دیروز خبری از ولسوالی خوست بغلان منتشر شد که اگر انسان هنوز به معنای انسانیت، حرمت مرگ و ابتداییترین اصول اخلاقی باور داشته باشد، نمیتواند به آسانی از کنار آن بگذرد. منابع محلی گزارش دادهاند که طالبان دو جوان، به نامهای امرالله و نورا، را پس از بازداشت تیرباران کرده و سپس اجساد آنان را در دو بازار به نمایش گذاشتهاند. منابع همچنین مدعی شدهاند که بر پیکر آنان تیزاب ریخته شده است.
طالبان پس از کشتن مردم ملکی ضمن بستن اتهاماتِ که هرگز ثابت نمیشود، به اجساد آنان بیحرمتی میکنند، کاری که در اسلام شدیداً تقبیح و حتا گناه شمرده شده است و در هیچ رسمی انسانی نیز جایگاهی ندارد. با این حال پرسش اینست که طالبان چرا به اجساد مردگان بیحرمتی میکنند؟
جنازه هم میدان انتقام نیست
جنگ، هرقدر هم بیرحمانه باشد، قواعدی دارد. دشمنی نیز حد و مرزی دارد. کسی که کشته شد، دیگر اسیر نیست؛ دیگر نمیتواند به شما شلیک کند، علیه شما عملیات کند یا خطری برایتان باشد. جسد او باید تحویل خانواده شود تا مادر، پدر، همسر یا فرزندانش بتوانند با او وداع کنند و او را به خاک بسپارند.
نمایش جسد در بازار اما چیزی فراتر از کشتن است؛ نمایش قدرت از طریق تحقیر مرده و ترساندن زندههاست.
این نخستین بار نیست که از چنین رفتارهایی با اجساد مخالفان طالبان گزارش میشود. در سالهای گذشته نیز موارد متعددی از تیرباران، شکنجه و نمایش اجساد در مناطق مختلف افغانستان گزارش شده است. در بغلان نیز پیشتر از کشتار و بدرفتاری با افراد متهم به همکاری با جبهات مخالف طالبان گزارش شده بود.
این رفتار را نمیتوان با نام «امنیت» توجیه کرد. امنیت زمانی معنا دارد که قانون از انسان دفاع کند؛ نه اینکه قدرت، قانون را کنار بزند و خود به قاضی، دادستان و جلاد تبدیل شود.
بدتر از خود کشتن، تبدیلکردن جنازه به ابزار تبلیغاتی است. وقتی پیکر یک انسان را در بازار میگردانند، هدف فقط مرده نیست؛ تمام کسانیاند که آن صحنه را میبینند. پیام روشن است: «این سرنوشت هرکس است که در برابر ما بایستد.»
اما چنین رفتاری یک پیام دیگر هم دارد؛ پیامی که شاید طالبان نمیخواهند بشنوند: حکومتی که برای ترساندن مردم به نمایش جنازه نیاز دارد، بیش از آنکه قدرتمند باشد، از آینده خود هراس دارد.
در اخلاق جنگ نیز حرمت مردگان جایگاه ویژهای دارد. حتی دشمن، پس از مرگ، از دایره انتقام بیرون میرود. به تعبیر ساده، مرده دیگر دشمن نیست؛ انسانی است که زندگیاش پایان یافته است.
سخنآخر اینکه؛
طالبان اگر کسی را مجرم میدانند، باید او را محاکمه کنند؛ اگر جنگجو میدانند، باید درباره سرنوشتش مطابق قانون و اصول انسانی رفتار کنند. اما تیرباران و سپس نمایش جسد در بازار، عدالت نیست؛ انتقام است.
و اگر بر اجساد تیزاب ریخته شده باشد، چنانکه منابع محلی ادعا کردهاند، این دیگر حتی در منطق انتقام نیز رفتاری عادی نیست؛ تحقیر عمدی انسان پس از مرگ است.
افغانستان پنج سال است که زیر سایه ترس زندگی میکند. مردم شاید امروز از صدای تفنگ بترسند، اما آنچه در حافظه جمعی باقی میماند، فقط صدای گلوله نیست؛ تصویر جنازهای است که برای ترساندن مردم به بازار برده شده است.
اینگونه رفتارها نه نشانه قدرت است، نه نشانه اسلام و نه نشانه حکومتداری. اینها زخمهایی است که بر حافظه یک ملت میماند و روزی باید برای آن پاسخ داده شود.