خوب درست و دقیق به یاد دارم یک مجله از کدام مهمان در خانه ما جامانده بود که در پشت آن عکس یکی از عالمان دین با صورت خونپر بود که پس از یک حمله انتحاری، زخمی و غمگین نشسته بود.
وقتی مجله را باز کردم در یکی از برگه های آن، روی سفر کردن ترامپ به عربستان بحث شده بود در آن نوشته بود پس از سفر ترامپ به عربستان یک کوچه به نام ترامپ افتتاح و یک شمشیر به ارزش نمی دانم چقدر بود، فراموشم شده به ترامپ هدیه داده اند و یک قرارداد تسلیحاتی به ارزش۴۶۰ میلیارد دلار امضا شده است اما با این همه ترامپ آنها را گاو شیری خطاب کرده بود
در آن مجله این پول ها مقایسه شده بود با ملت های مسلمان پراکنده که این پول چقدر به آنها می تواند کمک کند.
و حالا با این جنگ های کنونی فهمیدم چیزی که در آن مجله قدیمی نوشت شده بود در واقع شرح حال پارادوکس ثروت در خاورمیانه است. قرارداد ۴۶۰ میلیارد دلاری که در سفر دونالد ترامپ به ریاض امضا شد، بزرگترین معامله تسلیحاتی در تاریخ جهان بود که عربستان میخواست با این قرارداد امنیت را خریداری کند
اما پرسش اینجاست: آیا امنیت خریدنی است؟
در علم سیاست، مفهومی به نام «امنیت برونسپاری شده» وجود دارد. کشورهای حاشیه خلیج فارس، به جای تکیه بر «قدرت ملی» (که ترکیبی از رضایت عمومی، تولید تکنولوژی و ارتش بومی است)، امنیت خود را به قدرتهای فرامنطقهای اجاره دادهاند. نتیجه این میشود که ترامپ با ادبیاتی تحقیرآمیز میگوید: «آنها بدون ما دو هفته هم دوام نمیآورند.»
این دقیقاً همان نقطهای است که ثروت به جای ساختن زیربناهای فکری و استخباراتی، صرفِ خرید ویترینهای زیبا میشود. خیابانهای شیک و آسمانخراشهای شیشهای، لایهای نازک از تمدن هستند که بدون ریشههای عمیق نظامی و علمی، در برابر تندبادهای سیاسی به شدت آسیبپذیرند.
اگر بخواهیم با نگاهی علمی به ارقام نگاه کنیم، سرمایهگذاری چندصد میلیارد دلاری در حوزههای گوناگون میتوانست چهره جهان اسلام را دگرگون کند:
ریشهکنی فقر: با کسری از این مبالغ میشد زیرساختهای کشاورزی و صنعتی را در کشورهای فقیر اسلامی (از یمن تا سومالی و بخشهایی از افغانستان) نوسازی کرد.
انقلاب علمی: ایجاد مراکز تحقیق و توسعه که میتوانست اعراب را از مصرفکننده سلاح به سازنده تکنولوژی تبدیل کند.
این کار ها که با آن پول نشد که نشد ولی جالب است بدانید عربستان سعودی همواره در میان ۵ کشور اول جهان از نظر بودجه نظامی قرار دارد، اما این بودجه به «قدرت بازدارنده» تبدیل نشده چون «وابستگی ساختاری» است.
وقتی شما سلاح را به همراه اپراتور، قطعات و سیستم ماهوارهای از آمریکا میخرید، در واقع کلید ارتش خود را به آنها سپردهاید و ارتشهای اجارهای فاقد «روح ملی» و «دانش بومی» هستند آنها فقط میتوانند در مانورها زیبا به نظر برسند، نه در میدانهای پیچیده استخباراتی.
و این ناتوانی را ترامپ به لحن واضح بیان کرد و آنها را گاو شیرده خطای کرد نامیدن یک کشور به عنوان «گاو شیرده» از سوی یک رهبر غربی، اوج فروپاشی پرستیژ سیاسی است. این شیردهی نه از روی سخاوت، بلکه از روی ترس است. اما واقعیتِ تاریخ نشان داده که وقتی پستانها خشک شود یا گاو دیگر سودی نداشته باشد، قصابها همانهایی هستند که سالها نان شیر را خوردهاند