در بارهی پدیدهای به نام دونالد ترامپ از سال ۲۰۱۶ تا اکنون کتابها و مقالههای زیادی خواندهام. اکثر کتابهایی که در بارهی ترامپیسم نوشته شدهاند، به جایگاه محوری دروغ در شیوهی حکمرانی و مبارزات سیاسی رهبر این جریان تصریح کردهاند. در آخرین کتابی که در بارهی او میخواندم، به نقل از روزنامهی واشنگتن پست آمده بود: «دیگر تقریباً همه میدانند: رئیسجمهور آمریکا دروغگو است.» همین کتاب همچنان از نیویورک تایمز نقل کرده بود که حقیقتی در بارهی ریاستجمهوری ترامپ وجود دارد: «اخبار ناخوشایند در بارهی او کذب تلقی میشوند، مگر آنکه خود او خلاف آنها را بگوید.»
برخی از منتقدان ترامپ حتا به این عقیدهاند که او به سطحی اورولی در دروغگویی رسیده است. جورج اورول در رمان ۱۹۸۴ نوشت: «حزب از شما میخواست شواهدی را که با چشم دیده و با گوش شنیدهاید، انکار کنید. این آخرین و اساسیترین فرمان حزب بود.»
مخلص کلام اینکه در اینکه ترامپ یکی از دروغگوترین سیاستمداران تاریخ آمریکا است، تردیدی نیست و بسیاری بر آن اتفاق نظر دارند. اما بررسی من از صحبتهای او در طول دو هفتهی جنگ ایران نشان داد که عمدهترین مشکل او این است که توانایی تمایزگذاری میان واقعیت بیرونی و آرزوهای شخصیاش را ندارد. هر آنچه را که آرزو دارد، بهعنوان واقعیت بیرونی تبلیغ میکند.
وقتی در سال ۲۰۱۹ از او در بارهی دروغی که در بارهی روسیه و ونزوئلا گفته بود پرسیدند، در پاسخ گفت: «حتا اگر واقعیت در حال حاضر با بیانات او تطابق نداشته باشد، طولی نخواهد کشید که عین حقیقت شود.» یعنی اینکه واقعیت برای او چیزی نیست که با شواهد عینی سنجیده شود، بلکه همان آرزوهایش است؛ آرزوهایی که هنوز تحقق نیافتهاند، اما او به آنها باور دارد.
در ادامه، چند نمونه از این ناتوانی ترامپ در تمایزگذاری میان واقعیت بیرونی و آرزوهای شخصیاش را که در طول جنگ ایران مطرح کرده، میآورم:
۱. ادعای پیروزی
یکی از آرزوهای ترامپ در جنگ با ایران، دستیافتن به پیروزی است. او همواره به موفقیتهای خود در حوزههای مختلف بالیده است. فدریکو فینکلاشتاین، نویسندهی کتاب «تاریخ مختصر دروغهای فاشیستی»، میگوید که حتا وقتی از ترامپ در بارهی خدا پرسیدند، پس از حمد و ستایش پروردگار، به سخن گفتن از خود و موفقیتهای تجاریاش پرداخت. ترامپ با چنین عطشی برای پیروزی، در طول دو هفتهی جنگ بیش از ۱۰ بار ادعای پیروزی کرد و آرزوی خود را بهعنوان واقعیت بیرونی معرفی نمود. این ادعاها باعث شد که بارها توسط طنزپردازان و سیاستمداران مورد تمسخر قرار گیرد و شکستها و ناکامیهای آمریکا در جنگ، به زبان طعنه و کنایه به او گوشزد شود.
۲. ادعای نابودی توان موشکی و نیروی دریایی ایران
یکی از آرزوهای ترامپ، نابودی توان نظامی ایران است. او بارها حتا از نابودی کامل ایران نیز سخن گفته است. بر اساس همین آرزو، ادعا کرد که تمام تواناییهای ایران—از جمله سایتهای موشکی و نیروی دریایی آن کشور—را نابود کرده است. اما فردای آن، اخباری منتشر شد مبنی بر اینکه موشکهای ایران منطقهی حساس دیمونا در اسرائیل را هدف قرار دادهاند. اینجا بود که بار دیگر موج تمسخر ترامپ در میان سیاستمداران و رسانهها شکل گرفت.
۳. آرزوی حضور یک رهبر مطیع در ایران
پس از شهادت سید علی خامنهای، ترامپ آرزو داشت که فردی غیر از سید مجتبی خامنهای به رهبری ایران برسد. او حتا هشدار داد که باید در تعیین رهبر جدید ایران نقش داشته باشد. آرزوی او این بود که در ایران نیز، مشابه ونزوئلا، رهبری روی کار بیاید که به سخنان او گوش دهد و از وی اطاعت کند.
اما ایرانیان، بر خلاف خواست او، سید مجتبی خامنهای را بهعنوان رهبر انتخاب کردند. این آرزوی او نیز نقش بر آب شد، اما او هنوز دست از این خیال برنداشته و میگوید که رهبری او را به رسمیت نمیشناسد و با رهبران دیگر در آن کشور در حال مذاکره است.
۴. آرزوی مذاکره با ایرانیان
ترامپ در جنگ با ایران شکست خورد—و آن هم شکستی سنگین. سقوط اف-۳۵، آسیب دیدن ناوهای هواپیمابر آبراهام لینکلن و جرالد فورد، تخریب پایگاههای آمریکا در منطقه، بسته شدن تنگهی هرمز و ایجاد فشار بر اقتصاد جهان، از جمله پیامدهای این جنگ عنوان شدهاند. این شکستهای پیهم و ویرانگر باعث شده است که ترامپ آرزوی مذاکره با ایرانیان را مطرح کند. در حالی که در ایران از تداوم پاسخ سخن گفته میشود، او بار دیگر آرزوی خود را بهعنوان واقعیت بیرونی تبلیغ کرده و مدعی است که با ایرانیان وارد مذاکره شده است.
نتیجه
در کتیبهی داریوش آمده است: «خدایا، کشورم را از خشکسالی و دروغ نگهدار.» دروغ همسنگ خشکسالی و کشنده است. دروغهای ترامپ نیز میتواند به تضعیف جایگاه آمریکا بینجامد. آمریکا از همین اکنون نیز وجههی خود را حتا در میان متحدانش تا حدی از دست داده است، و جنگ ایران نشان داد که بسیاری از کشورها حاضر به همراهی رسمی با واشنگتن نیستند. با تداوم چنین رویکردی، احتمال میرود آمریکا منزویتر نیز شود.