در قسمت نخست از سلسله مطالب «پاسخ به شبهات اسلامستیزان در بارهٔ «آیا مرد در اسلام مالک زن است؟» سخن گفتیم؛ و در «قسمتدوم» این سلسله پاسخها به پرسشهای اسلامستیزان، پرسش مهم دیگری مطرح میشود: *آیا اسلام زن را «جنسدوم» و پایینتر از مرد میداند؟،* برای پاسخ منصفانه به این پرسش، نباید تنها چند حکم فقهی را جدا از زمینه تاریخی و اجتماعی آن بررسی کرد؛ بلکه باید نخست ببینیم در زمان ظهور اسلام، زن در جوامع مختلف چه جایگاهی داشت و سپس بررسی کنیم که اسلام با زن چه کرد و چه حقوق و جایگاهی برای او به رسمیت شناخت.
اسلام در قرن ششم میلادی ظهور کرد؛ در زمانی که در بسیاری از جوامع، زن نهتنها از حقوق اجتماعی و اقتصادی محروم بود؛ بلکه حتی درباره اصل انسانبودن و ارزش معنوی او نیز بحث میشد.
پس پرسش اساسی این است:
اسلام زن را از جایگاه بالاتری به جایگاه پایینتر آورد، یا زنی را که در بسیاری از جوامع حقوق اساسی نداشت، صاحب حق، کرامت و مسئولیت اجتماعی معرفی کرد؟
برای روشنشدن پاسخ، ابتدا نگاهی به وضعیت زن در برخی جوامع و ادیان پیش از اسلام میاندازیم.
۱. زن در شبهجزیره عربستان؛
پیش از اسلام، در بخشهایی از جامعه عرب جاهلی، زن از بسیاری از حقوق انسانی و اجتماعی محروم بود. وضعیت زنان البته در همه قبایل و مناطق یکسان نبود؛ اما برخی رفتارهای رایج نشاندهنده جایگاه بسیار پایین زن در آن جامعه بود.
> «زن دارای هیچ مقامی نبود مانند بقیه کالاها و حیوانات به ارث برده میشد، بعضی غذاهای مخصوص مردان بر زنان حرام بود. یک مرد میتوانست به دلخواه خود با زنان بیشماری ازدواج کند. بعضی از ترس فقر فرزندان خود را میکشتند و زنده، زنده گور میکردند.».
> ( کتاب نبیرحمت، ابوالحسن ندوی؛ ترجمه: مفتی قاسم قاسمی).
در چنین فضایی، قرآن با صراحت یکی از زشتترین رفتارهای جاهلی، یعنی کشتن دختران از ترس فقر و ننگ، را محکوم کرد:
> {وَإِذَا الْمَوْءُودَةُ سُئِلَتْ بِأَيِّ ذَنْبٍ قُتِلَتْ}؛ (سوره تکویر آیت ۷و ۸)،
> «و هنگامی که از دختر زندهبهگور پرسیده شود: به کدام گناه کشته شد؟».
اسلام در برابر چنین فرهنگی ایستاد و ارزش انسانی زن را به رسمیت شناخت.
۲. زن در جامعه هندوستان؛
در برخی دورهها و مناطق هند نیز زن از جایگاه اجتماعی بسیار محدودی برخوردار بود و در مواردی سرنوشت زن کاملاً وابسته به شوهر بود.
> «زن در جامعه هندوستان دارای هیچ مقامی اجتماعی نبودند، گاه زن خود را در قمار میباختند. هرگاه شوهر وفات میکرد زن از حق حیات محروم میشد طوری که نه حق ازدواج داشت و نه شایسته احترام بود. این رسم بود بعد وفات شوهر شان خود را زنده زنده میسوزاندند.»؛(سفرنامه برنیر فرانسوی)
این گزارش به رسم معروف سَتی (Sati) اشاره دارد؛ رسمی که در برخی جوامع هند، بیوه را به خودسوزی در مراسم سوزاندن جسد شوهر وادار یا ترغیب میکرد.
مقصود از این مثال آن نیست که تمام زنان هند در تمام دورهها دقیقاً چنین وضعی داشتهاند؛ بلکه نشان میدهد که در برخی جوامع و دورههای تاریخی، زن از حقوق و استقلال بسیار محدودی برخوردار بوده است.
۳. زن در جامعه اروپا؛
اکنون به اروپا میرسیم؛ جایی که امروز از حقوق زنان و برابری سخن بسیار گفته میشود؛ اما برای قضاوت تاریخی باید ببینیم وضعیت زن در گذشته چگونه بوده است:
> «در مورد زن بحث میکردند: آیا زن انسان است یا حیوان؟، روحاش بعد از مرگ جاودانه میشود یا خیر؟، حق خرید و فروش دارد یا خیر؟»؛
> (نبیرحمت، ابوالحسن ندوی؛ ترجمه: مفتی قاسم قاسمی).
محمد قطب رحمهالله نیز درباره وضعیت زن در جهان آن روز مینویسد:
> «زن در سراسر جهان و اروپا بهعنوان موجود بیارزش به حال خود رها شده بود و کسی او را انسان به شما نمیآورد، دانشمندان فلسفه درباره زن بحث و جدل میکردند؛ آیا زن روح دارد یا خیر؟، اگر روح داشته باشد، آیا روح انسانی است یا حیوانی؟؛
> (زن در اسلام، محمد قطب رحمهالله).
پس از اینرو، وقتی درباره جایگاه زن در اسلام سخن میگوییم، باید آن را در بستر تاریخی خودش نیز بررسی کنیم. اسلام در خلأ تاریخی ظهور نکرد؛ بلکه در جهانی ظهور کرد که مسئله کرامت زن در بسیاری از جوامع با چالشهای جدی روبهرو بود.
۴. زن در آیین و جامعه یهودیت؛
در منابع مربوط به آیین یهودیت نیز مطالبی درباره محدودیتهای جایگاه زن دیده میشود.
در «تلمود» معتبرترین کتاب یهودیان جایگاه زن چنین بیان شده است:
> «انسان موظف است که هر روز این سه دعا را بخواند: مبارک است خدایی که مرا یهودی خلق کرد، که مرا زن نیافرید و مرا یک بی سواد و بی معرفت به وجود نیاورد.»؛
> (تلمود ۱۷۷).
همچنین در نگاه آیین یهود، نقش زن در مواردی عمدتاً به امور خانه و خانواده محدود شده است و درباره شایستگی زن چنین آمده است:
> «زنان به چه وسیله کسب شایستگی و امتیاز میکنند؟ بوسیله فرستادن فرزندانشان به کنیسه برای فرا گرفتن تورات، و به وسیله وادار کردن شوهرانشان به آموختن قوانین الهی در محضر دانشمندان»؛
> ( تلمود ۱۷۸).
در ادامه، درباره وضعیت حقوقی زنان یهودی نیز چنین نقل شده است:
> «جایی که پای قانون در میان بود: “یکصد نفر زن فقط با یک نفر شاهد مرد برابر بودند”. حقوق مالکیت زنان یهودی در دورهی تلمودی به همان اندازه محدود بود که حقوق زنان انگلیسی در قرن هجدهم! عواید و درآمد هر گونه دارایی شان به شوهرانشان تعلق داشت!»؛
> (دورانت، ۱۳۷۱، ج ۴: ۴۲۶).
این نقلها نشان میدهد که در بررسی تاریخی جایگاه زن، نمیتوان وضعیت کنونی جوامع غربی را به گذشته آنها تعمیم داد؛ بلکه باید دید در دورههای مختلف، زن از چه حقوقی برخوردار بوده است.
۵. زن در جامعه مسیحیت؛
در بخشهایی از متون و تفاسیر مربوط به مسیحیت نیز مطالبی درباره پایینبودن جایگاه زن دیده میشود.
در متن مورد استناد آمده است:
> «زایش دختر یک خسارت است»؛
> (انجیل کاتولیک، فصل ۳، آیه ۲۲).
> همچنین یکی از احکام ذکرشده در عهد عتیق درباره فروش دختر بهعنوان کنیز است و برای آن قوانینی وضع شده است؛ مسیحیان این احکام را از جانب خداوند میدانند.
> (سفر خروج، ۷:۲۱)
در ادامه، درباره نگاه برخی مسیحیان به ماهیت زن چنین نقل شده است:
> «مذهب کاتولیک معتقد بود که روح مرد با زن فرق دارد و تنها مریم(علیهاالسلام، در میان زنان دارای روح معادل با مردان است و روح بقیه زنان حالت بین انسان و حیوان را دارد.»؛
> (علویقی، ۱۳۸۵: ۳۷).
این نقلها، اگر از نظر تاریخی و منبعشناسی دقیق بررسی شوند، نشان میدهند که در بخشی از تاریخ مسیحیت نیز دیدگاههایی درباره زن وجود داشته که با تصور امروزی از کرامت و برابری انسانی زن فاصله زیادی داشته است.
اما اکنون به نقطه اصلی بحث میرسیم:
به بررسی جایگاه زن در اسلام میپردازیم که اسلام با زن چه کرد؟
۱. اسلام و بازتعریف جایگاه زن؛
اسلام در جامعهای ظهور کرد که زن در بسیاری از موارد با محرومیتهای گسترده مواجه بود؛ اما قرآن و سنت پیامبر صلیاللهعلیهوسلم زن را بهعنوان انسانی صاحب کرامت، حق، مسئولیت و شخصیت مستقل معرفی کردند.
اسلام اولین مکتبی است که جایگاه زن را در اجتماع قانونی اعلام کرد و زن را به عنوان عضو مؤثر جامعه پذیرفت و در ساختن جامعه و در امور اجتماعی و مسأیل مهم شرکت داد و حقوق قانونی برای او اعلام نمود.
و اینکه مرد و زن هر دو به طور مساوی سازنده امر اجتماع و ضامن حفظ قانون و ناظر امنیت عمومی در جامعه هستند.
این تحول را میتوان از سخنان حضرت عمر رضیاللهعنه نیز دریافت.
ایشان میفرماید:
> «ما در دوران جاهلیت، زنان را چیزی به شمار نمیآوردیم، ولی زمانی اسلام آمد و خداوند از ایشان یاد کرد، ما بدون آنکه زنان خود را در امری از امور خود دخالت دهیم، دریافتیم که ایشان را بر ما حقی است.»
> (صحیح بخاری، «کتاب المظالم»).
این سخن نشان میدهد که اسلام تنها درباره زن سخن نگفت، بلکه نگاه جامعه به زن را تغییر داد.
۲. زن؛ همتای مرد در انسانیت؛
پیامبر اکرم ﷺ فرمودند:
> {إِنَّمَا النِّسَاءُ شَقَائِقُ الرِّجَالِ}
> یعنی: «زنان همتای مردان هستند».(ابوداود ۳۳۶)
این حدیث بسیار مهم است؛ زیرا پیامبر صلیاللهعلیهوسلم، زن را موجودی فرودست یا کمارزش معرفی نمیکند؛ بلکه زن و مرد را در اصل انسانیت و کرامت انسانی، همتای یکدیگر میداند.
البته «همتایی» به معنای یکسانبودن زن و مرد در تمام ویژگیهای جسمی، روانی، مسئولیتها و احکام نیست؛ همانگونه که عدالت نیز همیشه به معنای یکسانبودن در همه چیز نیست.
عدالت یعنی هرکس حق و جایگاه شایسته خود را داشته باشد.
۳.معیار برتری؛ جنسیت نیست؛
اسلام معیار ارزش انسان را زن یا مرد بودن قرار نداده است.
قرآن حتی زنان را از تمسخر زنان دیگر نهی میکند:
> {يَـٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ لَا يَسْخَرْ قَوْمٌ مِّن قَوْمٍ عَسَىٰٓ أَن يَكُونُوا۟ خَيْرًا مِّنْهُمْ وَلَا نِسَآءٌ مِّن نِّسَآءٍ عَسَىٰٓ أَن يَكُنَّ خَيْرًا مِّنْهُنَّ ۖ وَلَا تَلْمِزُوٓا۟ أَنفُسَكُمْ وَلَا تَنَابَزُوا۟ بِٱلْأَلْقَـٰبِ ۖ بِئْسَ ٱلِٱسْمُ ٱلْفُسُوقُ بَعْدَ ٱلْإِيمَـٰنِ ۚ وَمَن لَّمْ يَتُبْ فَأُو۟لَـٰٓئِكَ هُمُ ٱلظَّـٰلِمُونَ}؛ (سوره حجرات، آیه ۱۱).
> «ای کسانی که ایمان آوردهاید! گروهی (از مردان) گروه دیگر را مسخره نکند، شاید آنان (مسخره شدگان) از اینها بهتر باشند، و نه زنانی، زنان دیگر را، شاید آنان (مسخره شدگان) از اینها بهتر باشند، و از یکدیگر عیبجوئی نکنید، و یکدیگر را با القاب زشت نخوانید، که پس از ایمان (آوردن) نام فسق بسیار (زشت و) بد است و هر که توبه نکرد، پس آنانند که ستمکارند.».
دقت کنید: قرآن حتی احتمال میدهد که یک زن از زنی دیگر بهتر باشد.
پس ارزش انسان در اسلام با جنسیت تعیین نمیشود.
۴. زن صاحب حق اقتصادی است؛
یکی از تحولات مهم اسلام، بهرسمیتشناختن حق مالی و ارث زن بود.
قرآن کریم میفرماید:
> {لِّلرِّجَالِ نَصِيبٌ مِّمَّا تَرَكَ ٱلْوَٰلِدَانِ وَٱلْأَقْرَبُونَ وَلِلنِّسَآءِ نَصِيبٌ مِّمَّا تَرَكَ ٱلْوَٰلِدَانِ وَٱلْأَقْرَبُونَ مِمَّا قَلَّ مِنْهُ أَوْ كَثُرَ ۚ نَصِيبًا مَّفْرُوضًا}؛ (سوره نساء، آیه ۷)
> «برای مردان، از آنچه پدر و مادر و خویشاوندان (ازخود) بر جای گذاشتهاند؛ سهمی است، و برای زنان (نیز) از آنچه پدر و مادر و خویشاوندان بر جای گذاشتهاند، سهمی است، خواه آن (مال)کم باشد یا زیاد، این بهره و سهمی فرض و تعین شده است.»
زن در اینجا تنها «وابسته به مرد» نیست؛ بلکه صاحب حق مالی شناخته شده است.
این حق از سوی خانواده یا جامعه به او هدیه نشده است؛ بلکه قرآن آن را «نَصِيبًا مَّفْرُوضًا»؛ سهمی فرض قطعی و تعیینشده معرفی میکند.
۵. زن؛ نشانهای از نشانههای خداوند؛
اما شاید زیباترین بیان قرآن درباره جایگاه زن، این آیه باشد که رابطه زن و مرد را از نشانههای قدرت و حکمت خداوند معرفی میکند:
> {وَمِنْ ءَايَـٰتِهِۦٓ أَنْ خَلَقَ لَكُم مِّنْ أَنفُسِكُمْ أَزْوَٰجًا لِّتَسْكُنُوٓا۟ إِلَيْهَا وَجَعَلَ بَيْنَكُم مَّوَدَّةً وَرَحْمَةً ۚ إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَءَايَـٰتٍ لِّقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ}؛ (سوره روم، آیه ۲۱)
> «و از نشانههای او (این) است که همسرانی از جنس خود تان برای شما آفرید؛ تا به آنها آرام گیرید، و در میان تان مودت و رحمت قرار داد، بی گمان در این (امر) نشانههای است برای گروهی که تفکر میکنند.»
چه تعبیر زیبایی!
قرآن رابطه زن و مرد را صرفاً یک رابطه اقتصادی، جنسی یا اجتماعی نمیداند؛ بلکه آن را آیت و نشانهای از خداوند معرفی میکند؛ رابطهای که بر سکون، مودت و رحمت بنا شده است.
۶. معیار مردانگی در اسلام؛ رفتار با زن؛
پیامبر اکرم ﷺ فرمودند:
> {خِیَارُکُمْ خِیَارُکُمْ لِنِسَائِهِ}
> یعنی: «بهترین شما آن است که با زنان بهترین باشد.»(ابن ماجه، ۱۳۹۵)
این سخن معیار مهمی برای سنجش شخصیت یک مرد ارائه میکند.
اسلام نمیگوید: بزرگی مرد در این است که بر زن سلطهگری کند؛ بلکه پیامبر صلیاللهعلیهوسلم، رفتار نیک با زن را از معیارهای خیر و برتری اخلاقی معرفی میکند.
جان سخن اینکه؛
پس اگر بخواهیم منصفانه به پرسش پاسخ دهیم، باید بگوییم:
آیا اسلام میان زن و مرد در همه احکام و مسئولیتها تفاوت گذاشته است؟
بله؛ در برخی احکام، تفاوتهایی وجود دارد.
اما آیا این تفاوتها به معنای *«جنس دوم»* بودن زن، بیارزش بودن او یا پایینتر بودن مقام انسانیاش است؟ *خیر.*
اسلام زن را از کالا بودن به صاحب حق بودن، از محرومیت از ارث به صاحب سهم شدن، از تحقیر به کرامت، و از نادیدهگرفتهشدن به عضوی دارای نقش و مسئولیت در جامعه تبدیل کرد.
قرآن زن و مرد را در اصل آفرینش، کرامت انسانی و مسئولیت در برابر خداوند، انسانهایی مسئول معرفی میکند.
از اینرو، برای قضاوت درباره اسلام نباید تنها یک حکم را جدا کرد و آن را معیار کل نظام اسلامی قرار داد؛ بلکه باید تصویر کامل زن در قرآن و سنت را دید.
اگر اسلام زن را *«جنس دوم»* میدانست، چرا قرآن برای زن حق ارث تعیین کرد؟
چرا او را از تمسخر و تحقیر مصون داشت؟
چرا پیامبر زنان را «شقایق الرجال» یعنی: همتای مردان معرفی کرد؟
و چرا نیکی به زنان را معیار «بهترین بودن» قرار داد؟
مسئله اصلی این نیست که اسلام زن و مرد را در همه چیز یکسان کرده است؛ مسئله این است که آیا میان آن دو عدالت، کرامت و ارزش انسانی برقرار کرده است یا خیر.
و شواهد قرآن و سنت نشان میدهد که اسلام، زن را نه یک موجود «درجهدوم»؛ بلکه انسانی دارای کرامت، حق، مسئولیت و جایگاه اجتماعی میداند.
ـــــــــــــــــــــــــــ
منابع:
✅قرآن کریم
✅ صحیح البخاری، امام محمد بن اسماعیل بخاری، «کتاب المظالم»؛
✅کتاب حدیث سنن أبي داود، امام ابوداود سجستانی؛
✅ کتاب حدیث سنن ابن ماجه، حافظ ابوعبدالله محمد بن یزید قزوینی؛
✅ کتاب سیرت نبیرحمت، ابوالحسن علی ندوی، ترجمه: مفتی محمدقاسم قاسمی؛
✅ زن در اسلام، محمد قطب رحمهالله؛
✅ کهن، ابرهام، گنجینه ای از تلمود، ترجمه امیر فریدون گرگانی، تهران، اساطیر، ۱۳۸۲؛
✅ دورانت، ویل ،تاریخ تمدن، ترجمه ابوطالب صارمی، آموزش پرورش، ۱۳۷۱؛
✅ انجیل برنابا، ترجمه حیدر قلی خان قزلباش،(سردار کابلی) دفتر نشر کتاب، 1362،ه.ش؛
✅ عهد عتیق، سفر خروج، باب ۲۱، آیه ۷
✅علیجانی، رضا، زن در متون مقدس(زن در آیین یهود)، تهران، انتشارات روشنگران و مظالعات زنان؛
✅ علویقی، علی اکبر، زن در آیینه تاریخ، تهران، ۱۳۸۵؛
✅ سفرنامه برنیر (فرانسوی برنیه)، گزارشهای مربوط به وضعیت اجتماعی زنان در هند.