وقتی که صنف پنجم و ششم بودم؛ با نام و شعر سنایی آشنا شدم. بعضی اشعار او از همان زمان هنوز یادم است.
مثلا این شعر او: منشین با بدان که صحبت بد-گرچه پاکی تو را پلید کند-آفتاب ار چه روشنست او را-پارهای ابر ناپدید کند… اشعاری که دنیای از معنی و معرفت در آن وجود دارد. بنابر این؛ امروز که سالروز وفات این شاعر عارف است؛ نگاهی کنیم به زندگی او.
ابوالمجد مجدود بن آدم سنایی غزنوی، شاعر و عارف نامدار سدههای پنجم و ششم هجری، نه تنها در تاریخ ادبیات فارسی، که در تکامل اندیشه عرفانی فارسی زبانان نقش محوری دارد. براساس روایت زندگی او؛ او که در ابتدا مداح درباری بود، با تحولی درونی، شعر را از ستایش پادشاهان به سمت ستایش حقیقت و بیان مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی سوق داد. سنایی را نخستین شاعری میدانند که عرفان را به صورت نظاممند وارد قالب قصیده کرد و راه را برای عطار و مولانا هموار نمود. بررسی زندگی، اندیشه و آثار او گشاینده دری به سوی تحول ادبی و معنوی شگرف است.
تحول از مداحی به عرفان
براساس روایات تاریخی؛ سنایی در جوانی، پیرو سبک شاعرانی مانند فرخی و منوچهری بود و به مداحی سلاطین غزنوی مشغول شد. اشعار این دوره او، با وجود مهارت فنی، از عظمت و عمق خاصی برخوردار نبود. نقطه عطف زندگی سنایی، مسافرت و آشنایی با مشایخ تصوف و حکمت بود. این دیدارها، انقلابی در اندیشه او ایجاد کرد. او از آن پس، «به عالم ظاهر پشت پا زده و از تقلید فکری دست کشید» و با خاطری روشنبین، راه تحقیق در حقیقت را در پیش گرفت. این تحول، آغاز دوره «زندگی حقیقی» او بود که در آن، شعر به ابزاری برای بیان ژرفترین مضامین عرفانی تبدیل شد.
نوآوریهای ادبی و تأثیر جاودان
در مقاله ای ادبی که راجع به سنایی خواندم؛ گفته شده بود که پیش از سنایی، قصیده بیشتر در خدمت مدح، منقبت و توصیف بود. سنایی با شجاعتی بینظیر، مضامین ناب عرفانی، حکمی، انتقاد اجتماعی و اخلاقی را وارد این قالب کرد و افقی تازه پیش روی شعر فارسی گشود. مولوی خود را وامدار سنایی و عطار میدانست. این نوآوری، یک جهانبینی تازه به شاعران بخشید که در آثار عطار گسترده و در کلام مولانا به اوج رسید. از دیگر امتیازات سنایی، روحیه طنز و انتقاد اجتماعی صریح اوست. او با زبانی بیپروا، نابسامانیهای اجتماعی و ریاکاری دینی را به نقد میکشید. انسجام کلام و استحکام ترکیباتش به حدی است که تقلید از سبک او را برای دیگران دشوار ساخته است.
مذهب و جهانبینی اعتدالی
از سویی دیگر؛ اعتقاد دینی سنایی نیز قابل تامل است. سنایی طبق روایات تاریخی حنفی مذهب بود. در اشعار او، احترام به خلفا و ارادت به خاندان پیامبر(ص) و علی(ع) کاملا مشهود است. مهمتر از هرچیز، سنایی سختگیری و تعصب مذهبی را تقبیح میکرد و رهایی را در پیروی از جوهر دین، یعنی قرآن و سنت پیامبر(ص) میدانست. او مسلمانان را از ورود به اختلافات مذهبی بازمیداشت و در طول زندگی، تساهل و تسامح دینی را پیشه خود ساخت. این جهانبینی اعتدالی و حقجو، در اشعارش کاملاً آشکار است.
نمونهای از اندیشه و زبان سنایی
شعری که در ادامه میآید، عصاره اندیشه انتقادی و عرفانی سنایی را نشان میدهد:
مسلمانان مسلمانی، مسلمانی ••• از این آیین بیدینان پشیمانی پشیمانی
مسلمانی کنون اسمی است بر عرفی و عاداتی ••• دریغا کو مسلمانی دریغا مسلمانی
مسازید از برای نام و دام و کام، چون غولان ••• جمال نقش آدم را نقاب نفس شیطانی
شود روشن دل و جانتان ز شرع و سنت احمد ••• از آن کز علت اولی قوی شد جوهر ثانی
مکن در جسم و جان منزل، که این دون است و آن والا ••• قدم زین هر دو بیرون نه، نه اینجا باش نه آنجا
به هرچ از راه دور افتی، چه کفر آن حرف و چه ایمان ••• به هرچ از دوست وامانی چه زشت است آن نقش چه زیبا
گواه رهرو آن باشد که سردش یابی از دوزخ ••• نشان عاشق آن باشد که خشکش بینی از دریا
چه مانی بهر مرداری چو زاغان اندرین پستی ••• قفس بشکن چو طاووسان یکی برپر بر این بالا
در این ابیات، او از ریاکاری دینی (مسلمانی کنون اسمی است بر عرفی و عاداتی) و اسارت در نفس سرکش انتقاد میکند. سپس راه نجات را در تمسک به شرع و سنت راستین پیامبر(ص) میداند و از آن فراتر رفته، دعوت به فراتر رفتن از تعلقات دنیوی و حتی معنوی متعارف میکند («قدم زین هر دو بیرون نه»). در نهایت، نشانه عاشق حقیقی را بیاعتنایی به خطرات راه («خشکش بینی از دریا») و پرواز به سوی معنا میشمارد.
خلاصه اینکه سنایی غزنوی در سال ۵۴۵ هجری در زادگاهش غزنین درگذشت و آرامگاه او زیارتگاه دوستداران ادب و عرفان است. او بیش از آن که تنها یک شاعر باشد، یک مصلح اجتماعی و معلم اخلاق عارفمسلک بود که با قلم توانای خود، بنیانهای شعر تعلیمی و عرفانی فارسی را استوار کرد.
سنایی ثابت کرد که شعر میتواند همپای عمیقترین متون فلسفی و عرفانی، حامل معانی بلند باشد و بر جان و اندیشه مردمان تأثیر بگذارد. میراث فکری و ادبی او، پس از قرنها، همچنان زنده و تأثیرگذار است.