گاهی یک جمله، فقط چند واژه کنارِ هم نیست؛ گاهی پنجرهای است به نوع نگاه انسان به انسان. واژهها میتوانند آرامش بسازند، آگاهی بیافرینند و دلها را به هم نزدیک کنند؛ اما میتوانند دیوار هم بسازند، فاصله ایجاد کنند و زخمی بر جای بگذارند که دیده نمیشود.
در روزهایی که زنانِ افغانستان با دشوارترین فصلهای زندگی اجتماعی خود روبهرو هستند، سخنانی از «جمشید رسا» در «یک لایوِ تیکتاک»، بحثی گسترده را در فضای مجازی برانگیخته است؛ بحثی که تنها درباره یک جمله نیست، بلکه درباره مرزهای احترام، مسئولیت اجتماعی و نقش زبان در شکلدهی نگاه جامعه است.
در این لایو، جمشید رسا درباره زنان سخن گفته و از تعبیری استفاده کرده است که از سوی شماری از کاربران، فعالانِ حقوق زنان و کُنشگران مدنی، تحقیرآمیز و ناسازگار با کرامت انسانی زنان دانسته شده است. بخشی از این سخنان پس از بازنشر در شبکههای اجتماعی، به موضوع واکنش و گفتوگو میان کاربران تبدیل شد.
اما پرسشِ اصلی اینجاست: «آیا سخن فقط یک صداست که در هوا گم میشود، یا میتواند نگاه یک جامعه را شکل دهد؟»
زن؛ فراتر از ظاهر و داوری:
یکی از نقدهای اصلی مطرحشده از سوی واکنشدهندگان این است که نگاه کردن به زن از دریچه ظاهر، اندام یا تغییراتِ جسمی، بخش بزرگی از حقیقت وجودی او را نادیده میگیرد.
زن، پیش از آنکه موضوع قضاوتِ دیگران باشد، یک انسان است؛ انسانی با تجربه، اندیشه، آرزو، رنج، توانایی و حق انتخاب.
تغییراتِ جسمی بخشی طبیعی از زندگی انسان است. ازدواج، بارداری، شرایط روانی، وضعیت اقتصادی، فشارهای اجتماعی و سبک زندگی، همگی میتوانند بر وضعیت جسمی و روحی افراد تأثیر بگذارند. از همینرو، بسیاری باور دارند که نگاه انسانی به زن باید فراتر از ظاهرِ او باشد.
زنان افغانستان در دهههای اخیر با دشواریهای فراوانی روبهرو بودهاند؛ از فشارهای اجتماعی و اقتصادی گرفته تا محدودیتهای گسترده در زمینه آموزش، کار، ورزش و حضور در عرصه عمومی. در چنین شرایطی، منتقدان میگویند زبانِ جامعه باید مرهم باشد، نه عامل تحقیر.
وقتی عنوانها با مسئولیت سنجیده میشوند:
جمشید رسا در فضای عمومی خود را با عنوانهای علمی و آموزشی معرفی میکند. همین موضوع باعث شده است که واکنشها تنها به محتوای سخنان محدود نماند؛ بلکه پرسشهایی درباره رابطه میانِ دانش، اخلاق و مسئولیت اجتماعی نیز مطرح شود.
جامعه از کسانی که خود را در جایگاه آموزش، آگاهیدهی یا تخصص معرفی میکنند، انتظارِ بیشتری دارد؛ زیرا سخنان آنان تنها یک نظر شخصی نیست، بلکه میتواند بر نگرش هزاران مخاطب اثر بگذارد.
دانش، زمانی ارزشمند است که با احترام به انسان همراه باشد. عنوانها زمانی معنا پیدا میکنند که رفتار و گفتار نیز با مسئولیتِ اخلاقی هماهنگ باشد.
این نخستینبار نیست:
این نخستینبار نیست که سخنانِ جمشید رسا در فضای عمومی واکنشهایی را برانگیخته است. پیش از این نیز اظهاراتی از او درباره لهجه و گویشِ مردم هرات با انتقاد شماری از کاربران و فعالان فرهنگی روبهرو شده بود.
منتقدانِ آن سخنان باور داشتند که تمسخر یا بیاحترامی به یک لهجه، تنها نقد یک شیوه سخن گفتن نیست؛ بلکه میتواند بیاحترامی به بخشی از هویت فرهنگی و تاریخی یک جامعه تلقی شود.
افغانستان سرزمینِ تنوع زبانها و گویشهاست. هر لهجه بخشی از خاطره، فرهنگ و هویت مردمی است که با آن سخن میگویند. تفاوتهای زبانی، زمانی ارزشمند هستند که به شناخت و همزیستی کمک کنند، نه به ابزار تحقیر و فاصلهسازی تبدیل شوند.
اکنون با مطرحشدنِ دوباره انتقادها درباره سخنان او پیرامون زنان، برخی منتقدان این پرسش را مطرح میکنند که آیا این موارد جدا از هم هستند یا نشانهای از یک شیوه گفتاری که در آن حساسیت نسبت به کرامت گروههای مختلف جامعه کمتر دیده میشود.
شبکههای اجتماعی؛ فرصت یا میدانِ جنجال؟:
شبکههای اجتماعی به افراد فرصت دادهاند که بدونِ واسطه با مخاطبان گسترده سخن بگویند. این تحول، امکان بزرگی برای آموزش، گفتوگو و آگاهیرسانی ایجاد کرده است؛ اما همزمان مسئولیت صاحبان این تریبونها را نیز بیشتر ساخته است.
در فضای مجازی، گاهی سخنانِ جنجالی سریعتر از سخنان عمیق و سازنده منتشر میشوند. همین مسئله باعث شده است که جامعه با یک پرسش جدی روبهرو شود:
«آیا میزانِ دیدهشدن باید معیار اعتبار باشد، یا کیفیت سخن و اثری که بر جامعه میگذارد؟»
شهرت، همیشه نشانه آگاهی نیست؛ همانگونه که تعدادِ مخاطب، جایگزین اخلاق و مسئولیت نمیشود.
واکنش جامعه؛ صدای یک حساسیتِ تازه:
واکنشهای شکلگرفته به این سخنان نشان میدهد که بخشهایی از جامعه دیگر نسبت به زبانِ تحقیرآمیز، کلیشههای جنسیتی و بیاحترامی به هویتهای فرهنگی بیتفاوت نیستند.
شاید اهمیتِ اصلی این بحث، تنها در سخنان یک فرد خلاصه نشود؛ بلکه در پرسشهایی باشد که جامعه از خود میپرسد:
– چگونه درباره زنان سخن میگوییم؟
– چگونه با تفاوتهای فرهنگی برخورد میکنیم؟
– و کسانی که تریبون عمومی دارند، چه مسئولیتی در برابر واژههای خود دارند؟
در نهایت، ارزشِ انسان با ظاهر، جایگاه اجتماعی یا قضاوت دیگران تعیین نمیشود. جامعهای که به کرامت انسانی باور دارد، باید پیش از هر چیز مراقب زبان خود باشد؛ زیرا برخی زخمها با تیغ ایجاد نمیشوند، با واژهها ایجاد میشوند.
واژهها میگذرند، اما اثری که بر ذهن و دلِ انسانها میگذارند، باقی میماند.