَهُ الْبَيَانَ» (سوره الرحمن، آیات ۳-۴) «انسان را آفرید، و به او بیان را آموخت.» ساختار قرآنی: مرحله نخست: آفرینش انسان (وجود).
مرحله دوم: آموزش نامها (معرفت اولیه). مرحله سوم: آموزش بیان (توانایی ابراز و انتقال مفاهیم). خلاصه: انسان بهصورت موجودی خاموش و فاقد ادراک آفریده نشده است، بلکه از همان آغاز برای شناخت و بیان آماده و مجهز گردیده است.
محور سوم: ابزارهای ادراک — اندیشه انسانی خدای متعال میفرماید: «وَاللَّهُ أَخْرَجَكُم مِّن بُطُونِ أُمَّهَاتِكُمْ لَا تَعْلَمُونَ شَيْئًا وَجَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَالْأَبْصَارَ وَالْأَفْئِدَةَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ» (سوره نحل، آیه ۷۸) «و خداوند شما را از شکم مادرانتان بیرون آورد، در حالی که هیچ چیز نمیدانستید؛ و برای شما گوش و چشمها و دلها قرار داد، باشد که سپاسگزار باشید.» و نیز میفرماید: «ثُمَّ سَوَّاهُ وَنَفَخَ فِيهِ مِن رُّوحِهِ وَجَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَالْأَبْصَارَ وَالْأَفْئِدَةَ» (سوره سجده، آیه ۹) «سپس او را سامان داد و از روح خود در او دمید، و برای شما گوش و چشمها و دلها قرار داد.» دلالت:
آغاز زندگی انسان با ناآگاهی از دانش اکتسابی همراه است.
سپس ابزارهای ادراک به او عطا میشود: شنوایی، بینایی و فؤاد (جایگاه فهم، اندیشیدن و تعقل). خلاصه: اندیشه در قرآن یک پدیده تصادفی نیست، بلکه ساختاری است که خداوند آن را آفریده و در وجود انسان قرار داده است.
محور چهارم: مسیر معرفت — از حس تا فهم قرآن کریم سیر تدریجی معرفت را چنین ترسیم میکند: مرحله نخست: ادراک حسی؛ دلیل آن آیاتی مانند: «أَفَلَا يَسْمَعُونَ» (آیا نمیشنوند؟) (سوره یس، آیه ۶۸)، و «أَفَلَا يَنظُرُونَ» (آیا نمینگرند؟) (سوره غاشیه، آیه ۱۷).
مرحله دوم: تعقل؛ دلیل آن: «لَعَلَّهُمْ يَعْقِلُونَ» (باشد که بیندیشند و خرد ورزند) (سوره بقره، آیه ۲۴۲؛ سوره حدید، آیه ۱۷). مرحله سوم: فقه و فهم عمیق؛ دلیل آن: «يَفْقَهُونَ» (میفهمند و درک عمیق مییابند) (سوره انعام، آیه ۶۵؛ سوره اعراف، آیه ۱۷۹).
مرحله چهارم: تدبر؛ دلیل آن: «أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ» (آیا در قرآن تدبر نمیکنند؟) (سوره نساء، آیه ۸۲؛ سوره محمد، آیه ۲۴).
خلاصه: معرفت در قرآن یک لحظه یا رخداد آنی نیست، بلکه فرآیندی پویا و حرکتی درونی در وجود انسان است که از ادراک حسی آغاز میشود، به تعقل و فهم عمیق میرسد و در نهایت به تدبر و ژرفاندیشی ختم میگردد.
محور پنجم: زبان — اصل و تنوع خدای متعال میفرماید: «وَعَلَّمَ آدَمَ الْأَسْمَاءَ كُلَّهَا» (سوره بقره، آیه ۳۱) «و همه نامها را به آدم آموخت.» «عَلَّمَهُ الْبَيَانَ» (سوره الرحمن، آیه ۴) «به او بیان را آموخت.» «وَمِنْ آيَاتِهِ خَلْقُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاخْتِلَافُ أَلْسِنَتِكُمْ وَأَلْوَانِكُمْ» (سوره روم، آیه ۲۲) «و از نشانههای او، آفرینش آسمانها و زمین و اختلاف زبانهای شما و رنگهای شماست.» «وَمَا أَرْسَلْنَا مِن رَّسُولٍ إِلَّا بِلِسَانِ قَوْمِهِ لِيُبَيِّنَ لَهُمْ» (سوره ابراهیم، آیه ۴) «و هیچ پیامبری را نفرستادیم مگر به زبان قومش، تا برای آنان روشن بیان کند.» خلاصه نهایی: سطح اول: اصل زبان، آموزش الهی است. سطح دوم: سپس تنوع زبانی، امری هدفمند و آیهای الهی است. سطح سوم: سپس زبان بهعنوان ابزار اجتماعی برای ارتباط و بیان به کار میرود.
خلاصه: زبان در قرآن پدیدهای آشفته و تصادفی نیست، بلکه یک نظام الهی و یکی از نشانههای قدرت خداوند است.
محور ششم: مسیر انسان — از آفرینش تا زمین خدای متعال میفرماید: «اسْكُنْ أَنتَ وَزَوْجُكَ الْجَنَّةَ» (سوره بقره، آیه ۳۵) «تو و همسرت در بهشت سکونت گزینید.» «وَلَا تَقْرَبَا هَٰذِهِ الشَّجَرَةَ» (سوره بقره، آیه ۳۵) «و به این درخت نزدیک نشوید.» «فَأَزَلَّهُمَا الشَّيْطَانُ عَنْهَا فَأَخْرَجَهُمَا مِمَّا كَانَا فِيهِ» (سوره بقره، آیه ۳۶) «پس شیطان آن دو را لغزاند و از آنچه در آن بودند بیرونشان کرد.» «اهْبِطُوا بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ وَلَكُمْ فِي الْأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَمَتَاعٌ إِلَىٰ حِينٍ» (سوره بقره، آیه ۳۶) «فرود آیید، در حالی که برخی از شما دشمن برخی دیگر خواهید بود؛ و برای شما در زمین تا زمانی معین جایگاه و بهرهای خواهد بود.» «فَتَلَقَّىٰ آدَمُ مِن رَّبِّهِ كَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَيْهِ» (سوره بقره، آیه ۳۷) «سپس آدم از پروردگارش کلماتی دریافت کرد، پس خداوند توبه او را پذیرفت.» ترتیب سیر: سكن ← اختبار ← زلل ← هبوط ← توبة ← بداية الحياة الأرضية. سکونت در بهشت ← آزمون ← لغزش ← هبوط ← توبه ← آغاز زندگی زمینی خلاصه: انسان در قرآن موجودی در معرض آزمون و ابتلاست، نه موجودی ثابت و بدون تغییر.
محور هفتم: مسیر بشریت خدای متعال میفرماید: «كَانَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِيِّينَ مُبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَ» (سوره بقره، آیه ۲۱۳) «مردم (در آغاز) امت واحدی بودند، پس خداوند پیامبران را فرستاد که بشارتدهنده و بیمدهنده باشند.» الگو: وحدة أولى ← اختلاف لاحق ← إرسال الوحي. وحدت اولیه ← اختلاف بعدی ← ارسال وحی
خلاصه: هدایت در قرآن امری خودبهخودی و طبیعی نیست، بلکه فرایندی پیوسته و تجدیدشونده از طریق ارسال پیامبران و وحی الهی است.
محور هشتم: زمان در قرآن خدای متعال میفرماید: «وَإِنَّ يَوْمًا عِندَ رَبِّكَ كَأَلْفِ سَنَةٍ مِّمَّا تَعُدُّونَ» (سوره حج، آیه ۴۷) «و همانا یک روز نزد پروردگارت مانند هزار سال از آن چیزی است که شما میشمارید.» «قَالُوا لَبِثْنَا يَوْمًا أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ» (سوره مؤمنون، آیه ۱۱۳) «گفتند: یک روز یا بخشی از یک روز درنگ کردیم.» «كُن فَيَكُونُ» (سوره یس، آیه ۸۲) «بشو، پس میشود.» «خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ» (سوره اعراف، آیه ۵۴) «آسمانها و زمین را در شش روز آفرید.»
خلاصه: زمان در قرآن مفهومی نسبی، چندلایه و وابسته به سطح وجودی است؛ نه یک اندازه ثابت و یکنواخت.
دلالت:
ویژگی نخست: زمان نسبی است (اندازهگیری آن متفاوت است).
ویژگی دوم: ادراک زمانی بر اساس حالت و شرایط تغییر میکند.
ویژگی سوم: زمان مانعی در برابر اراده الهی نیست. خلاصه: زمان در قرآن یک خط مادی و ثابت نیست، بلکه چارچوبی انعطافپذیر برای وقوع رخدادهاست.
محور نهم: الگوی قرآنی انسان (بر اساس جمعآوری آیات) آفرینش: انسان با اراده الهی آفریده شده است. جایگاه: با مقام خلافت و کرامت گرامی داشته شده است. تجهیز: آموزش اولیه به او داده شده است (نامها و بیان). ابزارها: به ابزارهای ادراک مجهز شده است (شنوایی، بینایی، و فؤاد). آغاز معرفت: از نادانی آغاز میکند و بهتدریج میآموزد. زمان: در چارچوب زمان نسبی زندگی میکند. آزمون: در معرض امتحان، لغزش و توبه قرار دارد. هدایت: در مسیر هدایت و وحی الهی حرکت میکند.
محور دهم: مقایسه با الگوی تکاملی جدید عنصر: منشأ انسان قرآن: آفرینش مستقیم. الگوی تکاملی: پیدایش تدریجی. عنصر: معرفت قرآن: آموزش + اکتساب. الگوی تکاملی: فقط اکتساب. عنصر: زبان قرآن: آموزش + تنوع. الگوی تکاملی: صرفاً تحول اجتماعی.
عنصر:
اندیشه قرآن: ابزارهای ادراک آفریده شدهاند. الگوی تکاملی: محصول فرایند زیستی. عنصر: زمان قرآن: زمان نسبی و انعطافپذیر.
الگوی تکاملی: خطی و مادی. نتیجه گیری قرآن انسان را تنها بهعنوان یک موجود مادی معرفی نمیکند، بلکه او را موجودی: آفریدهشده با اراده الهی، آموزشدیده، در معرض آزمون، گرامیداشتهشده، و قرارگرفته در نظامی از هدایت و ابتلا نشان میدهد؛ موجودی که در چارچوب زمان انعطافپذیر زندگی میکند و معرفت خود را از طریق ابزارهای مخلوق به دست میآورد.
جمعبندی نهایی انسان در قرآن نه محصول تصادف است و نه صرفاً نتیجه تحول مادی؛ بلکه موجودی هدفمند و آگاهانه آفریدهشده است که با آموزش الهی آغاز کرده، در بستر زمان حرکت میکند و معرفت خود را در نظامی از آزمون و هدایت شکل میدهد.
نوشته: حميدا حميدا
ترجمه: دکتر هجرت الله جبرئیلی