در سالهای اخیر، همزمان با بازگشت طالبان به قدرت، تنها ساختار سیاسی افغانستان تغییر نکرده است؛ میدان روایت و تبلیغات نیز دستخوش تغییر شده است. طالبان که سالها در برابر رسانههای داخلی و خارجی با تصویری عمدتاً منفی روبهرو بود، پس از تصرف کابل تلاش کرد روایت خود را به زبانهای مختلف به جهان عرضه کند. در کنار رسانهها و نهادهای رسمی حکومت طالبان، مجموعهای از صفحات و پلتفرمهای دیجیتالی نیز در فضای مجازی فعال شدهاند که تصویری بسیار مثبت از «امارت اسلامی» ارائه میکنند. یکی از این نمونهها «أفغانستان بالعربي»است؛ رسانهای عربیزبان که خود را با عبارت «من قلب كابل باللغة العربية؛ لنكون أقرب لكم»« از قلب کابل به زبان عربی؛ تا به شما نزدیکتر باشیم» معرفی میکند.
اما بررسی سابقه، محتوای کنونی و اطلاعات عمومی این مجموعه، پرسشهای مهمی را درباره ماهیت، محل مدیریت و خط تحریری آن ایجاد میکند. این پرسشها زمانی جدیتر میشود که بدانیم نام «افغانستان بالعربي» پیش از سقوط کابل نیز وجود داشته است؛ اما هیچ سند قابل اتکایی وجود ندارد که پروژه فعلی را با پروژهای که در سال ۲۰۲۱ با همین نام فعالیت میکرد، یکی بداند. این تفکیک برای یک گزارش تحقیقی ضروری است.
رسانهای که خود را «از قلب کابل» معرفی میکند
«افغانستان بالعربي» فعلی در شبکه اجتماعی ایکس با حساب @afghanarabc فعالیت میکند و شعار اصلی آن همان «من قلب كابل باللغة العربية؛ لنكون أقرب لكم» است. این حساب همچنان فعال است و در سال جاری نیز مطالب و ویدیوهای متعددی درباره افغانستان، حکومت طالبان و تحولات منطقه منتشر کرده است. در یکی از مطالب منتشرشده در سال جاری، این حساب از «حاجی حقانی» و «پیروزی» سخن گفته و در محتوای دیگری افغانستان را از کابل تا بامیان، هرات و کنر برای مخاطبان عرب معرفی کرده است.
این رسانه تنها به ایکس محدود نیست. حسابهای وابسته به آن در تلگرام، واتساپ، یوتیوب و اینستاگرام نیز فعالاند و خود حساب ایکس، این شبکهها را به عنوان پلتفرمهای وابسته معرفی میکند. بنابراین با یک صفحه منفرد روبهرو نیستیم؛ بلکه با یک شبکه رسانهای چندسکویی مواجهیم که یک خط روایی مشخص را در چندین محیط دیجیتال منتشر میکند.
همین مسئله باعث شده است که بررسی «افغانستان بالعربي» فراتر از ارزیابی چند پست شبکه اجتماعی باشد. پرسش اصلی این است که چه نوع رسانهای است، مخاطب آن کیست، چه روایتی تولید میکند و این روایت تا چه اندازه با واقعیتهای پیچیده افغانستان فاصله دارد.
بیبیسی مانیتورینگ: یک رسانه حامی طالبان
مهمترین سند مستقل درباره جایگاه فعلی «افغانستان بالعربي»، گزارش BBC Monitoring است که در ۳۱ جنوری ۲۰۲۵ با عنوان «ظهور رسانههای افغان حامی طالبان در فضای آنلاین» منتشر شد. بیبیسی مانیتورینگ در این گزارش،«Afghanistan in Arabic» یا «أفغانستان بالعربي» را در میان رسانههای افغان حامی طالبان قرار داده است.
اهمیت گزارش بیبیسی در این است که این ارزیابی از سوی یک نهاد رسانهای شناختهشده در حوزه پایش رسانهها انجام شده و صرفاً برداشت یک کاربر شبکههای اجتماعی نیست. گزارش، فعالیت این مجموعه را در چندین پلتفرم دنبال کرده و محتوای آن را عمدتاً در جهت ارائه تصویری مثبت از افغانستان تحت حاکمیت طالبان ارزیابی کرده است. بر اساس همین بررسی، «افغانستان بالعربي» از موضوعاتی مانند امنیت، توسعه اقتصادی، روابط طالبان با کشورهای عربی و منطقه، مواضع رهبران طالبان و دستاوردهای ادعایی حکومت این گروه برای مخاطبان عربزبان سخن میگوید.
بیبیسی مانیتورینگ همچنین به تاریخ ایجاد حسابهای فعلی توجه کرده است. بر اساس اطلاعاتی که در گزارش آن آمده، حساب فعلی ایکس در جون ۲۰۲۳ و صفحه فعلی فیسبوک در جون ۲۰۲۴ ایجاد شدهاند. همین مسئله اهمیت زیادی دارد؛ زیرا نشان میدهد که نباید حساب فعلی را بدون مدرک با حسابی که در سال ۲۰۲۱ با همین نام وجود داشت، یکی دانست.
به عبارت دیگر، بیبیسی مانیتورینگ یک نکته مهم را برای این تحقیق روشن میکند: «افغانستان بالعربي» فعلی یک پلتفرم نسبتاً جدید در شکل کنونی خود است و در ردیف رسانههای آنلاین حامی طالبان قرار میگیرد.
اما «افغانستان بالعربي» سال ۲۰۲۱ چه بود؟
اینجا یکی از مهمترین نقاط این پرونده قرار دارد. در ۲ آگست ۲۰۲۱، یعنی تنها چند روز پیش از سقوط کابل، روزنامه «ایندیپندنت عربی» گزارشی با عنوان «قصة طالبان: القاعدة والقبيلة والمذهب» منتشر کرد که در آن از یک فعال افغانستانی به نام در محمد یاد شده است. گزارش میگوید در محمد از طریق حسابی با نام «أفغانستان بالعربي» تلاش میکرد تصویری دیگر از افغانستان را به مخاطبان نشان دهد؛ تصویری که بیشتر بر زیباییهای طبیعی، زندگی اجتماعی و مشاغل سنتی افغانستان متمرکز بود.
اما نکته مهمتر، موضع سیاسی او در آن زمان بود. در محمد در گفتوگو با «ایندیپندنت عربی» درباره بازگشت طالبان موضعی آشکارا انتقادی داشت. او گفته بود جامعه افغانستان، بهخصوص زنان، با بازگشت طالبان مخالف است و طالبان شرایط خود را با دستور پاکستان تحمیل میکند. او همچنین درباره تبلیغات طالبان گفته بود: «بیشتر آنچه رسانههای طالبان تبلیغ میکنند، دروغ و باطل است.»
همان گزارش میافزاید که خبرنگار «ایندیپندنت عربی» با در محمد از طریق حساب توییتر او و با استفاده از یک شماره امریکایی در تماس شده بود. در محمد گفته بود که در افغانستان است، هرچند مدتی در خارج از کشور زندگی کرده است.
این اطلاعات یک واقعیت مهم را ثابت میکند: نام «افغانستان بالعربي» پیش از سقوط طالبان وجود داشته است و در سال ۲۰۲۱ حسابی با همین نام، با موضعی انتقادی نسبت به طالبان، فعال بوده است.
اما تا اینجا هیچ سند معتبری پیدا نشده است که ثابت کند حساب مربوط به در محمد در سال ۲۰۲۱ همان حساب فعلی @afghanarabc است. برعکس، اطلاعات مربوط به تاریخ ایجاد حساب فعلی نشان میدهد که حساب ایکس کنونی در جون ۲۰۲۳ ایجاد شده است. صفحه فیسبوک فعلی نیز در جون ۲۰۲۴ ساخته شده است.
روایتسازی به جای خبررسانی
آنچه درباره پلتفرم فعلی روشنتر است، خط تحریری آن است. بررسی محتوای «افغانستان بالعربي» نشان میدهد که طالبان در این رسانه غالباً در جایگاه فاعل مثبت رویدادها قرار دارد. حکومت طالبان امنیت برقرار میکند، اقتصاد را توسعه میدهد، با مواد مخدر مبارزه میکند، معادن را فعال میسازد، روابط خارجی را گسترش میدهد و برای آموزش و بازسازی کشور برنامه دارد.
این شیوه روایت در مجموعهای از مطالب و ویدیوهای منتشرشده در این شبکه دیده میشود. برای نمونه، در یکی از مطالب این رسانه، عنوان عربی «إنجازات الإمارة الإسلامية في أفغانستان نموذج عالمي في إعادة بناء الأمة» «دستاوردهای امارت اسلامی در افغانستان؛ الگویی جهانی در بازسازی امت» آمده است.
همین عنوان به تنهایی نشان میدهد که با یک گزارش خبری خنثی روبهرو نیستیم. واژه «دستاوردها» از پیش نتیجهگیری کرده است و عبارت «الگویی جهانی» یک داوری ارزشی درباره عملکرد طالبان ارائه میدهد. در چنین شرایطی، مرز میان خبررسانی و روایتسازی سیاسی باریک میشود. رسانه به جای آنکه فقط بگوید طالبان چه کرده است، از ابتدا به مخاطب میگوید که آنچه طالبان انجام داده، «دستاورد»، «الگو» یا «موفقیت» است.
تحریف واقعیت چگونه اتفاق میافتد؟
وقتی از «تحریف حقایق» سخن میگوییم، الزاماً منظور جعل یک خبر نیست. تحریف میتواند از طریق انتخاب گزینشی واقعیتها، حذف زمینه، برجستهسازی یک بخش از ماجرا و سکوت درباره بخش دیگر صورت بگیرد.
برای نمونه، وقتی رسانهای تنها از ساخت مدرسه، پروژه اقتصادی یا استخراج معدن سخن میگوید اما محدودیتهای گسترده آموزشی و اجتماعی، بهویژه در مورد زنان و دختران، در روایت آن غایب است، مخاطب تصویری ناقص از افغانستان دریافت میکند.
نمونه دیگر، استفاده از تعبیرهایی مانند «الإمارة الإسلامية»«امارت اسلامی» یا «انتصار»«پیروزی» است. این واژگان صرفاً توصیفی نیستند؛ بار سیاسی و ارزشی دارند و در ادبیات رسمی طالبان نیز جایگاه مشخصی دارند.
در یکی از مطالب اخیر این حساب نیز عبارت «وجعنا واحد؛ ونصرنا واحد» «درد ما یکی است و پیروزی ما نیز یکی است» به کار رفته است. این عبارت در کنار اشاره به حقانی و مسئله فلسطین، نشاندهنده آن است که رسانه در مواردی از زبان همدلانه و بسیجکننده سیاسی استفاده میکند، نه صرفاً زبان خبری.
بنابراین، اگرچه برای هر خبر باید جداگانه صحت ادعا بررسی شود، اما الگوی کلی انتخاب واژهها و زاویه روایت به روشنی نشان میدهد که این رسانه صرفاً ناقل بیطرف اخبار افغانستان نیست.
«از قلب کابل»؛ اما مدیریت صفحه کجاست؟
یکی دیگر از پرسشهای مهم این پرونده به ادعای مکانی رسانه مربوط میشود. «افغانستان بالعربي» خود را «از قلب کابل» معرفی میکند. این عبارت در معرفی حسابهای آن تکرار میشود و بخشی از هویت رسانهای آن است. اما در اطلاعاتPage Transparency صفحه فیسبوک که بررسی شده، کشور مرتبط با مدیریت صفحه ترکیه نشان داده شده است.
این نکته باید با احتیاط تفسیر شود. اطلاعات شفافیت متا درباره کشوری که مدیران صفحه از آن صفحه را مدیریت میکنند، الزاماً به معنای آن نیست که دفتر رسانه در آن کشور قرار دارد یا همه خبرنگاران آنجا هستند. بنابراین نمیتوان صرفاً از این داده نتیجه گرفت که «افغانستان بالعربي از ترکیه اداره میشود.
اما این اطلاعات یک پرسش معتبر ایجاد میکند: رسانهای که خود را «از قلب کابل» معرفی میکند، چرا در اطلاعات مدیریتی فیسبوک با ترکیه پیوند دارد؟
رسانه حامی طالبان
گزارش بیبیسی مانیتورینگ، «افغانستان بالعربي» را در زمره رسانههای حامی طالبان قرار میدهد. از سوی دیگر، نمیتوان این رسانه را صرفاً یک رسانه خبری بیطرف نیز دانست. مجموعه محتوای منتشرشده، واژگان انتخابشده، تمرکز بر دستاوردهای حکومت و بازتاب مداوم دیدگاه طالبان، برای قرار دادن آن در دسته رسانههای حامی طالبان شواهد کافی فراهم میکند؛ همان ارزیابیای که بیبیسی مانیتورینگ نیز ارائه کرده است.
مخاطب عربزبان
فعالیت این رسانه به زبان عربی اتفاقی نیست. افغانستان در چهار دهه گذشته جایگاه مهمی در فضای فکری و سیاسی جهان عرب داشته است؛ از جنگ با شوروی و حضور نیروهای عرب در افغانستان گرفته تا القاعده، حملات یازدهم سپتامبر و سپس جنگ امریکا با طالبان. از همین رو، تصویر افغانستان در جهان عرب صرفاً یک موضوع خبری نیست؛ بلکه با تاریخ اسلام سیاسی، جهاد، القاعده و تحولات منطقهای گره خورده است.
طالبان نیز پس از بازگشت به قدرت، نیاز داشت روایت خود را برای مخاطبان خارجی بازسازی کند. رسانههای عربیزبان میتوانند در این زمینه نقش مهمی داشته باشند؛ زیرا بخشی از مخاطبان عرب ممکن است افغانستان را از زاویه دینی، تاریخی و سیاسی دنبال کنند.
«أفغانستان بالعربي» در چنین محیطی تلاش میکند افغانستان را نه عمدتاً از زاویه بحران حقوق زنان و انزوای سیاسی طالبان، بلکه از زاویه امنیت، استقلال، شریعت، اقتصاد، توسعه و مقاومت در برابر غرب معرفی کند.از این منظر، این رسانه را میتوان بخشی از رقابت گستردهتر بر سر تصویر افغانستان در افکار عمومی عرب دانست.
یک رسانه، یک روایت و چند پلتفرم
نکته دیگر، گستردگی شبکه انتشار است. حساب ایکس «افغانستان بالعربي» مخاطبان خود را به کانال تلگرام، واتساپ و یوتیوب هدایت میکند. به این ترتیب، یک روایت میتواند همزمان در چندین پلتفرم بازتولید شود.
این شیوه فعالیت با مدل رسانههای سنتی تفاوت دارد. در اینجا لازم نیست یک روزنامه یا شبکه تلویزیونی بزرگ وجود داشته باشد. یک تیم کوچک میتواند با استفاده از شبکههای اجتماعی، ویدیوهای کوتاه، تصاویر، نقلقولها و مطالب تحلیلی، روایت مشخصی را به هزاران مخاطب منتقل کند. به همین دلیل، تأثیر چنین رسانهای را نباید فقط با تعداد دنبالکنندگان سنجید. قدرت اصلی آن در تکرار روایت است. اگر یک ادعا امروز در ایکس منتشر شود، فردا در تلگرام بازنشر شود، سپس به شکل ویدیو در یوتیوب و اینستاگرام منتشر گردد، مخاطب ممکن است با یک روایت چندبار مواجه شود و تکرار آن را به معنای صحت آن تلقی کند.
پرسش اصلی هنوز بیپاسخ است
پرونده «افغانستان بالعربي» در این مرحله بیش از آنکه به یک پاسخ قطعی درباره مالکیت رسانه برسد، چند واقعیت و چند پرسش مهم را کنار هم قرار میدهد.
واقعیت نخست این است که «أفغانستان بالعربي» فعلی یک رسانه عربیزبان فعال است که محتوای آن به شکل آشکار با روایت طالبان همسو است و بیبیسی مانیتورینگ نیز آن را در زمره رسانههای حامی طالبان قرار داده است.
واقعیت دوم این است که حساب فعلی نباید با حسابی که در سال ۲۰۲۱ در گزارش «ایندیپندنت عربی» به در محمد نسبت داده شده بود، یکی دانسته شود. آن دو در دو مقطع زمانی متفاوت مستند شدهاند و تاکنون مدرک کافی برای اثبات ارتباط مالکیتی میانشان وجود ندارد.
واقعیت سوم این است که رسانه فعلی خود را «از قلب کابل» معرفی میکند، در حالی که اطلاعات شفافیت فیسبوک، مدیریت صفحه را با ترکیه مرتبط نشان داده است؛ موضوعی که به تنهایی اثباتکننده محل دفتر رسانه نیست، اما پرسشی جدی درباره ساختار و محل واقعی مدیریت آن ایجاد میکند.
واقعیت چهارم این است که محتوای این رسانه را نمیتوان صرفاً مجموعهای از اخبار بیطرف دانست. استفاده از عناوینی مانند:«دستاوردهای امارت اسلامی؛ الگویی جهانی برای بازسازی امت» و تأکید مستمر بر موفقیتهای حکومت طالبان، نشان میدهد که این رسانه در کنار انتقال اطلاعات، روایت سیاسی مشخصی نیز تولید میکند.
در نهایت، شاید مهمترین پرسش این نباشد که «افغانستان بالعربي» دقیقاً در کدام کشور قرار دارد؛ بلکه این باشد که چه کسانی این روایت را تولید میکنند، منابع آن چیست، چرا هویت و ساختار مدیریتی آن تا این اندازه مبهم است و چرا برای مخاطب عربزبان، افغانستان را تقریباً همیشه از زاویهای مطلوب برای طالبان روایت میکند؟
پاسخ به این پرسشها نیازمند بررسی بیشتر مالکیت دامنه، اطلاعات ثبت شرکت یا رسانه، سوابق مدیران صفحات، آرشیو حسابهای قدیمی، منابع مالی و ارتباط احتمالی کارکنان آن با نهادهای طالبان است.
اما تا اینجا یک نتیجه روشن است: «افغانستان بالعربي» فعلی را میتوان یک رسانه عربیزبان حامی طالبان دانست؛ رسانهای که فقط خبر افغانستان را به عربی منتقل نمیکند، بلکه در شکلدادن به تصویری خاص از افغانستان پس از بازگشت طالبان به قدرت نیز نقش دارد. همین مسئله، آن را از یک صفحه معمولی شبکههای اجتماعی به موضوعی قابل بررسی در حوزه جنگ روایتها و تبلیغات سیاسی تبدیل میکند.