در شبکههای اجتماعی ویدیویی دست به دست میشود که در آن روبین ستار که خود را از فرماندهان جبهه مقاومت ملی افغانستان میخواند، از حضور خود و نیروهایش در کابل خبر میدهد. جبهه مقاومت ملی بهطور رسمی سخنان این فرمانده را تأیید و یا رد نکردهاست.
آنچه در این نوار تصویری توجهام را جلب کرد، مرتد خواندن طالبان بود. این فرمانده در بخشی از سخنان خود، طالبان را «امارتیهای مرتد» میخواند و در برابر آنها با نعرههای «الله اکبر» اعلام «جهاد» مینماید.
جنگ علیهی طالبان به دلایل زیادی مشروع است. ولی، ادبیات شبیه ادبیات طالبان که همواره تکفیری بوده است شایستهٔ مبارزهای مشروع نیست. با آنکه سخنان این فرمانده از احساس به وطن و ستمهای که بر مردم و کشورش می گذرد میآید، با آن هم بازتاب این قرائت شبیه قرائت طالبان، القاعده و داعش خواهد بود، قرائتی که مشروعیت جبهه و جنگی آزادیطلبانهای آنرا زیر سوال میبرد.
گفتمان اینچنینی باید از ادبیات مبارزان علیهای طالب کمتر شود، زیرا آیندهای افغانستان نباید سقوط به دامن افراطیت، تکفیر و تندروی دیگر باشد. آینده باید برمبنایی حکومت مردمی، کثرتگرای و تحمل اندیشههای متفاوت شکل بگیرد. نگارنده باور دارد که این ادبیات ناشی از تأثیر پذیری از چند مرحله تاریخی در افغانستان میشود و این مراحل قرار ذیل اند:
۱– «جهاد»:
جهاد یکی از مفاهیم مقدس و والا در دین اسلام است و پایههای اساسی این دین را تشکیل دادهاست. اما در قرآن و سنت و قرائت عالمان مسلمان تعریف خاصی از جهاد صورت نگرفته و بلکه این مفهوم بیشتر بر جهاد با نفس استفاده میشود و کمتر بهمعنای جنگ مسلحانه بهکار میرود. در بدترین وضعیت جهاد در برابر کافران محارب و متجاوز جایز است و این مشروعیت هم دارای شروط و شرایط خاص است که کمتر چنین شرایط و شروطی فراهم میشود. در واقع، حوزهٔ جهاد مسلحانه در اسلام خیلی محدود است و فقط در برابر کافران محارب و متجاوز مشروعیت دارد. گرچند اعلام جهاد در برابر مسلمانان در تاریخ اسلام پیشینهٔ زیادی دارد؛ اما همواره مورد منازعه بودهاست. استفاده از جهاد و نمادهای جهادی همانند نعرههای «الله اکبر» از سوی جبهه مقاومت ملی به نحوی این گمان را تقویت میبخشد که گویا مبارزه مخالفان طالبان و مقاومت ملی «جهاد» به معنای شرعی است. در حالیکه این مبارزه را نمیتوان به همین سادگی «جهاد» خواند؛ چراکه جهاد در ادبیات اسلامی مفهوم خاص خود را دارد و معمولا در برابر کافران محارب و متجاوز استفاده میشود.
نکتهی قابل تأمل در تاریخ افغانستان این است که پس از دوران جهاد و ایجاد حکومت مجاهدین، اصطلاح مقاومت بهمیان آمد و این اصطلاح که بار دینی ندارد، جایگزین اصطلاحِ دینی «جهاد» شد. به باور من، این تفکیک خیلی معقول و منطقی بوده و گمانهزنیها در بارهٔ مشروعیت مقاومت را از بین میبرد؛ چراکه مقاومت در برابر ظالمان از لحاظ شرعی امر پسندیده و نکوست. از اینرو، کاربرد اصطلاح مقاومت بهجای «جهاد» میتواند جنگ کنونی را از دایرهٔ دین و بازی قدرت زیر پوشش دین خارج نماید و به حوزهٔ قیامهای آزادیبخش، ملی و میهنی مبدل نماید. این نوع قیامها نیازی به سند دینی ندارد و همچنان در مخالفت با آموزههای دینی هم نیست.
۲- ارتداد:
در ادبیات اسلامی معمولا مرتد به کسی اطلاق میگردد که دین اسلام را ترک نموده و از این دیانت بریده است. در بارهٔ مجازات مرتد در قرآن تنها مجازات آخروی ذکر گردیده و در دنیا برای مرتد جزایی وجود ندارد؛ اما در روایات جزای مرتد را قتل دانسته اند. باوصف این، مجازات مرتد از موضوعات اختلافی است و حکم قاطعی در این باره آن وجود ندارد.
زمانیکه این فرمانده جبهه مقاومت ملی طالبان را «امارتیهای مرتد» میخواند، مشخص نیست او چنین حکمی را براساس چه صادر میکند و چگونه خود را در جای «مفتی شرع» قرار داده و فتوای کفر و ایمان صادر مینماید. شوربختانه این ادبیات خیلی شبیه به ادبیات داعش است و با آموزههای دینی و مقاومت و اصول احمدشاه مسعود و استاد شهید همخوانی ندارد. آنها هیچگاه دشمنان و مخالفان خود را «مرتد» نخواندهاند و حکم تکفیر آنها را صادر نکردهاند. همچنان جبهه مقاومت ملی نیز تاکنون بهگونه رسمی چنین ادبیاتی را بهکار نبردهاست. از آنجا که کاربرد چنین اصطلاحات و کلمات خیلی خطرناک است و پیامدهای ویرانگری دارد، خوب است جبهه مقاومت ملی موقف خود را در این راستا بهگونه روشن بیان کند.
همچنان بیان این سخنان از سوی یک فرماندهٔ منسوب به مقاومت ملی برخلاف روایت حاکم در این جریان، از وجود شگافهای عمیق در این جریان خبر میدهد و بیان میکند که دستکم تاکنون مقاومت ملی نتوانسته روایت واحد و یکپارچهای را تنظیم کند و بهعنوان پالیسی خود تقدیم نماید. نبود استراتیژی و پالیسی روشن سبب گردیده که هر فرد منسوب به جبهه مقاومت ملی خودسرانه سخنانی بگوید که به ضرر همه است و پیامدهای ناگواری در پی دارد.
۳- شعار «الله اکبر»
مسلمانان در گذشتهها در جنگ در برابر کافران محارب و متجاوز از این شعار استفاده میکردند و تاکنون نیز استفاده مینمایند. اما استفاده این شعار در برابر مسلمانان و کسانیکه اهلقبله هستند، تلویحا تکفیر آنها را در پی دارد. جنگ میان مسلمانانی که هر دو طرف الله اکبر سر میدهند، براساس روایات دینی «فتنه» است و تاکید شده که باید از نوع فتنهها فرار کرد. شوربختانه کاربرد این شعار در مبارزات جبهه مقاومت ملی و از سوی طالبان یادآور فتنههایی است که پیامبر از آن خبر داده است.
۴- آیا طالبان «مرتد» هستند؟
پاسخ این پرسش خیلی ساده است. نخیر طالبان مرتد نیستند. طالبان مسلمان و اهل قبله هستند و شهادتین را میخوانند و نماز میگزارند و در ظاهر به آموزههای شرعی پایبند هستند. براساس آنچه در نظریات عالمان مسلمان آمده تکفیر اهل قبله مشروعیت ندارد. امام ابوحنیفه در فقه اکبر تصریح میکند که ما هیچ یکی از اهل قبله را تکفیر نمیکنیم. همچنان امام ابو الحسن اشعری چنین باوری دارد و باور حاکم در میان اشاعره، معتزله، ماتریدیه، زیدیه و اکثریت فرقههای اسلامی نیز همین است. کسانیکه مسلمانان و اهل قبله را تکفیر میکنند و ارتکاب گناه را موجب کفر میدانند، «خوارج» و برخی «سلفیها» هستند. بنابر آنچه گفتیم طالبان مسلمان هستند و صدور حکم تکفیر و ارتداد آنها نادرست است.