هشتم سپتامبر، روز جهانی سوادآموزی، برای بسیاری از مردم جهان شاید فقط یک مناسبت در تقویم باشد؛ روزی برای صحبت درباره اهمیت خواندن و نوشتن و نقش آموزش در پیشرفت جوامع. اما برای من که یک زن افغانستانی هستم، این روز معنای دیگری دارد. وقتی از سواد و آموزش حرف میزنم، فقط درباره کتاب و قلم صحبت نمیکنم؛ درباره حقی صحبت میکنم که زنان و دختران افغانستان سالها برای بهدست آوردن آن تلاش کردهاند و هنوز برای حفظ آن مبارزه میکنند.
من همیشه باور داشتهام که سواد فقط توانایی خواندن و نوشتن نیست. سواد به انسان کمک میکند بفهمد در اطرافش چه میگذرد، سؤال کند، پاسخ پیدا کند و برای زندگی خودش تصمیم بگیرد. آموزش به انسان اجازه میدهد دنیا را از زاویهای بزرگتر ببیند و باور کند که میتواند چیزی را در زندگی خودش و جامعه تغییر دهد.
برای همین است که بسته شدن درهای مکتب به روی یک دختر، فقط بسته شدن یک دروازه نیست. پشت آن در، آینده یک انسان قرار دارد.
شاید دختری که امروز در خانه نشسته، فردا میتوانست پزشک باشد. شاید دیگری میتوانست معلم شود و صدها دختر دیگر را آموزش دهد. یکی شاید خبرنگار میشد، دیگری مهندس یا حقوقدان. اما وقتی فرصت آموزش از آنان گرفته میشود، انتخابهای آیندهشان نیز محدود میشود.
امروز افغانستان تنها کشور جهان است که دختران در آن از ادامه آموزش متوسطه و عالی محروم هستند. بر اساس گزارشهای یونسکو و یونیسف، در سال ۲۰۲۵ حدود ۲.۲ میلیون دختر نوجوان افغانستان از آموزش متوسطه محروم بودند. برای من، این رقم فقط یک آمار نیست. وقتی به آن فکر میکنم، چهره میلیونها دختر را تصور میکنم که میتوانستند در صنفهای درسی باشند، کتاب بخوانند، با دوستانشان درباره آینده صحبت کنند و برای رسیدن به آرزوهایشان تلاش کنند.
دردناکتر این است که محرومیت از آموزش فقط مربوط به امروز نیست. وقتی یک دختر چند سال از درس دور میماند، بازگشت به آموزش برایش دشوارتر میشود. ممکن است بخشی از مهارتهایی را که آموخته فراموش کند، فرصت دانشگاه را از دست بدهد و در آینده برای پیدا کردن کار و داشتن استقلال اقتصادی با مشکلات بیشتری روبهرو شود.
اما مسئله فقط زندگی یک دختر نیست. وقتی زنان و دختران از آموزش محروم میشوند، افغانستان نیز بخشی از توانایی و سرمایه انسانی خود را از دست میدهد. یک کشور برای ساختن آینده به پزشک، معلم، پرستار، مهندس، خبرنگار، پژوهشگر و کارآفرین نیاز دارد. اگر نیمی از جامعه نتواند آموزش ببیند، چگونه میتوان انتظار داشت که یک کشور از تمام ظرفیت خود برای پیشرفت استفاده کند؟
من فکر میکنم یکی از اشتباهات ما این است که گاهی آموزش زنان را فقط یک موضوع مربوط به زنان میدانیم. در حالی که آموزش یک دختر، روی خانواده، فرزندان، اقتصاد و آینده جامعه تأثیر میگذارد. زنی که فرصت یادگیری دارد، اطلاعات بیشتری در اختیار دارد و میتواند در بسیاری از تصمیمهای زندگی نقش فعالتری داشته باشد.
در سالهای اخیر، آموزش آنلاین برای بسیاری از دختران افغانستان به یک فرصت مهم تبدیل شده است. دخترانی که نمیتوانند به مکتب یا دانشگاه بروند، از طریق اینترنت و برنامههای آموزشی از راه دور تلاش میکنند یادگیری خود را ادامه دهند. خود این تلاش برای من بسیار ارزشمند است؛ زیرا نشان میدهد که با وجود تمام محدودیتها، میل به یادگیری هنوز زنده است.
اما آموزش آنلاین نمیتواند جای مکتب و دانشگاه را برای همیشه بگیرد. همه دختران به اینترنت، تلفن هوشمند، کمپیوتر یا یک محیط آرام برای درس خواندن دسترسی ندارند. دختران حق دارند در محیط آموزشی امن حضور داشته باشند، معلم داشته باشند، با همصنفان خود ارتباط برقرار کنند و بدون ترس و محدودیت درس بخوانند.
به همین دلیل، حمایت از آموزش آنلاین لازم است، اما کافی نیست. هدف اصلی باید بازگشت دختران به مکاتب و دانشگاهها باشد.
من به عنوان یک زن افغانستانی، وقتی درباره آموزش دختران صحبت میکنم، فقط از یک موضوع نظری یا یک مسئله سیاسی حرف نمیزنم. من از زندگی دخترانی حرف میزنم که آنها را میشناسم؛ دخترانی که آرزو داشتند درس بخوانند، اما امروز نمیدانند آیندهشان چه خواهد شد.
گاهی فکر میکنم اگر همین دختران فرصت تحصیل داشتند، افغانستان امروز چقدر میتوانست متفاوت باشد.
شاید یکی از آنها روزی بیماری را درمان میکرد، شاید دیگری کودکی را آموزش میداد، شاید یک دختر میتوانست یک خانواده را از فقر نجات دهد یا در تصمیمی مهم برای جامعه خود نقش داشته باشد.
هیچکس نمیتواند با اطمینان بگوید آینده یک دختر چه خواهد شد؛ اما وقتی فرصت آموزش را از او میگیریم، در واقع حتی اجازه نمیدهیم خودش آیندهاش را امتحان کند.
روز جهانی سوادآموزی برای من یادآور همین حقیقت است. یادآور دخترانی که کتابهایشان هنوز در خانه است، اما صنفهایشان خالی مانده. یادآور معلمانی که آماده تدریساند، اما شاگردانشان اجازه حضور در مکتب را ندارند. و یادآور نسلی که نباید قربانی محرومیت آموزشی شود.
من باور دارم افغانستان زمانی میتواند آینده بهتری داشته باشد که دختران و پسرانش در کنار هم فرصت یادگیری داشته باشند. هیچ جامعهای با حذف زنان و دختران از آموزش نمیتواند به توسعه پایدار برسد.
آموزش حق است، نه امتیاز.
دختران افغانستان حق دارند کتاب بخوانند، سؤال بپرسند، رؤیا داشته باشند و برای رسیدن به رؤیاهایشان تلاش کنند.
و من امیدوارم روزی برسد که دیگر برای باز شدن درهای مکتب دختران افغانستان مجبور نباشیم فریاد بزنیم؛ روزی که آموزش برای هر دختر، یک حق طبیعی و پذیرفتهشده باشد.
کتابهای دختران افغانستان نباید برای همیشه بسته بماند.