دیشب با خانم دکتر خلود یعقوب، استاد دانشگاه در قاهره مصر، در برنامه “کافه پرسش” روایت گفتوگو داشتیم. یکی از نکات جالبی که مطرح شد این بود که بسیاری از مصریان، در عین اعتقاد به اسلام، به تاریخ فرعونی کشورشان نیز افتخار میکنند و این دو هویت را ناسازگار با یکدیگر نمیبینند. او در این زمینه، از گرامیداشت آثار تاریخی مصر، بهویژه اهرام، به عنوان بخشی از هویت ملی آن کشور یاد کرد.
این وضعیت را مقایسه کنید با دیدگاه آن عده از علمای ما که برگزاری نوروز را حرام میدانند، چون آن را متعلق به ایران باستان و به تعبیر خودشان «بازماندهٔ آیین مجوسی» میپندارند. این مقایسه یک واقعیت مهم را روشن میکند: ما در افغانستان، با نوع خطرناکی از افراطیت مذهبی روبهرو هستیم.
یکی از مهمترین ویژگیهای افراطیت، خلوصطلبی است. خلوصطلبی یعنی تلاش برای حفظ یک باور، ایدیولوژی یا هویت قومی در وضعیت «پاک» و جلوگیری از اختلاط آن با آنچه «بیگانه» یا «ناپاک» تلقی میشود. این طرز فکر معمولاً بر نوعی ذهنیت دوگانهانگار استوار است؛ ذهنیتی که جهان را به دو اردوگاه خیر و شر، یا پاک و ناپاک تقسیم میکند و فضیلت را در جلوگیری از آمیزش این دو میبیند.
اصل خلوصطلبی، یکی از ویژگیهای مشترک همه انواع افراطگرایی است؛ از افراطیت قومی و نژادی گرفته تا افراطیت ایدیولوژیک و مذهبی.
خلوصطلبی قومی و نژادی
یکی از انواع افراطیت در جهان، افراطیت قومی و نژادی است؛ یعنی اعتقاد به برتری یک قوم یا نژاد بر سایر اقوام و باور به سلسلهمراتب قومی و نژادی. در چنین نگرشی، جامعه به «ما» و «دیگران» تقسیم میشود.
نمونهٔ بارز این نوع افراطیت، نازیسم بود که به اسطورهٔ برتری نژاد آریایی باور داشت و حاکمیت بر جهان را حق مسلم این نژاد میدانست. نازیها به اصل خلوص نژادی اعتقاد داشتند؛ یعنی جلوگیری از آمیزش نژاد آریایی با سایر نژادها، بهویژه یهودیان. آنها در این زمینه مجموعهای از قوانین ویژه وضع کرده بودند که به «قوانین نژادی آلمان نازی» مشهور است. یکی از این قوانین، ممنوعیت ازدواج با یهودیان بود.
نازیها ازدواج با یهودیان را موجب «آلودهشدن» خون آریایی و مساوی با تباهی میدانستند.
خلوص ایدیولوژیک
نوع دیگری از خلوصطلبی، خلوص ایدیولوژیک است. نمونهٔ مشهور آن، خمرهای سرخ در کامبوجاند؛ جنبش افراطی کمونیستی که در دههٔ ۱۹۷۰ به رهبری پل پوت شکل گرفت.
این جنبش مسئول یکی از مرگبارترین نسلکشیهای قرن بیستم شناخته میشود؛ فاجعهای که طی آن، میان یکونیم تا دو میلیون نفر بر اثر اعدام، قحطی، کار اجباری و بیماری جان باختند.
در ایدیولوژی خمرهای سرخ، خلوصطلبی جایگاه مرکزی داشت. پل پوت میخواست جامعهای کاملاً «پاک» و بازسازیشده ایجاد کند؛ جامعهای عاری از نفوذ خارجی، سرمایهداری، مذهب، روشنفکری و هر آنچه «ناپاک» تلقی میشد.
خلوص مذهبی
نوع دیگری از خلوصطلبی، اعتقاد به خلوص مذهبی است. در جوامع اسلامی، گروههای تندرویی وجود دارند که زیر نام «اسلام ناب»، به جنگ فرهنگهای ملی و تاریخی میروند.
نمونهٔ چنین گروهی داعش است که در فاصلهٔ سالهای ۲۰۱۴ تا ۲۰۱۷ دست به تخریب گستردهٔ آثار تاریخی، فرهنگی و باستانی زد. دامنهٔ این تخریبها چنان وسیع بود که یونسکو از آن با عنوان «پاکسازی فرهنگی» یاد کرد.
طالبان در افغانستان نیز نمونهٔ دیگری از گروههای افراطی مذهبیاند که به اصل خلوص باور دارند. این گروه در دور نخست حاکمیت خود، در مارس ۲۰۰۱، مجسمههای بودا را در بامیان تخریب کرد؛ دو مجسمهای که حدود ۱۵۰۰ سال قدمت داشتند و از مهمترین آثار تاریخی و جاذبههای فرهنگی افغانستان به شمار میرفتند.
طالبان البته تنها به تخریب بودا بسنده نکردند، بلکه در کابل به موزیم ملی نیز آسیب رساندند و بیش از ۷۰ هزار اثر تاریخی و فرهنگی را در زیرزمین وزارت اطلاعات و فرهنگ نابود کردند.
رحمتالله بیگانه، نخستین مسئول موزیم ملی پس از سقوط طالبان، میگوید: «وقتی وارد زیرزمین وزارت اطلاعات و فرهنگ شدم، با تلی از خاک روبهرو شدم. پرسیدم این چیست؟ گفتند بقایای آثاری است که طالبان تخریب کردهاند.»
نتیجهگیری
جوامع بشری، جوامع تکهویتی نیستند. هویت افغانستان نیز هویتی ترکیبی است؛ آمیزهای از میراث ایران باستان، اسلام و آنچه از جهان مدرن آموختهایم. هیچ جامعهای با حذف بخشی از حافظهٔ تاریخی و فرهنگی خود، به هویت سالم و پایدار نمیرسد.
کسی که زیر نام «اسلام ناب» به جنگ سایر مؤلفههای هویتی جامعه میرود، در واقع حامل نوعی تفکر افراطی است. ما میتوانیم از مصر بیاموزیم که چگونه میان هویت عربی ـ اسلامی خود و تاریخ فرعونی آن کشور جمع کرده است؛ امری که نه با اسلام ناسازگار است و نه ناممکن.
آنچه خطرناک و ویرانگر است، برداشت فرهنگزدایانه از اسلام است که توسط جریانهای تندرو تبلیغ میشود.