گفتوگو با دکتور نهال حمدی، پژوهشگر و مترجم مصری
دکتور نهال حمدی، پژوهشگر، نویسنده و مترجم مصری است. او در ادبیات فارسی تا سطح دکتورا تحصیل نموده و شیفته و علاقهمند زبان فارسی است. وی تاکنون خدمات زیادی به این زبان انجام داده و کتابها و مقالههایی را به زبان عربی در باره تاریخ و تمدن ایران باستان نوشته و یا از زبان فارسی ترجمه نمودهاست. او به زبان فارسی سلیس و روان مینویسد و همچنان با لهجهی ایرانی صحبت میکند. دکتور نهال همین اکنون در مرکز پژوهشی و تحقیقاتی «مرکز الدراسات الإستراتیجیة و تنمیة القیم» در قاهره به عنوان پژوهشگر بخش مطالعات ایرانشناسی فعالیت میکند. وی همچنان استاد دانشگاه است و ادبیات فارسی تدریس میکند. به منظور قدردانی از تلاشهای جناب دکتور برای معرفی و شناساندن تاریخ، تمدن و زبان فارسی برای عربها و به ویژه مصریها این گفتوگو را با ایشان انجام دادهام.
حسیبالله ولیزاده: میشود در بارهٔ زادگاه، زندگی و تحصیلات خود برای خوانندگان بگویید.
دکتور نهال حمدی: در آغاز، بسیار خوشحالم که من با شما هستم و از شما بابت این مصاحبه صمیمانه سپاسگزاری میکنم.
نام من نهال حمدی است، در اصل در عربستان سعودی متولد شدم، اما تمام تحصیلات خود را در مصر، بهویژه در یکی از شهرهای جنوب این کشور، یعنی شهر اسیوط، گذراندهام.
از دانشکده ادبیات، در رشته زبانها و ادبیات شرقی فارغالتحصیل شدم و سپس مدرک کارشناسی ارشد و دکتری خود را در رشته تاریخ ایران باستان دریافت کردم. پایاننامه کارشناسی ارشد من درباره یکی از پادشاهان دوره ساسانی بود، همانگونه که در شاهنامه فردوسی از او یاد شده است، و در این پژوهش نزدیک به ۹۰۰ بیت شعر را ترجمه کردم. اما پایان نامه دوکتورایام درباره روابط میان ایران و ترکیه پیش از اسلام بوده است.
حسیبالله ولیزاده: چه زمانی علاقهمند زبان پارسی شدید و چه عوامل و اسبابی در عقب این علاقهمندی نهفته است؟
دکتور نهال حمدی: علاقهمندی من به ایران بهطور کلی از زمانی آغاز شد که ۱۵ ساله بودم، این موضوع زمانی شکل گرفت که ترجمه عربی کتاب کلیله و دمنه از ابن المقفع را خواندم. در همان زمان دریافتم که این اثر دارای نسخهای فارسی بوده که توسط شخصی به نام برزویه، یکی از پزشکان دوره ساسانی، ترجمه شده و سپس در حدود قرن هشتم میلادی به زبان عربی ترجمه گردیده است.
از آن پس، اشتیاق من برای یادگیری زبان فارسی و مطالعه درباره کشورهایی که به این زبان سخن میگویند، مانند ایران و افغانستان، بیشتر شد.
بسیار خوشحال شدم هنگامی که دریافتم در دانشکدههای ادبیات، بخشهایی وجود دارد که به آموزش زبان فارسی و همچنین مطالعه تمامی جنبههای مربوط به ایران از جمله تاریخ، تمدن، ادبیات و سیاست میپردازند. به همین دلیل، پس از اتمام دوره دبیرستان، بهسرعت برای تحصیل در این رشته اقدام کردم و خوشبختانه از دانشجویان ممتاز آن بودم.
حسیبالله ولیزاده: پایاننامهٔ دوکتورای شما ترجمهٔ کتاب «ایران و ترکان در روزگار ساسانیان» نوشتهی عنایتالله رضا است. این کتاب را چگونه یافتید و چه عواملی سبب شد که آنرا ترجمه کنید؟
دکتور نهال حمدی: من علاقهمند جدی تاریخ ایران باستان هستم. این کتاب را از طریق اینترنت پیدا کردم؛ زیرا نویسنده آن، عنایتالله رضا، آن را برای استفاده عمومی در یکی از پایگاههای علمی ایران منتشر کرده بود. به همین دلیل تصمیم گرفتم این کتاب را ترجمه کرده و درباره آن یک پژوهش انجام دهم.
آنچه مرا به انجام این مطالعه ترغیب کرد این بود که تاکنون کسی به موضوع روابط میان ایران و ترکیه در دوره پیش از اسلام، بهویژه در مصر یا جهان عرب، بهطور جدی نپرداخته است، همانطور که خود نویسنده نیز در مقدمه کتاب اشاره کرده، از پژوهشگران خواسته است تا کار او را ادامه دهند و آن را تکمیل کنند.
حسیبالله ولیزاده: در این کتاب در بارهٔ جغرافیای ایران قدیم سخن رفتهاست. پس ایران قدیم شامل کدام مناطق میشود و این حوزهٔ پهناور اکنون کدام کشورهای را فرامیگیرد؟
دکتور نهال حمدی: میتوان گفت که ایرانِ باستان تنها یک دولت ساده نبود، بلکه امپراتوریای پهناور و چندقومیتی به شمار میرفت که سراسر فلات ایران، عراق، و بخشهایی از افغانستان و پاکستان، همچنین ارمنستان و گرجستان را در بر میگرفت.
این گستره جغرافیایی بسته به قدرت پادشاهان و نوع روابط سیاسی آنان، گاه افزایش و گاه کاهش مییافت. با این حال باید تأکید کرد که همه این مناطق به معنای سنتی و یکدست “ایرانی” نبودند؛ برخی از آنها بخشی مستقیم از امپراتوری محسوب میشدند؛ برخی دیگر تابع یا تحت نفوذ سیاسی قرار داشتند، و برخی نیز صرفاً از نظر فرهنگی تا حد زیادی تحت تأثیر تمدن ایران قرار گرفته بودند.
حسیبالله ولیزاده: نظر شما در بارهٔ شکوه و عظمت زبان و تمدن فارسی چیست؟
دکتور نهال حمدی: به نظر من، توصیف زبان و تمدن فارسی به عنوان “باشکوه” و “غنی” اغراق نیست، اما لازم است بفهمیم چرا چنین است؛ البته به دور از هرگونه تعمیم احساسی.
زبان فارسی را میتوان زبانی با انعطافپذیری بالا دانست که امکان بیان فلسفه، شعر، ادبیات و سیاست را بهخوبی فراهم میکند. همچنین این زبان توانایی بالایی در تأثیرگذاری بر زبانهای دیگر و تأثیرپذیری از آنها دارد.
از سوی دیگر، تمدن ایرانی دارای ویژگی تداوم تاریخی است؛ همانگونه که در هر تمدن کهن دیده میشود، این تداوم پس از اسلام نیز برای قرنها ادامه یافته است. واقعا، تمدن ایرانی از معدود تمدنهایی است که توانسته هویتی پیوسته و امتدادیافته را در طول هزاران سال حفظ کند.
حسیبالله ولیزاده: چنانچه میدانیم، شما علاقه زیادی به مطالعه ادبیات فارسی دارید، بیشتر کتابهای کدام ادیبان فارسی را میپسندید؟
دکتور نهال حمدی: این پرسش بسیار دشواری است؛ زیرا من شاعران و ادیبان بسیاری را دوست دارم. با این حال، بیشتر به ادبیات فارسیِ قرون هفتم و هشتم هجری گرایش دارم؛ چرا که با وجود آشفتگیها و تهاجم مغولان، ادبیات در این دوره به شکلی چشمگیر شکوفا شد. این همان ویژگیای است که در تاریخ مردم ایران نیز دیده میشود؛ یعنی توانایی ایستادگی و مقاومت در برابر دشواریها.
در میان چهرههای این دوره، علاقه زیادی به سعدی شیرازی، جلالالدین محمد رومی و حافظ شیرازی دارم.
حسیبالله ولیزاده: با ادبیات فارسی در افغانستان آشنایی دارید؟ تاکنون از کدام نویسندگان افغانستانی خواندهاید؟
دکتور نهال حمدی: در حقيقت، این موضوع بخشی از مطالعات دانشگاهی من بوده است؛ زیرا ادبیات فارسی در افغانستان، که با عنوان “ادبیات دری” شناخته میشود، از نظر من شاخهای حاشیهای از ادبیات فارسی نیست، بلکه یکی از ریشههای اصیل و بنیادین آن به شمار میآید. زیرا مناطقی مانند خراسان، هرات و بلخ پیش از شکلگیری ایرانِ معاصر، از مهمترین مراکز بزرگ فرهنگی و ادبی بودهاند. در این زمینه، از شاعر و عارف بزرگ عبدالرحمن جامی و نیز سنایی غزنوی یاد میکنم. در دوره معاصر نیز آثار واصف باختری را مطالعه کردهام. و در سالهای اخیر، رمانهای متعددی از ادبیات افغانستان را خواندهام؛ از جمله رمان “صداى گربهها” اثر رهنورد زرياب .
حسیبالله ولیزاده: مصریها خیلی زیاد به تمدن و زبان فارسی علاقه دارند، راز این علاقهمندی چیست؟
دکتور نهال حمدی: البته، و دلیل آن نیز وجود بخشهای زبان فارسی در دانشگاه الازهر و همچنین در دانشگاههای دولتی مصر است. به نظرم، علت این مسئله آن است که مردم مصر اساساً از صاحبان یک تمدن کهن و ریشهدار هستند؛ بنابراین بهخوبی اهمیت آشنایی نزدیک با ملتهایی مشابه خود را درک میکنند.
هنگامی که ملتها دارای تمدنهای عمیق و تاریخی هستند، این امر نوعی درهمتنیدگی تمدنی ایجاد میکند؛ چه در عرصه مدیریت، چه در هنر و ادبیات، و حتی در برخی نظامهای نظامی و فکری.
همچنین ادبیات فارسی یکی از آثاری است که بیش از همه توجه مصریها را به خود جلب میکند؛ بهویژه به این دلیل که ادبیاتی احساسی، روحانی و دارای عمق فلسفی و عرفانی است. از سوی دیگر، مردم مصر نیز بهطور سنتی دیندار هستند و به هر آنچه جنبه دینی و معنوی دارد، احساس نزدیکی میکنند.
حسیبالله ولیزاده: روزنامهها، رسانهها و مراکز تحقیقاتی به زبان فارسی در مصر وجود دارد؟ میشود برخی این نهادها را نام بگیرید؟
دکتور نهال حمدی: گمان كنم كه در حال حاضر، هیچ روزنامهای در مصر بهطور منظم به زبان فارسی منتشر نمیشود. ولى تاریخچهٔ روزنامهنگاری فارسی در مصر، در اواخر قرن ۱۹ و اوایل قرن ۲۰، مصر (بهویژه قاهره) به یکی از مراکز مهم برای روشنفکران ایرانی تبدیل شده بود و در آنجا چندین روزنامهٔ فارسیزبان منتشر میشد. مثل:
- حکمت نخستین روزنامهٔ فارسی در مصر بود که در سال ۱۸۹۲ منتشر شد و حدود ۲۰ سال ادامه داشت.
۲ – روزنامهٔ «ثریا» یک روزنامهٔ هفتگی فارسی بود که بین سالهای ۱۸۹۸ تا ۱۹۰۰ منتشر میشد.
اما اكنون مراکز پژوهشی، مطالعاتی، سیاسی و راهبردی نیز وجود دارند که به بررسی فرهنگ و تاریخ ایران و همچنین سیاست معاصر در ایران میپردازند.
حسیبالله ولیزاده: در فراگیری زبان فارسی با کدام چالشها مواجه شدید؟
دکتور نهال حمدی: به نظر من، یکی از مهمترین چالشهایی که دانشجویان زبان فارسی در مصر با آن روبهرو هستند، کمبود تماس و تعامل زبانی (احتكاك زبانی) است. همچنین تفاوت ساختار نحوی میان زبان عربی و فارسی از دیگر چالشهای مهم محسوب میشود؛ چرا که این دو زبان از نظر حروف مشابهاند، اما از نظر ساختار دستوری کاملاً با یکدیگر متفاوت هستند.
با این حال، زبان فارسی پس از عبور از مرحله اولیه دشواری، به زبانی بسیار جذاب و لذتبخش تبدیل میشود و برای کسی که آن را میآموزد، درهای گستردهای از حوزههای پژوهشی و مطالعاتی را باز میکند.
حسیبالله ولیزاده: آخرین سخن و پیام شما به خوانندگان گرامی چیست؟
دکتور نهال حمدی: در پایان، خطاب به خوانندگان، بهویژه دانشجویان زبان فارسی در مصر، باید بگویم که توصیه میکنم درباره ایران، تمدن و تاریخ آن مطالعه کنند؛ آن هم دور از تصویرهای کلیشهای که معمولاً با آن مواجه بودهایم، زیرا در این مسیر با دنیایی بسیار جذاب و لذتبخش روبهرو خواهند شد.
امیدوارم همه خوانندگان از این گفتوگو بهرهمند شده باشند و از حسن توجه و مطالعه آنان صمیمانه سپاسگزارم.
حسیبالله ولیزاده: جناب دکتر صاحب سپاسگزارم که دعوت ما را پذیرفتید و این گفتوگو را انجام دادید.
دکتور نهال حمدی: همچنین از شما بابت این مصاحبه و دعوت بسیار متشکرم.