امروز یکی از دوستانام، هنگام گفتوگوهای که داشتیم از من پرسید: «لامع برادر! چرا در مورد موضوع ترکستانخواهی عدهای که این روزها سر و صداهای فراوانی به راه انداختهاند، سکوت اختیار کردهای؟»
در پاسخ گفتم: «بیایید در این مورد باهم سخن بگوییم.»
نخست باید گفت که نظم وستفالیایی و میراث برآمده از کنگرهی وین، که تا امروز شالودهی نظم جهانی را تشکیل میدهد، بهتدریج کارآمدی تاریخی خود را از دست داده روانست و جهان، آهسته آهسته، در حال ورود به نظم تازهای در سطح منطقهای و جهانیست. در چنین فضایی، گفتمانهایی چون «ترکستانخواهی» که این روزها در فضای مجازی و بهویژه در فیسبوک، با هیاهوی فراوان مطرح میشود، بخشی از همین پروژههای بازتعریف ژئوپولیتیک توسط اتاقهای فکر منطقهای و فرا منطقهای اند؛ پروژههایی که در پی تثبیت چند هدف مشخصاند:
۱. تثبیت نفوذ و جایگاه ترکیه در افغانستان
ترکیه در اوایل دورهی جمهوریت، با تأسیس مکاتب افغان-ترک، بهگونهی نرم وارد میدان سیاست افغانستان شد. این کشور طی سالها، صدها کادر علمی، اجتماعی، نظامی و فرهنگی از میان هموطنان اوزبیک مانرا آموزش داد، یتیمخانهها ایجاد کرد و با تأسیس لیلیههای خصوصی با نصاب آموزشی مبتنی بر قرائتهای عرفانی و صوفیگرایانه، شبکهای نرم اما عمیق از نفوذ فرهنگی و اجتماعی را بنا نهاد؛ شبکهای که، به باور من، زیر چتر نهادهای استخباراتی ترکیه فعالیت میکرد و فعالیت کرده روانست. امروز، بخش قابل توجهی از تحصیلکردگان وابسته به این ساختارها و نهادها، ندای ترکستانخواهی را سر میدهند؛ ندایی که نمیتوان آن را جدا از سیاستهای منطقهای ترکیه تحلیل و باور کرد.
۲. رقابت بر سر منابع سرشار طبیعی
چندی پیش، شاهد بودیم که یک شرکت آذربایجانی، با تفاهم با ا.ا.ا، قرارداد استخراج یکی از معادن طلای افغانستان را به دست آورد. این واقعیت نشان میدهد که بسیاری از این هیاهوهای رسانهای، صرفاً صداهای خودجوش مردمی نیست؛ بلکه بخشی از فشارهای منطقهای برای تثبیت نفوذ و سپس ورود به میدان قراردادهای اقتصادی و معدنی افغانستان است. این جنجالهای مجازی=رسانهای در واقع مقدمهای برای چانهزنیهای بزرگتر اقتصادیاند که نشان میدهند که ما چقدر نفوذ در سطح ملی افغانستان داریم.
۳. بازی بزرگ قدرتهای منطقهای
بر کسی پوشیده نیست که جمهوری روم شرقی امروز(یعنی ترکیه)، در بسیاری از معادلات منطقهای، در زمینی بازی میکند که منافع اسرائیل را نیز تأمین کند. از این منظر، طرح ایدهی ترکستانخواهی میتواند ابزاری برای فشار آینده بر ایران باشد؛ تلاشی برای ایجاد گسست در امتداد تاریخی جادهی ابریشم و شکلدهی به واحدهای سیاسی همسو، همانند آذربایجان صهیونیستی در پیرامون ایران و شرق ایران به عنوان یک ابزار فشار و کنترول بر شرق دور و نزدیک
۴. جنگ آینده؛ جنگ آب، انرژی و منابع
در هفتاد سال آینده، آسیای مرکزی به احتمال زیاد صحنهی منازعات بزرگ معدنی و انرژی خواهد بود؛ جنگهایی که نه بر سر ایدئولوژی، بلکه بر محور آب، انرژی، معادن و زمینهای حاصلخیز شکل خواهد گرفت. این منطقه بیش از ۹۰ درصد ظرفیتهای حیاتی این منابع را در خود دارد و طبیعی است که قدرتهای منطقهای و فرامنطقهای، برای تسلط بر آن رقابت کنند. افغانستان نیز بخشی از همین جغرافیای استراتژیک است. از اینرو، ایجاد «ترکستان جعلی» را میتوان بخشی از پروژهی مدیریت این منابع زیر چتر منافع ترکیه و بازیگران پشتپرده پانترکها دانست.
۵. انتقال ماموریت سیاست «کمپنی هند شرقی» به «کمپنی اسرائیل جنوبی»
تا هنوز بسیاری از مسلمانان، رجب طیب اردوغان را جایگاه «رهبر جهان اسلام» میدهند، اما امروز، مأموریت ژئوپولیتیکی او بیش از هر زمان دیگری آشکار شده است. این پروژهی ترکستانخواهی، آرام و خزنده، از ترکیه آغاز شد؛ چون آتشی زیر خاکستر حرکت کرد، از قزاقستان گذشت و شعلههای آن به افغانستان رسید. همانگونه که خود اردوغان زمانی گفته بود: «بادهای ترکیه در حال وزیدن است.» بلی، این همان باد است؛ اما باید دانست که این باد، درختانی را که در این خاک ریشه دارند، از جا نخواهد کند؛ بلکه خود، روزی در تلاطم خویش خاموش خواهد شد.
امروز، بهجای «کمپنی هند شرقی»، شاهد ظهور نوعی «کمپنی اسرائیل جنوبی» هستیم؛ ساختاری که در آن، اردوغان نقش محوری دارد و نتیجهی آن، چیزی جز ایجاد شکاف و نفاق میان ملتهای دوست و برادر نبوده است.
۶. فشار بر چین در نظم جدید منطقهای
یکی دیگر از اهداف جریانهای پانترکیستی، فشار بر چین است. آنان میکوشند با طرح مفاهیمی چون «ترکستان جنوبی»، برای پروژهی «ترکستان شرقی» مشروعیت و عمق استراتژیک ایجاد کنند؛ پروژهای که در نهایت، به دنبال افزایش فشار بر پکن و مسئلهسازی در مرزهای غربی چین است.
۷. محاصرهی روسیه و کسب امتیاز از غرب
ترکیه که بخش عمدهای از عمر سیاسی خود را در چارچوب بلوک غرب سپری کرده، میداند چگونه از چنین پروژههایی برای تنگتر کردن حلقهی فشار بر روسیه استفاده کند؛ تا از ناتو، اروپا و آمریکا امتیازات بیشتری بگیرد و نقش ژئوپولیتیکی و سوقالجیشی خود را در چهارراه آسیا بیش از پیش تثبیت نماید.
سخن لامع!
در تحلیل پدیدههایی از این دست، نباید اسیر هیاهوی شبکههای اجتماعی شد. آنچه امروز بهعنوان «ترکستانخواهی» مطرح میشود، بیش از آنکه یک حرکت مردمی و اصیل باشد، بازتاب رقابتهای پیچیدهی ژئوپولیتیکی و بازیهای بزرگ قدرت در منطقه و فرا منطقه است. ملتهایی که حافظهی تاریخی دارند، فریب بادهای موسمی سیاست را نمیخورند؛ زیرا میدانند که آنچه میماند، ریشه است، نه گردوغبار.