در کابل، از کارتهنو تا سرایشمالی و خیرخانه، یک واقعیت نگرانکننده درحالِ گسترش است؛ دسترسی آسان و کمهزینه به «قرصهای نشهآور» در بخشهایی از شهر که روزگاری تنها با مشکلات اقتصادی و خدماتی شناخته میشدند، اکنون با پدیدهای پیچیدهتر روبهرو شدهاند: «گسترشِ مصرف مواد دارویی و روانگردان در میان جوانان.»
در برخی نقاط، این قرصها با قیمتهای بسیار پایین و بدون هیچ نظارت آشکار عرضه میشوند، درحالیکه در بخشهای دیگر شهر، همان مواد با چندین برابر قیمت بهدستِ مصرفکننده میرسد. این اختلاف قیمت، تنها یک نشانه اقتصادی نیست؛ بلکه تصویری از یک بازار چندلایه، غیررسمی و عمدتاً بینظارت است که در آن، سلامت عمومی بهسادگی قابل معامله شده است.
گسترشِ خاموش در حاشیه و متن شهر:
در سالهای اخیر، روایتهای اجتماعی و گزارشهای پراکنده از افزایش مصرف این مواد در میان جوانان، بهویژه در مناطق فقیرنشینِ کابل، رو به افزایش بوده است. کارتهنو، سرایشمالی و خیرخانه – که ترکیبی از جمعیت متراکم، فشار اقتصادی و کمبود فرصتهای شغلی را تجربه میکنند – بهتدریج به نقاطی تبدیل شدهاند که در آن، مرز میان مصرف درمانی، سوءمصرف و وابستگی، بهشدت کمرنگ شده است.
در چنین شرایطی، قرصهایی که در ظاهر برای آرامسازی یا درمان مشکلات عصبی استفاده میشوند، در عمل به ابزاری برای فرار موقت از واقعیت تبدیل شدهاند؛ فراری که هزینه آن، وابستگی تدریجی و آسیبهای عمیق اجتماعی است.
بحران فقط فردی نیست:
گسترش این پدیده را نمیتوان بهرفتارِ فردی یا انتخاب شخصی تقلیل داد. آنچه امروز در کابل دیده میشود، حاصل مجموعهای از عوامل درهمتنیده است:
– ضعفِ نظارت بر بازار دارو و فروش داروهای حساس.
– دسترسی آسان به مواد دارویی بدون نسخه در برخی نقاط.
– فقر و بیکاری گسترده میان جوانان.
– فشارهای روانی و اجتماعی ناشی از بیثباتی اقتصادی.
– نبود برنامههای مؤثر پیشگیری و آگاهیرسانی.
این عوامل در کنار هم، یک محیط مستعد برای رشد مصرف مواد نشهآور ایجاد کردهاند؛ محیطی که در آن، ورود به چرخه وابستگی، بسیار آسانتر از خروج از آن است.
شکلگیری یک بازار بیقانون:
در غیاب نظارت مؤثر، بازار غیررسمی داروها بهتدریج گسترش یافته است. این بازار نهتنها از خلأ قانونی استفاده میکند، بلکه از شرایط شکننده اجتماعی نیز تغذیه میکند. نتیجه آن، شکلگیری شبکهای غیرشفاف است که در آن، دسترسی آسان به مواد خطرناک، به یک واقعیت روزمره تبدیل شده است.
این وضعیت، تنها یک مشکل بهداشتی نیست؛ بلکه یک بحران اجتماعی چندلایه است که مستقیماً بر آینده نسل جوان تأثیر میگذارد. نسلی که در میان فقر، بیکاری و فشار روانی، بیش از هر زمان دیگری آسیبپذیر شده است.
پیامدهای اجتماعی؛ از فرد تا خانواده:
اعتیاد به مواد دارویی و نشهآور، تنها یک مسئله فردی باقی نمیماند. در بسیاری از موارد، این چرخه بهسرعت به خانوادهها منتقل میشود: «کاهشِ توان اقتصادی، فروپاشی روابط خانوادگی، افزایش خشونتهای خانهگی و گسترش ناامیدی اجتماعی.»
در سطح کلانتر، این روند میتواند بهکاهش سرمایه انسانی، افزایش آسیبهای اجتماعی و تضعیف اعتماد عمومی نسبت به نهادهای مسئول منجر شود.
یک پرسشِ بیپاسخ:
با وجود گستردگی این پدیده، پرسش اساسی همچنان پابرجاست: «چه نهادی مسئول کنترل بازاری است که در سکوت، سلامت روان و آینده نسل جوان را تهدید میکند؟»
تا زمانی که پاسخ روشنی برای این پرسش وجود نداشته باشد، بهنظر میرسد این بحران خاموش، بهجای مهار شدن، در لایههای مختلف شهر عمیقتر خواهد شد.