پنج سال از تسلط طالبان بر کابل میگذرد. این گروه بارها از پایان جنگ و تأمین امنیت سخن گفته و کوشیده است حاکمیت خود را نشانه بازگشت ثبات به افغانستان معرفی کند. اما زندگی مردم با این ادعاها سازگار نیست. دختران از آموزش محروماند، زنان با محدودیتهای گسترده روبهرو هستند و مخالفان سیاسی امکان فعالیت آزادانه ندارند. طالبان بر کشور مسلط شدهاند، اما با زور و سرکوب نمیتوانند رضایت مردم را به دست آورند.
گزارش تازه آسیا تایمز درباره گسترش فعالیت مخالفان مسلح طالبان، بار دیگر نشان میدهد که این گروه در حال از دست دادن جغرافیای افغانستان به نفع مخالفان است. بر اساس این گزارش، مخالفان در ماههای آگست و سپتامبر مدعی انجام ۱۱۹ حمله در ۲۶ ولایت افغانستان شدهاند. دامنه جغرافیایی عملیات نشان میدهد که مخالفان به چند ولایت شمالی محدود نماندهاند.
طالبان میخواهند تصرف کابل را پایان جنگ و آغاز ثبات معرفی کنند؛ حال آنکه گرفتن قدرت با زور، به معنای پایان مبارزه برای آزادی نیست. این گروه با حذف نیروهای سیاسی، محدودکردن حقوق زنان، بستن دروازههای آموزش به روی دختران و سرکوب هر صدای مخالف، فضای کشور را تنگتر کرده است. از نگاه ما، سکوتی که زیر سایه ترس ایجاد شود، صلح نیست؛ نشانه آن است که مردم از بیان خواستههای خود محروم شدهاند.
نظامیان پیشین؛ نیرویی که از میدان بیرون نرفته است
بخش اصلی مخالفان مسلح طالبان را نظامیان پیشین افغانستان تشکیل میدهند؛ کسانی که در ارتش، نیروهای ویژه، پولیس و نهادهای امنیتی خدمت کردهاند. بسیاری از آنان پس از بازگشت طالبان به قدرت، با وجود اعلام عفو عمومی، با تهدید، بازداشت، شکنجه و قتل روبهرو شدهاند. گزارشهای نهادهای بینالمللی حقوق بشری نیز مواردی از نقض حقوق نظامیان پیشین را ثبت کردهاند.
طالبان انتظار داشتند با تسلط بر کشور و سرکوب مخالفان، پرونده مقاومت بسته شود. اما تجربه نظامی این نیروها، شناختشان از ساختارهای امنیتی و انگیزه مقابله با رژیمی که آن را عامل سقوط نظام جمهوری میدانند، باعث شده است بخشی از آنان مبارزه را ادامه دهند. نمیتوان از یکسو عفو عمومی اعلام کرد و از سوی دیگر، مخالفان و نظامیان پیشین را با تهدید و خشونت روبهرو ساخت و سپس انتظار داشت که همهچیز به فراموشی سپرده شود.
گسترش فعالیت مخالفان را باید در همین زمینه دید. وقتی راه فعالیت سیاسی مسالمتآمیز بسته باشد و مردم نتوانند در تعیین سرنوشت کشور سهم بگیرند، مخالفت از میان نمیرود؛ شکلهای گوناگون پیدا میکند. مسئولیت این وضعیت بر دوش گروهی است که قدرت را در انحصار خود گرفته و هرگونه مشارکت مستقل سیاسی را تهدیدی علیه حاکمیتش میداند.
گزارش آسیا تایمز از فعالیت مخالفان در مناطق مختلف افغانستان، از جمله جنوب و غرب کشور، سخن میگوید. جبهه متحد افغانستان نیز مدعی انجام عملیات در ولایتهایی چون هلمند، قندهار، نیمروز، غور، بادغیس و فاریاب شده است. این نشان میدهد که مخالفان در تلاشاند دامنه مبارزه را از محدودههای پیشین فراتر ببرند.
البته مخالفان با دشواریهای جدی روبهرو هستند. پراکندگی گروهها، نبود هماهنگی کافی و فقدان یک برنامه سیاسی مشترک، توان آنان را محدود میکند. ادامه مبارزه زمانی میتواند چشمانداز روشنتری پیدا کند که مخالفان، افزون بر عملیات نظامی، بر همکاری سیاسی، جلب اعتماد مردم و ارائه تصویری روشن از افغانستان پس از طالبان تمرکز کنند. مردم افغانستان بارها بهای رقابتهای سیاسی و انحصار قدرت را پرداختهاند و حق دارند بدانند که مخالفان چه بدیلی برای آینده کشور در نظر دارند.
با این همه، ضعفها و اختلافهای مخالفان را نباید به سود طالبان تفسیر کرد. این گروه نیز با بحران مشروعیت، انحصار قدرت و نارضایتی گسترده ناشی از سیاستهای خود روبهرو است. مقایسه مخالفان افغانستان با گروههای تروریستیای که اهداف و اندیشههای متفاوت دارند نیز کمکی به درک واقعیت نمیکند. مخالفان طالبان با انگیزهها و برنامههای یکسانی فعالیت نمیکنند، اما مبارزه علیه استبداد طالبان را نباید با خشونت گروههایی یکی دانست که دشمن مردم و آزادیهای آناناند.
افغانستان به حاکمیتی نیاز دارد که از رأی و اراده مردم سرچشمه بگیرد، نه از تفنگ و فرمانهای یک گروه. پایان حاکمیت طالبان، اگر قرار است به آزادی و ثبات پایدار بینجامد، باید با تأمین حقوق شهروندان، مشارکت همه گروههای اجتماعی و تشکیل نظامی پاسخگو همراه باشد. مخالفان نیز در برابر مردم مسئولاند که برای رسیدن به چنین آیندهای، اختلافها را کاهش دهند و برنامهای روشن ارائه کنند.
طالبان شاید بتوانند با زور بر ادارهها مسلط بمانند و صدای بسیاری از مردم را خاموش کنند، اما نمیتوانند با فرمان و سرکوب، نارضایتی را از میان ببرند. تا زمانی که آزادی از مردم گرفته شده و قدرت در انحصار یک گروه باقی مانده باشد، مخالفت نیز ادامه خواهد داشت. افغانستان ملک انحصاری طالبان نیست و مردم این کشور حق دارند برای پایاندادن به استبداد و تعیین آزادانه آیندهشان مبارزه کنند.