دو سه روز پیش، نقیبالله فایق، والی پیشین فاریاب، اظهار داشت که آرزویش تشکیل «کشور ترکستان جنوبی» در شمال افغانستان است.
من تاریخنگار نیستم، بلکه طلبهای هستم که در کتابهای مذهبی گاهی با اصطلاح «ارض ترک» یا «ترکستان» مواجه شدهام. به عنوان یک طلبه میخواهم توضیح دهم که در متون فقهی و مذهبی، «ارض ترک» برای تعریف کدام جغرافیا ثبت شده است.
من مستقیماً به کتاب «فقهالابسط» ابومطیع بلخی ارجاع میدهم. ابوحکم مطیع حکم بن عبدالله بلخی، از شاگردان مستقیم امام ابوحنیفه، در قرن دوم هجری میزیست و در سال ۱۹۹ هجری درگذشت. او حدود ۱۶ سال قاضی بلخ بود و با تربیت شاگردان فراوان، فقه و کلام حنفی را در خراسان و ماوراءالنهر گسترش داد و بلخ را به مرکز حنفیگری منطقه تبدیل کرد.
در کتاب «فقهالابسط» پرسشی از امام ابوحنیفه نقل شده است: «اگر کسی ایمان بیاورد اما در ارض ترک زندگی کند و شرایع را نداند و به آن عمل نکند، مسلمان است یا خیر؟» ضرورت این پرسش از آنجا بود که در آن زمان، مردمان بسیاری در ماوراءالنهر ایمان میآوردند، اما حکام اموی به دلیل ناآشنایی آنها با شرایع، اسلامشان را نمیپذیرفتند و جزیه میگرفتند. پاسخ ابوحنیفه روشن بود: مسلمان هستند.
بر اساس این کتاب مذهبی، «ارض ترک» مناطقی در آسیای مرکزی بوده، نه شمال افغانستان. در برخی روایات، تعبیر «ارض ترک» با «ارض شرک» هم همراه است، یعنی سرزمینی که مردم آن هنوز اسلام نیاورده بودند. بنابراین، این سرزمین نمیتواند شمال افغانستان باشد؛ زیرا همانطور که واعظ بلخی میگوید، مردم بلخ و شهرهای اطراف آن در آن زمان مسلمان بودند و برای فراگیری علم دین، حتی نزد امام ابوحنیفه در کوفه مراجعه میکردند. بلخ در آن زمان نخستین سنگر حنفیگری نیز بوده است.
قبل از ابومطیع نیز اسناد زیادی وجود دارد که نشان میدهد بلخ و شهرهای اطراف آن فارسیزبان بودهاند. یکی از این شواهد، تکلم مردم این سرزمین به زبان فارسی و وجود ترانههای معروف کودکان بلخ است.
گویند که اسد، فرزند عبدالله و حاکم بلخ، در سال ۱۰۸ هجری به منظور جنگ به شمال آمودریا رفت تا همراه امیر ختلان و خاقان ترک بجنگد. در این جنگ، اسد از دست امیر ختلان شکست خورد و به بلخ بازگشت. بلخیان او را هجو کردند و این هجو بر سر زبان کودکان و نوجوانان افتاد؛ کودکان در هر محله و کوچه این شعر را زمزمه میکردند:
“از ختلان آمذیه … برو تباه آمذیه
آوازه باز آمذیه … بیدل فراز آمذیه”
دربارۀ فارسیدوستی مردم بلخ نیز آمده است که علمای بلخ احادیثی را روایت میکردند مبنی بر اینکه زبان اهل بهشت زبان فارسی دری است. اگر این مناطق ترکستان میبود، کودکان بلخ باید سرودهای ترکی میخواندند، همانطور که امروزه در ازبیکستان به زبان ازبیکی صحبت میکنند.
شمال افغانستان هویت روشن خود را دارد و نمیتوان آن را با جعل یا تحریف تغییر داد.
این از بعد تاریخی شمال؛ اما
از منظر امروز، شمال افغانستان سرزمین تاجیکان، ازبیکان، پشتونها، ترکمنان، هزارهها و سایر اقوام کشور است؛ منطقهای چندقومی. هرگونه نامگذاری قومی بر این سرزمین نه تنها حقیقت تاریخی را بازتاب نمیدهد، بلکه مناسبات ناعادلانه قومی را نیز تقویت میکند.