افغانستان امروز در یکی از پیچیدهترین مقاطع تاریخ معاصر و در عمیقترین بحران انسانی و اجتماعی خود و یک واقعیت خطرناک نادیده گرفته شده، قرار دارد. مقطعی که در آن مسئله تنها تغییر یک حکومت یا جابهجایی قدرت سیاسی نیست، بلکه پرسش اساسیتر این است که آیا میتوان پس از دههها جنگ، استبداد، پناهگاه امن تروریسم، مداخله خارجی، انحصار قدرت و فروپاشی اعتماد اجتماعی بینالقومی، یک قرارداد اجتماعی جدید برای افغانستان ایجاد کرد؟ افغانستان مجموعهای از تجربههای متناقض است: در تاریخ آن هم قهرمان وجود دارد و هم ستمگر؛ هم آبادانی و دولتسازی و هم ویرانی؛ هم مبارزه برای