امشب شنوندهٔ سخنان داکتر پدرام در برنامهٔ «کافه پرسش» روایت بودم. عنوان برنامه این بود: «آیا قرن جدید، قرن بازگشت زبان فارسی است؟» بخش عمدهٔ بحث پیرامون فرمان اخیر امامعلی رحمان، رییسجمهور تاجیکستان، جریان داشت؛ فرمانی که بر تقویت زبان فارسی، بازگشت به زبان نیاکان و احیای عناصر فرهنگ آریایی تأکید میکند. در خلال این گفتوگو، بار دیگر این پرسش در ذهنم زنده شد که سرنوشت زبان فارسی در جهان امروز چیست؟ آیا این زبان که قرنها زبان دانش، ادب، فلسفه و عرفان بوده، در عصر جهانیشدن به حاشیه رانده شده است یا برعکس، توانسته خود را با جهان جدید سازگار کند و حضوری گستردهتر بیابد؟
این پرسش از آنرو اهمیت دارد که فارسی تنها یک زبان نیست؛ حافظهٔ تاریخی میلیونها انسان است. زبانی است که تمدنهای بزرگی را به هم پیوند داده و قرنها حامل اندیشه، شعر، حکمت و هویت فرهنگی بخش بزرگی از آسیا بوده است.
از زبان دربارها تا زبان جهان؛ سفر طولانی فارسی
زبان فارسی از معدود زبانهایی است که توانسته قرنهای متمادی زنده بماند و در هر دورهای خود را با شرایط تازه سازگار کند. بسیاری از زبانهای کهن جهان یا از میان رفتهاند یا به زبانهای مرده تبدیل شدهاند، اما فارسی همچنان نفس میکشد، مینویسد، میآفریند و تحول مییابد.
این زبان زمانی از سواحل مدیترانه تا شبهقاره هند گسترده بود. دربارهای سلاطین هند، بخارا، سمرقند، هرات، اصفهان و کابل به فارسی سخن میگفتند و هزاران اثر علمی، فلسفی، ادبی و عرفانی به این زبان نوشته میشد. از فردوسی و رودکی گرفته تا مولانا، سعدی، حافظ، خیام، بیدل و جامی، همه با فارسی سخن گفتند و میراثی آفریدند که از مرزهای جغرافیایی فراتر رفت.
گوته، شاعر بزرگ آلمانی، چنان شیفتهٔ حافظ شد که «دیوان غربی ـ شرقی» را با الهام از او نوشت. ادوارد براون، خاورشناس مشهور انگلیسی، فارسی را یکی از غنیترین زبانهای فرهنگی جهان میدانست. اینها نشان میدهد که نفوذ فارسی تنها محدود به گویندگان آن نبوده، بلکه بر ادبیات و اندیشهٔ جهانی نیز اثر گذاشته است.
با آغاز عصر جهانیشدن، بسیاری تصور میکردند زبانهایی چون فارسی به تدریج زیر سایهٔ زبانهای مسلط جهانی، بهویژه انگلیسی، کمرنگ خواهند شد. در ظاهر نیز چنین نشانههایی وجود داشت؛ دانشگاهها به زبانهای دیگر روی آوردند، بازار فناوری عمدتاً در اختیار انگلیسی قرار گرفت و بسیاری از مهاجران نسل دوم و سوم ارتباط ضعیفتری با زبان مادری خود پیدا کردند.
اما جهانیشدن تنها یک خیابان یکطرفه نبود. همان ابزاری که میتوانست زبانهای دیگر را تضعیف کند، به فرصتی برای گسترش آنها نیز تبدیل شد. اینترنت، شبکههای اجتماعی، رسانههای دیجیتال و مهاجرت گسترده، فارسی را وارد مرحلهٔ تازهای کرد.
امروز میلیونها فارسیزبان در ایران، افغانستان، تاجیکستان، ازبیکستان، پاکستان، اروپا، امریکا، کانادا و استرالیا زندگی میکنند. هزاران صفحه، رسانه، پادکست، کانال و وبسایت به زبان فارسی فعالیت دارند. شعر فارسی در فضای مجازی خوانده میشود، کتابهای فارسی به نسخههای دیجیتال تبدیل شدهاند و نسل جدید نیز هرچند به شیوهای متفاوت، همچنان با این زبان زندگی میکند.
در حقیقت، فارسی از جهانیشدن تأثیر پذیرفت، اما خود نیز بخشی از این فرایند شد. همانگونه که واژههای جدید را پذیرفت، توانست اندیشه و فرهنگ خود را نیز به فضای جهانی منتقل کند.
راز ماندگاری فارسی تنها در قدمت آن نیست. زبانهایی بسیار قدیمیتر از فارسی نیز وجود داشتهاند که امروز دیگر کاربردی ندارند. آنچه فارسی را زنده نگه داشته، ظرفیت شگفتانگیز آن برای نو شدن است.
زبان فارسی در طول تاریخ بارها با بحران روبهرو شده است؛ از حملهٔ اعراب گرفته تا یورش مغولان، از استعمار فرهنگی تا پروژههای هویتزدایی در برخی کشورها. اما هر بار نهتنها از میان نرفته، بلکه خود را بازسازی کرده است.
شاید دلیل اصلی این پایداری، پیوند عمیق فارسی با فرهنگ باشد. فارسی فقط وسیلهٔ ارتباط نیست؛ زبان شعر، عشق، عرفان، فلسفه و خاطرهٔ جمعی میلیونها انسان است. زبانی که حافظ و مولانا را در خود دارد، به آسانی از میان نمیرود.
پایان سخن اینکه؛
پرسش «آیا قرن جدید، قرن بازگشت زبان فارسی است؟» هنوز پاسخ قطعی ندارد، اما آنچه روشن است این است که فارسی برخلاف بسیاری از پیشبینیها، نهتنها زنده مانده بلکه توانسته در عصر جهانیشدن جایگاه خود را حفظ کند.
این زبان در طول تاریخ بارها دشمن دیده، بارها به حاشیه رانده شده و بارها هدف پروژههای سیاسی و فرهنگی قرار گرفته است، اما همچنان زنده است؛ زیرا پشتوانهٔ آن تنها حکومتها نیستند، بلکه مردمانیاند که با آن عشق ورزیدهاند، شعر گفتهاند، اندیشیدهاند و جهان را روایت کردهاند.
شاید قرن جدید، بیش از آنکه قرن «بازگشت» فارسی باشد، قرن «ادامهٔ حیات» آن باشد؛ حیاتی که از بخارا و بلخ آغاز شد، از هرات و اصفهان گذشت، به دوشنبه و کابل رسید و امروز در دهکدهٔ جهانی نیز همچنان راه خود را ادامه میدهد. زبان فارسی هنوز در راه است؛ کاروانی که قرنها سفر کرده و هنوز به پایان مسیر نرسیده است.