در این روزها که نتایج کانکور سال 1405 اخیرا توسط اداره گروه حاکم اعلام شد بار دیگر کمبود حضور دختران و محرومیت و عدم حضور دختران بعد از حاکم شدن گروه طالبان یکی از موارد مهم که این پروسه ملی و معتبر را تحت شعاع قرار داده و از مشروعیتش نیز کاسته است.
در حالیکه آزمون کانکور روزی آزمونی بود که با شنیدن آن هر متقاضی هیجان زده می شد و در سالهای پیش از حاکمیت گروه طالبان اشتراک در آزمون کانکور و رسیدن به رشته ی تحصیلی دلخواه از جدی ترین دغدغه های جوانان بعد از فراغت از مکتب بود و سالانه در حدود 200 هزار نفر داوطلب در کانکور سراسری اشتراک می نمودند که بعد از حاکمیت گروه طالبان نه تنها نیمی از داوطلبان که دختران اند از اشتراک محروم شدند بلکه علاقه پسران داوطلب جهت اشتراک در این پروسه نیز به حد قابل توجه یی پایین امده است و دیگر آن شور و هیجان گذشته را در بین جامعه و نسل جوان ندارد.
پروسه کانکور که دریچه ی استعدادیابی ملی و در سطح کشور و ورود به تحصیلات و آموزش عالی می باشد نزدیک به 6 دهه سابقه داشته و و مهمترین مسیر ورود فارغان مکاتب به دانشگاه ها می باشد چنانچه امتحان کانکور نخستین بار در سال 1339 خورشیدی (1960میلادی) برای گزینش فارغان مکاتب جهت ورود به تحصیلات عالی برگزار شد و در آن زمان اگر چه شمار فارغان مکاتب اندک بود و آزمون بیشتر در کابل برگزار می شد. و مهمترین مسیر ورود به آموزش عالی و توسعه سرمایه انسانی و متخصص افغانستان به شمار میرفت چنانچه پس از سال 1381 خورشیدی با بازسازی نظام آموزشی افغانستان تحت حمایت جامعه جهانی آموزش دختران رشد چشمگیری یافت و میلیون ها دختر دوباره به مکاتب بازگشتند و از سویی حضور آنها در دانشگاه ها نیز بطور بی سابقه افزایش یافت چنانچه طبق گزارشات رسمی از هر سه دانشجوی دانشگاه یک نفر زن بود.
چنانچه به آمار و معلومات بین سالهای 1395 الی 1400 قبل از حاکمیت گروه طالبان را بنگریم در می یابیم که به طور از حدود 150 الی 200 هزار اشتراک کننده و داوطلب کانکور 33% آنها دختران بودند یعنی حدود 60 الی 70 هزار نفر و در سالهای اخیر حتی اول نمره عمومی از میان دختران بوده است .
پس از حاکم شدن طالبان به قدرت در ماه آگست 2021 روند محدود سازی و محرومیت آموزش دختران به صورت مرحله یی آغاز شد ابتدا مکاتب متوسط دخترانه تعطیل سپس دختران از ادامه تحصیل در دانشگاه ها محروم شدند و در نهایت از سال 1402 از شرکت در آزمون کانکور که دریچه ورود به آموزش عالی است نیز محروم گردیدند و با اعلام نتایج کانکور سال 1405 در واقع نزدیک 5 سال می گردد دختران این سرزمین محروم گردیدند و پلی میان آموزش متوسط و آموزش عالی فرو ریخت اگر چه طالبان با محرومیت مکاتب متوسط و لیسه قبلا این پل ارتباطی را تخریب نموده بودند چنانچه با ممنوعیت ،دیگر ما فارغی از صنف دوازدهم در میان دختران نداشتیم تا واجد شرایط اشتراک در امتحان کانکور سراسری باشد اما محرومیت از کانکور برای دختران فارغ شده از مکاتب در سالهای نزدیک نیز درهای امید را بست.
این که در کل محرومیت از آموزش متوسط، محرومیت از کانکور و تحصیلات عالی چه پیامدهای ناگواری را در پی دارد و از منظر حقوق اساسی بشر چگونه است کوشش می گردد در این مقاله مکثی به آن گردد و در اخیر پیشنهادات مشخصی ارایه گردد:
چنانچه همه می دانند آموزش یکی از بنیادترین حقوق اساسی بشر و زیربنای توسعه در هر جامعه و کشوری شمرده می شود و امروز اکثر کشورهایی که جایگاه برتر اقتصاد و انکشاف اقتصادی و نوآوری قراردارند نتیجه سرمایه گذاری و توجه خاص دولت های آن بر آموزش و تحصیلات می باشد و برعلاوه مهیا ساختن زمینه تحصیلات عالی از لحاظ کمی و کیفی به همه افراد جامعه بویژه دختران و زنان از وظیفه اساسی دولت ها و حاکمیت ها به شمار می رود اگر چه فعلا در افغانستان دولت و حاکمیتی که بر مبنای مقبولیت و مشروعیت ملی و بین المللی باشد روی کار نیست اما منحیث حاکمان فعلی که جغرافیا را در اختیار دارند و خود را حاکمان کنونی می دانند نمی توانند از مسولیت فوق شانه خالی کنند.
اما رویکرد متضاد و محروم کردن نیمی از جمعیت کشور از آموزش و تحصیلات عالی آینده یک ملت و کشور را با تهدید و پیامدهای غیرقابل جبران مواجه می سازد و دورنمای انکشاف اقتصادی و اجتماعی را با تاریکی مطلق روبرو می سازد.
از منظر حقوق اساسی بشر و کنوانسیون های مرتبط ، حق دسترسی به خدمات آموزشی یکی از حقوق اساسی بشر است چنانچه این حق زیربنای فهم و درک سایر حقوق می باشد.
چنانچه ماده 26 اعلامیه جهانی حقوق بشر ، ماده 13 میثاق بین المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و مواد 28 و 29 کنوانسیون حقوق کودک و ماده 24 کنوانسیون حقوق افراد دارای معلولیت این حق را مورد شناسایی و بر لزوم رعایت و احترام به آنها تاکید نموده است.
بر علاوه در ماده 10 میثاقبین المللی رفع هر نوع تبعیض علیه زنان تاکید می نماید که باید تمام اقدامات لازم برای رفع هر گونه تبعیض علیه زنان و تضمین حقوق مساوی آنان با مردان در زمینه آموزش اتخاذ شود، همچنان باید از شرایط مساوی با مردان در دسترسی به تحصیل ، اخذ مدرک از موسسات آموزشی، و امکان دسترسی به برنامه درسی ، آزمون ها بورسیه ها و و امکان تحصیلی و تجهیزات آموزشی با کمیت و کیفیت برابر مردان را داشته باشند.
به همین منوال در سند بین المللی اهداف توسعه پایدار که هدف چهارم آن تضمین آموزش با کیفیت و برابر و فراگیر و ترویج یادگیری مادام العمر برای همه نیز یادآوری و تخصیص داده شده است که در آن به دسترسی برابر و کیفی همه دختران و پسران به آموزش تاکید شده است.
پس در کل محرومیت و ممنوعیت دختران از آموزش و تحصیلات عالی و اشتراک در آزمون ها یکی از موارد عمده نقص حقوق بشر و خشونت و تبعیض آشکار و غیر قابل انکار علیه زنان به حساب میرود و از نگاه قوانین و میثاق های بین المللی قابل مواخذه و جرم انگاری دانسته می شود و محکوم است.
ممنوعیت آموزش دختران توسط طالبان در مکاتب و دانشگاه ها با سیاستی فریبنده و مرحله وار جهت مدیریت واکنش ها و اعتراضات مردم و خواست مردمی به مرحله اجرا درامد چنانچه در مرحله اول درست چیزی کم یک ماه از تسلط این گروه در افغانستان انان طی اطلاعیه رسمی خواهان خواهان بازگشت دانش آموزان پسر از صنف 6 و بالاتر به مکاتب گردید و هیچ اشاره یی به دانش اموزان دختر در این مقطع نگردید در حالیکه روند بازگشت دانش آموزان کلاس های اول تا ششم قبلا شروع و انجام یافته بود، به همین سادگی و با واگذاری افغانستان به حال خود تحت حاکمیت گروه حاکم و سکوت روند محرومیت دختران از حق آموزش در صنوف بالاتر از ششم آغاز گردید بعدا در اقدام بعدی وزارت تحصیلات عالی طالبان در نخستین آزمون سرتاسری کانکور انتخاب رشته را محدود نمود و بعدا به تاریخ 20 دسامبر 2022 در اطلاعیه ی اعلام نمود زنان و دختران نمی توانند در دانشگاه های دولتی و خصوصی به تحصیلات خود ادامه دهند دقیقا چند روز بعد این تصمیم وزارت معارف طالبان آموزش دختران بالاتر از صنف ششم را ممنوع اهلان کرد .
طبق گزارشات معتبر از نهادهای بین المللی یونیسف و بانک جهانی و سازمان ملل بیش از 2.2 میلیون دختر و 110000 محصلان موسسات تحصیلات عالی از زمان صدور فرمان اداره حاکم در ماه مارچ 2022 مبنی بر ممنوعیت اموزش دختران در مقاطع بالاتر از صنف ششم متاثر شده اند و محروم و این فقط یک بعد قضیه است وجهتی دیگر اینکه کیفیت و کارآمدی آموزش نیز به طور مداوم در حال افت است .
چنانچه ذکر گردید روند محرومیت توسط طالبان مرحله وار و مدیریت شده انجام یافت در واقع یکی از اساسی ترین هدف های که طالبان از محرومیت دختران و زنان دنبال می نمایند همانا حذف سیستماتیک نیمی از قشر جامعه در تصمیم گیری می باشد چرا که دختران و زنان آموزش دیده و با سواد طبعا زمینه حضور در اجتماع و حق بیان و رای دارند و این همان چیزی است که با بقا و موجودیت طالبان در تضاد است.
این در حالیست که طبق آمار و ارقام رسمی سالهای قبل از به حاکمیت رسیدن گروه طالبان در حدود 110 الی 130 هزار دختر در دانشگاه ها حضور داشتند و مجموعا 30 فیصد دانشجویان به شمار میرفت و در مکاتب نیز حدود 4میلیون دانش آموز دختر در مکاتب تعلیمات عمومی مصروف آموزش بودند.
بر اساس گزارش نهادهای بین المللی سازمان ملل، یونیسف و بانک جهانی و سایر منابع معتبر در سال 2024 حدود 3.8 میلیون دختر 7تا 18 ساله معادل 61 فیصد کل این گروه سنی از اموزش محروم بودند و بیش از 2.6 میلیون آنها در سن آموزش متوسط قرار داشتند و بعد از ممنوعیت آموزش بالاتر از صنف ششم سالانه حدود 250 هزار دختر از ادامه تحصیل و آموزش بازمانده اند در نتیجه طی 5 سال گذشته بیش از 1 میلیون دختر از آموزش متوسط محروم شده اند و از منظر اقتصادی محدودیت آموزش دختران و اشتغال زنان سالانه حدود 5.3 میلیارد افغانی معادل 84 میلیون دالر به اقتصاد افغانستان که معادل 0.5 درصد تولید ناخالص داخلی افغانستان در یک سال(2023) می باشد زیان وارد می کند در صورتیکه ممنوعیت ها پابرجا باشند هر سال بر زیان متذکره افزوده خواهد شد .
یکی از عمده ترین پیامدها در بخش آموزش و سکتور صحت می باشد که دارای پیامدهای بین نسلی مانند افزایش تعداد مادران کم سواد یا بی سواد و افزایش فشار بر نظام سلامت یا سکتور صحت را در ب رمی گیرد چنانچه بخش عمده ی کارکنان صحی را زنان تشکیل می دهد که با ممنوعیت آموزش و تحصیلات عالی در آینده و به نسل های بعدی مشکلات جدی را مواجه می سازد.
چنانچه بخش های صحت و آموزش با کمبود روز افزون نیروی متخصص زن روبرو هستند و این خسارت ها در آینده و برای نسل های بعدی تشدید می گردد و نقش منحصر به فرد زنان در آموزش دختران و درمان بیماران زن هرگز جایگزینی ندارد.
ثانیا هزینه های محرومیت دختران از آموزش و مشارکت و محرومیت از کانکور آنها نه تنها نقص حقوق اساسی آنان است بلکه تهدیدی جدی برای توسعه پایدار، رشد اقتصادی و سلامت عمومی و ثبات اجتماعی، تشدید فقر،افزایش وابستگی خانواده ها، کمبود داکتران و معلمان زن،تضعیف نظام صحت و آموزشی افغانستان محسوب می گردد.
از این جهت ممنوعیت آموزش و کانکور تنها مسله آموزشی نیست بلکه موضوعی دارای ابعاد گسترده می باشد که از رفاه جامعه و رشد و انکشاف اقتصادی تا عدالت اجتماعی و سلامت جامعه را در بر می گیرد.
بدین ملحوظ سه پیشنهاد و توصیه اساسی ارایه می گردد تا :
- تبدیل دادخواهی به یک پروسه ملی و خواست جمعی و تقویت همه روندهای و جریانات اعتراضی مردم و داخلی جهت خواست رفع ممنوعیت و محرومیت دختران از آموزش
- پشتیبانی فنی و مالی کشورها و نهادهای بین المللی در مورد دادخواهی پیرامون رفع ممنوعیت دختران از آموزش متوسط و تحصیلات عالی
- ادامه حمایت جامعه بین المللی از حق آموزش دختران افغانستانی و اعمال فشار بیشتر بر گروه حاکم جهت لغو محرومیت و ممنوعیت آموزش متوسط و عالی دختران،
- محکمه جزایی بین اللمللی پرونده تبعیض آشکار علیه زنان و دختران افغانستان شامل محرومیت آنها از آموزش و تحصیلات عالی توسط گروه حاکم کنونی را با جدیت بیشتر تعقیب و اعمال فشار نماید
- مشروط ساختن کمک ها به رفع ممنوعیت آموزش به افغانستان توسط کشورها و نهادهای بین المللی .
- قطع جریان پول هفته وار دلار بطور امتحانی از یک الی 6 ماه بمنظور فشار بیشتر بر حاکمیت طالبتن توسط نهادهای بین المللی و کشورها الی موافقت برای باز شدن درب مکاتب و دانشگاه ها بروی دختران .
7.تحریم مقامات دخیل و تمام اعضای کابینه طالبان که در اتخاذ این تصمیم دخیل بودند توسط کشورها حامی حقوق بشر و نهادهای بین المللی.
8.تقویت بدیل های جایگزین و سرمایه گذار یبشتر خصوصا در قسمت اموزش آنلاین الی رفع مشکلات، سرمایه گذاری بیشتر در قسمت بدیل های کوتاه مدت مانند ایجاد و رسمیت شناسی دانشگاه ها و مکاتب آنلاین الی رفع مشکل،
منابع:
سالنامه احصاییوی اداره ملی احصاییه و معلومات، سایت رسمی اداره ملی امتحانات کانکور
اخبار و معلومات نتایج کانکور به تفکیک حضور دختران و پسران از سال 1395 الی 1400
گزارش های رسمی یونیسف و یونسکو ، بانک جهانی ، سازمان ملل و نهادهای حقوق بشری