عبدالباری جهانی، وزیر پیشین اطلاعات و فرهنگ افغانستان، در یادداشتی با عنوان «ما کدام اسلام را بپذیریم؟» نسبت به پیامدهای اختلافات مذهبی، تعصب فرقهای و تکفیر مسلمانان هشدار داده و تأکید کرده است که بخش بزرگی از این اختلافات از برداشتها و تفسیرهای متفاوت از اسلام ناشی میشود.
جهانی در این یادداشت با طرح این پرسش که «ما کدام اسلام را بپذیریم؟» نوشته است که در میان مسلمانان، دیدگاهها و برداشتهای بسیار متفاوتی درباره مسائل دینی وجود دارد و در مواردی، پیروان یک جریان مذهبی، پیروان جریان دیگر را کافر، بدعتگذار یا گمراه میدانند.
او میپرسد وقتی عالمان دینی در موضوعات مختلف، حتی درباره مسائل اساسی، برداشتهای متفاوت و گاه متضاد دارند، یک مسلمان عادی چگونه میتواند تشخیص دهد که کدام دیدگاه، اسلام واقعی است.
جهانی «اختلاف و تعصب» را از مهمترین ابزارهای «دکانداران سیاست و دین» خوانده و گفته است که در طول تاریخ، اختلافات مذهبی در مواردی از مرز بحث و مناظره فراتر رفته و به دشمنی، خشونت و کشتار انجامیده است.
انتقاد از محدودیت دیدگاههای مذهبی در افغانستان
یکی از بخشهای جنجالی یادداشت جهانی، اشاره او به سیاست طالبان در قبال مذاهب و دیدگاههای مختلف اسلامی در افغانستان است.
او با اشاره به محدودشدن فعالیت و تبلیغ دیدگاههای غیرحنفی در دوره حاکمیت طالبان، این پرسش را مطرح میکند که چرا پیروان برداشتها و مکاتب فقهی دیگر نباید امکان بیان دیدگاههای خود را داشته باشند.
جهانی مینویسد که بسیاری از مسلمانان افغانستان مذهب خود را از خانواده و محیط اجتماعی به ارث بردهاند و الزاماً از طریق مطالعه و انتخاب شخصی به آن نرسیدهاند.
او در ادامه به اختلافات میان حنفیها، دیوبندیها، بریلویها، سلفیها، وهابیها، اهل حدیث و جماعت تبلیغ اشاره کرده و نمونههایی از سخنان تند و تکفیری میان پیروان این جریانها را نقل میکند.
جهانی با طرح این نمونهها میخواهد نشان دهد که اختلافات مذهبی تنها به تفاوت در احکام و روش عبادت محدود نمانده و در برخی موارد، به نفی و طرد پیروان دیگر جریانها منجر شده است.
هشدار درباره تبدیل اختلاف مذهبی به خشونت
جهانی برای توضیح پیامدهای چنین اختلافاتی، به روایت یاقوت حموی درباره درگیریهای مذهبی در شهر ری اشاره کرده است.
او این نمونه تاریخی را نشانهای از آن میداند که اختلافات مذهبی، اگر با تعصب و قدرت سیاسی همراه شود، میتواند از یک اختلاف فکری به خشونت اجتماعی و کشتار گسترده تبدیل شود.
جهانی همچنین در بخشی از یادداشت خود یک وضعیت فرضی را مطرح میکند که اگر یکی از جریانهای مذهبی به قدرت برسد و خود را مجاز به کشتن مخالفان مذهبی بداند، پیامد آن میتواند فاجعهبار باشد. این بخش از نوشته او در قالب یک فرض و برای نشاندادن خطر تکفیر و خشونت مذهبی مطرح شده است.
اختلاف دیدگاه درباره موسیقی و احکام دینی
جهانی برای نشاندادن گستردگی اختلافات تفسیری، به موضوع موسیقی نیز پرداخته است.
او دیدگاههای متفاوت شماری از عالمان اسلامی درباره موسیقی را در کنار هم قرار داده و میپرسد که چگونه درباره یک موضوع واحد، احکام و برداشتهای متفاوتی ارائه شده است.
به باور جهانی، این تفاوتها نشان میدهد که بسیاری از احکام مورد مناقشه، در طول تاریخ با تفسیرها و برداشتهای مختلف عالمان مواجه بودهاند و نمیتوان اختلاف میان مسلمانان را صرفاً با برچسبزدن به طرف مقابل حل کرد.
استناد به احادیث درباره معیارهای مسلمانی
جهانی در بخش دیگری از یادداشت خود به احادیثی از صحیح بخاری و صحیح مسلم استناد کرده و بر اصولی مانند شهادتین، نماز، زکات، روزه و حج تأکید کرده است.
او همچنین به آموزههایی درباره پرهیز از آسیبرساندن به مسلمانان، کمک به نیازمندان، اطعام دیگران و سلامکردن اشاره میکند و در برابر آن، مسئله تکفیر و دشمنی میان مسلمانان را قرار میدهد.
پرسش اصلی جهانی این است که چگونه میتوان میان این تأکیدات دینی بر همزیستی و رفتار نیک با مسلمانان، و دیدگاههایی که پیروان مذاهب و جریانهای دیگر را کافر یا گمراه میخوانند، جمع کرد.
«مشکل در اسلام نیست»
جهانی در جمعبندی یادداشت خود تأکید میکند که از نظر او، مشکل را نباید در اصل اسلام جستوجو کرد، بلکه بخش مهمی از اختلافات موجود، حاصل تفسیرها، برداشتها و کتابهایی است که در طول تاریخ از سوی عالمان و جریانهای مختلف دینی شکل گرفتهاند.
او هشدار میدهد که ادامه تعصب، تکفیر و تبدیل اختلافات مذهبی به مسئله سیاسی و اجتماعی میتواند پیامدهای سنگینی برای جوامع مسلمان داشته باشد؛ موضوعی که در شرایط کنونی افغانستان و در دوره حاکمیت طالبان، از نگاه او اهمیت بیشتری پیدا میکند.