فضای مجازی در جهان امروز به بخشی جداییناپذیر از زندگی انسان تبدیل شده است. افراد بخش بزرگی از اوقات خود را در این فضا سپری میکنند و بهتدریج بسیاری از فعالیتهایی که پیشتر در دنیای واقعی انجام میشد، به فضای مجازی منتقل شده است. انجام امور اداری، آموزش آنلاین، تجارت الکترونیک، نشستهای مجازی، مدیریت، سرگرمی و ارتباطات اجتماعی، همگی از جمله فعالیتهایی هستند که امروزه بهصورت گسترده در بستر اینترنت انجام میشوند.
زنان نیز همانند مردان حضور گسترده و فعالی در فضای مجازی دارند و از فرصتهای آموزشی، شغلی، اقتصادی و اجتماعی آن بهره میبرند. با این حال، جهان دیجیتال در کنار مزایای فراوان، چالشهای تازهای نیز برای زنان به همراه آورده است. یکی از مهمترین این چالشها، گسترش اشکال مختلف خشونت و آزارهای اینترنتی، از جمله خشونت کلامی، زورگویی سایبری، استفاده از ادبیات جنسیتزده، هرزهنویسی و آزارهای جنسی آنلاین است.
خشونت کلامی و لفظی
خشونت کلامی و لفظی یکی از رایجترین اشکال خشونت علیه زنان در فضای مجازی افغانستان است. این نوع خشونت از طریق تحقیر، تمسخر، توهین، استفاده از الفاظ جنسیتزده و حمله به شخصیت زنان، سلامت روانی آنان را هدف قرار میدهد. آثار روانی این خشونتها معمولاً در بلندمدت آشکار میشود و میتواند به اضطراب، افسردگی، کاهش اعتمادبهنفس، انزوای اجتماعی و احساس ناامنی منجر شود.
در بسیاری از موارد، به دلیل برداشتهای نادرست اجتماعی از مفهوم «آبرو» و ترس از سرزنش یا قضاوت دیگران، قربانیان درباره رنج و آسیبهای روانی خود سکوت میکنند. در نتیجه، بار روانی این خشونتها اغلب بهتنهایی بر دوش قربانیان باقی میماند.
استفاده از ادبیات جنسیتزده و هرزهنویسی از دیگر پدیدههای رایج در فضای مجازی افغانستان است که تحت عنوان خشونت کلامیولفظی قرار میگیرد. متأسفانه این نوع ادبیات در بسیاری از صفحات و شبکههای اجتماعی به امری عادی تبدیل شده و گاه حتی نویسندگان، شاعران، عالمان دینی و افرادی که از جایگاه اجتماعی برخوردارند نیز از آن استفاده میکنند، بیآنکه آن را ناپسند یا غیراخلاقی بدانند. در چنین فضایی، اعتراض به این نوع ادبیات نیز گاه با تمسخر یا بیاعتنایی مواجه میشود.
هرزهنویسی تنها به استفاده از الفاظ رکیک و مستهجن محدود نمیشود، بلکه هر نوع نوشتاری را دربرمیگیرد که دارای یکی یا چند مورد از ویژگیهای زیر باشد:
حاوی الفاظ جنسی یا مستهجن باشد.
با هدف تحقیر، تمسخر یا آزار دیگران نوشته شده باشد.
شامل توهین، فحاشی یا تهدید باشد.
بهصورت عمدی برای ایجاد مزاحمت، تحریک یا ارعاب دیگران منتشر شود.
حریم خصوصی افراد را از طریق انتشار محتوای نامناسب نقض کند.
نمونههای هرزهنویسی در فضای مجازی شامل ارسال پیامهای ناخواسته با محتوای جنسی، نوشتن ناسزا و الفاظ رکیک در بخش نظرات، انتشار مطالب تحقیرآمیز درباره اشخاص، استفاده از کلمات توهینآمیز برای شوخی یا آزار دیگران، و انتشار مطالبی است که موجب تحقیر، تحریک یا بیاحترامی به افراد میشود.
ادبیات جنسیتزده با هرزهنویسی همپوشانی زیادی دارد، با این تفاوت که بیشتر بر پایه کلیشههای جنسیتی شکل میگیرد و زنان را به دلیل جنسیتشان مورد توهین، تحقیر یا تبعیض قرار میدهد. این نوع ادبیات نقش مهمی در بازتولید نابرابری جنسیتی و عادیسازی خشونت علیه زنان ایفا میکند.
پژوهشهای انجامشده در کشورهای مختلف نشان میدهد که آزارهای اینترنتی علیه زنان پدیدهی جهانی است. برای نمونه، پژوهشی که در سال ۲۰۱۴ توسط دانشگاه مریلند انجام شد، نشان داد که کاربران زن بهطور متوسط ۲۵ برابر بیش از کاربران مرد پیامهای تهدیدآمیز، فحاشی، توهین، الفاظ جنسیتزده و خشونت کلامی دریافت میکنند. همچنین حدود ۸۷ درصد زنان شرکتکننده در این پژوهش اعلام کردند که دستکم یکبار با اظهارنظرهای جنسیتزده یا تهدیدهای جنسی در فضای مجازی مواجه شدهاند.
گرچه این آمار بهصورت جهانی ارائه شده است، اما نشان میدهد که زنان نهتنها در فضای واقعی، بلکه در محیطهای دیجیتال نیز بهشدت در معرض خشونت قرار دارند و در بسیاری از موارد، این خشونتها به دلیل ناشناس ماندن عاملان، شدت بیشتری پیدا میکند.
همچنین پژوهشی از دانشگاه جورجیا نشان میدهد که برخی از مردان اینترنت را قلمرو خود تلقی میکنند و نسبت به حضور و فعالیت زنان در این فضا احساس تهدید یا رقابت دارند. بر همین اساس، برخی از آنان تمایل دارند زنان را از طریق آزار، تحقیر یا تهدید از مشارکت فعال در فضای مجازی بازدارند. اگرچه چنین نگرشی در فضای واقعی نیز مشاهده میشود، اما ناشناس بودن کاربران در اینترنت و دشواری شناسایی عاملان، زمینه را برای بروز و تداوم این رفتارها بیش از پیش فراهم کرده است.در نتیجه، خشونت اینترنتی علیه زنان امروز به یکی از چالشهای جدی حقوق بشری، اجتماعی و فرهنگی تبدیل شده است. مقابله با این پدیده مستلزم ارتقای سواد دیجیتال، اصلاح فرهنگ عمومی، اجرای قوانین مؤثر، پاسخگویی پلتفرمهای اینترنتی و حمایت روانی و حقوقی از قربانیان است.