روزنامۀ اردنی «الدستور» با نشر مقالهای با عنوان «اسرائیل و درسهای مرحلۀ جدید» به بررسی سخنان نتنیاهو نخستوزیر رژیم صهیونیستی اسرائیل در بارۀ ادامۀ پروژۀ سلطۀ منطقهای اسرائیل و تبلیغات سیاسی او پیرامون تغییر نقشۀ خاور میانه و گذار از دکترین دفاع به نفوذ منطقهای پرداخته است.
نویسندۀ روزنامۀ الدستور با اشاره به بازنگریها و قرائتهای متفاوت در اسرائیل در بارۀ درسهای جنگهایی که این رژیم از ۷ اکتوبر ۲۰۲۳ تا کنون وارد آن شده، نوشته که این بازنگریها نه از سوی مخالفان نتنیاهو (جریان چپگرا) بلکه از درون جریانهای نزدیک به دولت او و طیف راستگرای اسرائیلی مطرح شده است.
روزنامه به یکی از مهمترین پژوهشها با عنوان «در پی عملیات غرش شیر؛ جمعبندیهای اولیه و پیامدهای منطقهای» تمرکز کرده که در مؤسسۀ مطالعات امنیت ملی اسرائیل؛ یکی از مهمترین اندیشکدههای تلآویو، منتشرشده است.
در مقالۀ منتشرشده از سوی مؤسسۀ مطالعات امنیت ملی اسرائیل، استدلال شده که با وجود حملات گستردۀ نظامی اسرائیل و امریکا علیه ایران و نابودی شمار زیادی از اهداف نظامی، ایران توانست مقاومت کند و بسیاری از اهداف اصلی، از جمله سرنگونی نظام ایران یا از بینبردن قدرت منطقهای آن، محقق نشد.
نویسندۀ این مقاله «راز زیمت» بر خلاف روایت رایج در اسرائیل، معتقد است ایران از طریق «بازدارندگی نامتقارن» موفق شده به اهداف راهبردی مهمی دست یابد و تعریف تازهای از قدرت منطقهای خود ارائه کند؛ بهویژه از رهگذر کنترل بر تنگه هرمز و توان اثرگذاری بر قیمت انرژی، مسیرهای بینالمللی و اقتصاد جهانی.
او افزوده است، اکنون باید با ایران بهعنوان یک قدرت منطقهای برخورد شود که با وجود ضربات سنگینی که در ماههای گذشته متحمل شده، همچنان قادر است بر معادلات منطقهای تأثیر بگذارد. مقاله نتیجهگیری کرده که اسرائیل بهجای آنکه در اندیشه نابودی کامل ایران باشد، باید در چارچوب یک منطق بازدارندگی منطقهای بلندمدت با تهران تعامل کند.
نوشتۀ دیگری که بیانگر تحول در نگاه بخشی از نخبگان اسرائیلی در بارۀ راهبرد نتنیاهو در قبال ایران است، یاد داتشی از «آریل کاهانا» در روزنامۀ «اسرائیل هیوم» با عنوان «تحرک دیپلماتیک بهتر از جنگی بیهوده در لبنان» است.
نویسندۀ این مقاله با اعترافی تلخ میگوید که تصور دستیابی به پیروزی کامل نظامی بر حزبالله، تصوری غیر واقعبینانه و عملا ناممکن است؛ حتا اگر اسرائیل تمام لبنان را اشغال کند، به باور او چنین اقدامی در نهایت به تقویت روایت حزبالله و تضعیف بیشتر دولت کنونی لبنان منجر خواهد شد.
کاهانا از این هم فراتر رفته، اعتراف میکند که با وجود جنگ ویرانگر و همهجانبه در غزه، اسرائیل نتوانسته جنبش حماس را نابود کند. از همین رو، به باور نویسنده، اکنون زمان آن رسیده که بهجای تکیه صرف بر گزینه نظامی، به راهحلهای دیپلماتیک و سیاسی اندیشیده شود.
به این ترتیب معلوم میشود، آنچه امروز در بخشی از مراکز فکری اسرائیل جریان دارد، بیانگر این است که طرح خاورمیانۀ جدیدی که نتنیاهو همواره شعار آن را سر میداد، پیش از آنکه یک راهبرد عملی باشد یک شعار تبلیغاتی بوده و در صورت راهبردیبودنش در حال فروپاشی است. طرح «خاورمیانۀ جدید» نتنیاهو از شعار تبلیغاتی تا فروپاشی راهبردی
روزنامۀ اردنی «الدستور» با نشر مقالهای با عنوان «اسرائیل و درسهای مرحلۀ جدید» به بررسی سخنان نتنیاهو نخستوزیر رژیم صهیونیستی اسرائیل در بارۀ ادامۀ پروژۀ سلطۀ منطقهای اسرائیل و تبلیغات سیاسی او پیرامون تغییر نقشۀ خاور میانه و گذار از دکترین دفاع به نفوذ منطقهای پرداخته است.
نویسندۀ روزنامۀ الدستور با اشاره به بازنگریها و قرائتهای متفاوت در اسرائیل در بارۀ درسهای جنگهایی که این رژیم از ۷ اکتوبر ۲۰۲۳ تا کنون وارد آن شده، نوشته که این بازنگریها نه از سوی مخالفان نتنیاهو (جریان چپگرا) بلکه از درون جریانهای نزدیک به دولت او و طیف راستگرای اسرائیلی مطرح شده است.
روزنامه به یکی از مهمترین پژوهشها با عنوان «در پی عملیات غرش شیر؛ جمعبندیهای اولیه و پیامدهای منطقهای» تمرکز کرده که در مؤسسۀ مطالعات امنیت ملی اسرائیل؛ یکی از مهمترین اندیشکدههای تلآویو، منتشرشده است.
در مقالۀ منتشرشده از سوی مؤسسۀ مطالعات امنیت ملی اسرائیل، استدلال شده که با وجود حملات گستردۀ نظامی اسرائیل و امریکا علیه ایران و نابودی شمار زیادی از اهداف نظامی، ایران توانست مقاومت کند و بسیاری از اهداف اصلی، از جمله سرنگونی نظام ایران یا از بینبردن قدرت منطقهای آن، محقق نشد.
نویسندۀ این مقاله «راز زیمت» بر خلاف روایت رایج در اسرائیل، معتقد است ایران از طریق «بازدارندگی نامتقارن» موفق شده به اهداف راهبردی مهمی دست یابد و تعریف تازهای از قدرت منطقهای خود ارائه کند؛ بهویژه از رهگذر کنترل بر تنگه هرمز و توان اثرگذاری بر قیمت انرژی، مسیرهای بینالمللی و اقتصاد جهانی.
او افزوده است، اکنون باید با ایران بهعنوان یک قدرت منطقهای برخورد شود که با وجود ضربات سنگینی که در ماههای گذشته متحمل شده، همچنان قادر است بر معادلات منطقهای تأثیر بگذارد. مقاله نتیجهگیری کرده که اسرائیل بهجای آنکه در اندیشه نابودی کامل ایران باشد، باید در چارچوب یک منطق بازدارندگی منطقهای بلندمدت با تهران تعامل کند.
نوشتۀ دیگری که بیانگر تحول در نگاه بخشی از نخبگان اسرائیلی در بارۀ راهبرد نتنیاهو در قبال ایران است، یاد داتشی از «آریل کاهانا» در روزنامۀ «اسرائیل هیوم» با عنوان «تحرک دیپلماتیک بهتر از جنگی بیهوده در لبنان» است.
نویسندۀ این مقاله با اعترافی تلخ میگوید که تصور دستیابی به پیروزی کامل نظامی بر حزبالله، تصوری غیر واقعبینانه و عملا ناممکن است؛ حتا اگر اسرائیل تمام لبنان را اشغال کند، به باور او چنین اقدامی در نهایت به تقویت روایت حزبالله و تضعیف بیشتر دولت کنونی لبنان منجر خواهد شد.
کاهانا از این هم فراتر رفته، اعتراف میکند که با وجود جنگ ویرانگر و همهجانبه در غزه، اسرائیل نتوانسته جنبش حماس را نابود کند. از همین رو، به باور نویسنده، اکنون زمان آن رسیده که بهجای تکیه صرف بر گزینه نظامی، به راهحلهای دیپلماتیک و سیاسی اندیشیده شود.
به این ترتیب معلوم میشود، آنچه امروز در بخشی از مراکز فکری اسرائیل جریان دارد، بیانگر این است که طرح خاورمیانۀ جدیدی که نتنیاهو همواره شعار آن را سر میداد، پیش از آنکه یک راهبرد عملی باشد یک شعار تبلیغاتی بوده و در صورت راهبردیبودنش در حال فروپاشی است.