در افغانستان امروز، بسیاری از مخالفانِ طالبان نه در زنداناند و نه در میدان جنگ؛ اما از قدرت، سیاست و عرصه عمومی کنار زده شدهاند. طالبان برای تثبیت جایگاه خود تنها به ابزارهای امنیتی متکی نبودهاند؛ بخش مهمی از این روند در سکوت رخ داده است: کنار زدنِ افراد از ساختار قدرت، بستن مسیر رقابت سیاسی و محدود کردن امکان اثرگذاری اجتماعی. این همان چیزی است که میتوان آن را «حذفِ بدون گلوله» نامید.
پس از بازگشتِ طالبان به قدرت در آگوست ۲۰۲۱، افغانستان وارد مرحلهای تازه از تغییرات سیاسی شد. ساختار پیشین حکومت فروپاشید، بسیاری از بازیگرانِ سیاسی کنار رفتند و فضای فعالیت برای مخالفان محدودتر شد.
در این میان، پرسشِ اصلی فقط این نیست که چه کسانی بازداشت شدهاند یا چه کسانی افغانستان را ترک کردهاند؛ پرسش عمیقتر این است که چگونه یک نظام سیاسی میتواند با تغییر قواعد، یک گروه بزرگ از شهروندان را از امکان نقشآفرینی در آینده کشور دور کند.
«حذف بدونِ گلوله» به روندی اشاره دارد که در آن مخالفان نه لزوماً با یک اقدام مستقیم، بلکه از طریق مجموعهای از فشارهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی، به حاشیه رانده میشوند.
از دولت به حاشیه؛ حذف نیروهایِ ساختار پیشین:
یکی از نخستین گروههایی که پس از سقوط جمهوری با تغییر بنیادی موقعیت خود روبهرو شدند، کارمندانِ حکومت پیشین و نیروهای امنیتی سابق بودند.
این افراد تا پیش از تغییر نظام، بخشی از ساختار رسمی دولت افغانستان بودند. آنان در ارتش، پولیس، نهادهای ملکی و ادارات دولتی کار میکردند و در اداره کشور نقش داشتند. اما با فروپاشی حکومت پیشین، بسیاری از آنان نهتنها شغل، بلکه جایگاه اجتماعی و شبکههای حرفهای خود را نیز از دست دادند.
طالبان پس از بهدست گرفتنِ قدرت، از عفو عمومی برای کارمندان و نیروهای حکومت پیشین سخن گفتند. با این حال، نهادهای بینالمللی و حقوق بشری مواردی از نقض حقوق برخی اعضای این گروه، از جمله بازداشت، بدرفتاری و قتلهای فراقضایی را گزارش کردهاند.
برای بسیاری از نیروهای سابق، مسئله فقط از دست دادنِ یک مقام دولتی نبود؛ بلکه از دست دادن امنیت، درآمد و احساس تعلق به ساختاری بود که سالها در آن فعالیت کرده بودند.
این روند، در عمل بخشی از یک طبقه اداری و امنیتی را از مرکز قدرت به حاشیه منتقل کرد؛ طبقهای که تجربه و دانش اجرایی آن برای اداره کشور اهمیت داشت.
رقیبِ سیاسی یا مخالف حذفشده؟:
دومین مرحله، حذف از میدانِ سیاست است.
در دوره جمهوری، با وجودِ ضعفها و بحرانهای فراوان، انتخابات، احزاب سیاسی و رقابتهای انتخاباتی بخشی از سازوکار رسمی قدرت بودند. جریانهای مختلف میتوانستند برای کسبِ قدرت رقابت کنند، ائتلاف بسازند و دیدگاههای خود را مطرح کنند.
پس از بازگشتِ طالبان، این فضای رقابتی از میان رفت و ساختار جدیدی شکل گرفت که در آن احزاب سیاسی و مخالفان رسمی جایگاه مشخصی ندارند.
در یک نظام رقابتی، مخالف سیاسی یک رقیب است؛ اما در یک ساختار بسته، مخالف به فرد یا جریانی تبدیل میشود که بیرون از دایره تصمیمگیری قرار گرفته است.
تفاوت میانِ شکست سیاسی و حذف سیاسی همینجاست. شکست سیاسی بهمعنای پایان یک رقابت نیست؛ اما حذف سیاسی، امکان بازگشت به رقابت را محدود میکند.
بخش بزرگی از چهرههای سیاسی افغانستان اکنون خارج از کشور هستند یا فعالیت آنان به موضعگیریهای سیاسی محدود شده است. فاصله از جامعه داخل کشور و نبود ساختارهای فعال در داخل، توان اثرگذاری مستقیم آنان را کاهش داده است.
حذفِ اجتماعی؛ وقتی سکوت به راه بقا تبدیل میشود:
حذفِ مخالفان فقط در سطح حکومت رخ نمیدهد. گاهی فضای اجتماعی نیز بهگونهای تغییر میکند که افراد، پیش از هر برخورد مستقیم، خود را از عرصه عمومی کنار میکشند.
در شرایطی که بیانِ دیدگاه مخالف میتواند هزینه داشته باشد، بسیاری از افراد ترجیح میدهند درباره مسائل سیاسی سکوت کنند، فعالیت عمومی خود را کاهش دهند و از ارتباط با جریانهای منتقد فاصله بگیرند.
این نوع حذف، کمتر دیده میشود؛ زیرا همیشه نشانه آشکار ندارد. گاهی خود را در کاهش گفتوگوهای سیاسی، کاهش مشارکت اجتماعی و افزایش احتیاطِ عمومی نشان میدهد.
مخالفی که دیگر سخن نمیگوید، در ظاهر ممکن است آزاد باشد؛ اما در عمل، بخشی از امکان اثرگذاری خود را از دست داده است.
حذفِ حافظه سیاسی؛ خاموش کردن تجربه مشارکت:
شاید عمیقترین بخش این روند، تأثیر آن بر حافظه سیاسی جامعه باشد.
سیاست فقط به رهبران و احزاب محدود نیست؛ بلکه مجموعهای از تجربههای اجتماعی است: انتخابات، رقابت، گفتوگو و تلاش برای تغییر.
افغانستان در دو دهه گذشته، با همه ضعفها، تجربههایی از مشارکت سیاسی و رقابت انتخاباتی داشت. اما کاهشِ این فضا میتواند بر نسلی تأثیر بگذارد که تجربه کمتری از مشارکت سیاسی دارد.
وقتی نهادهای سیاسی، احزاب و مسیرهای رقابت تضعیف شوند، جامعه بخشی از ابزارهای خود برای بیان خواستهها و حل اختلافات را از دست میدهد.
کنترلِ امروز، هزینه فردا:
محدود کردنِ فضای مخالفت ممکن است در کوتاهمدت به تمرکز قدرت کمک کند؛ اما حذف رقابت سیاسی، پرسشهای جدی درباره آینده افغانستان ایجاد میکند.
جامعهای که در آن صداهای متفاوت امکان حضور و بیان نداشته باشند، ممکن است آرام بهنظر برسد؛ اما این آرامش الزاماً بهمعنای رضایت نیست.
تجربه سیاسی کشورها نشان داده است که حذفِ مخالفان، اختلافها را از بین نمیبرد؛ بلکه گاهی آنها را از فضای آشکار بهفضای پنهان منتقل میکند.
«حذف بدونِ گلوله» بهمعنای یک اقدام مشخص نیست؛ بلکه روندی است که از کنار زدن افراد از ساختار قدرت آغاز میشود، به محدود شدن رقابتِ سیاسی میرسد و در نهایت بر رفتار اجتماعی و حافظه سیاسی جامعه اثر میگذارد.
در افغانستانِ امروز، مسئله تنها این نیست که چه کسانی بازداشت شدهاند یا چه کسانی مهاجرت کردهاند؛ مسئله بزرگتر این است که چه تعداد افراد، بدون آنکه مستقیماً حذف شوند، امکانِ نقشآفرینی خود را از دست دادهاند.
خاموشی یک صدا همیشه با قطعِ سخن گفتن آن صدا آغاز نمیشود؛ گاهی از جایی آغاز میشود که فرد دیگر احساس میکند شنیده نخواهد شد.