امروز، «روز جهانی دختر» است. مجمع عمومی سازمان ملل متحد در ۱۹ دسامبر ۲۰۱۱، روز یازدهم اکتوبر را بهعنوان روز جهانی دختر نامگذاری کرد. هدف از این نامگذاری، جلب توجه جهان به حقوق دختران، تبعیضهای جنسیتی و چالشهایی است که آنان در سراسر جهان با آن روبهرو هستند.
شعار امسال این مناسبت چنین است: «به ازدواج کودکان پایان دهید و بر حقوق دختران سرمایهگذاری کنید.»
این روز برای مردم افغانستان اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا دختران افغانستان با انواع حقتلفی، سرکوب، تبعیض و محدودیت مواجهاند. ممنوعیت آموزش، محرومیت از حق کار، ازدواجهای اجباری، کودکهمسری، توهین و تحقیر در اماکن عمومی و بازداشت و شکنجه، بخشی از واقعیت تلخی است که دختران و زنان افغانستان با آن دستوپنجه نرم میکنند.
طالبان با صدور دهها فرمان محدودکننده، تبعیض جنسیتی را در افغانستان نهادینه کردهاند. سیاستهایی که نهتنها حقوق اساسی دختران و زنان را نقض میکند، بلکه آنان را به حاشیه زندگی اجتماعی رانده است. به همین دلیل، شماری از نهادهای بینالمللی و دولتها از وضعیت افغانستان با عنوان «آپارتاید جنسیتی» یاد میکنند و خواستار پاسخگویی طالبان در برابر این تبعیضهای نظاممند شدهاند.
اگر بخواهیم وضعیت دختران افغانستان را در پرتو یک مفهوم فلسفی توصیف کنیم، شاید تعبیر «حیات برهنه» جورجو آگامبن، فیلسوف ایتالیایی، یکی از گویاترین مفاهیم باشد. حیات برهنه در اندیشه آگامبن به وضعیتی اشاره دارد که انسان، با وجود زندهبودن و قرارداشتن زیر سلطه قدرت سیاسی، از حمایت مؤثر قانون و حقوقی که باید از او محافظت کند، محروم میشود.
انسان در چنین وضعیتی زنده است، اما از جایگاه یک صاحب حق به حاشیه رانده میشود؛ گویی وجودش پذیرفته شده، اما اراده، آزادی و حقوقش به رسمیت شناخته نمیشود.
با اینکه در افغانستان، حقوق و آزادیهای بسیاری از شهروندان نقض میشود، وضعیت دختران از این جهت متمایز است که آنان صرفاً به دلیل جنسیت خود از ابتداییترین حقوق انسانی محروم شدهاند. گویی زندگیشان به امر زیستشناختی تقلیل یافته است: زنده باشند، اما حق آموزش نداشته باشند؛ زندگی کنند، اما در تعیین سرنوشت خود سهمی نگیرند؛ در جامعه حضور داشته باشند، اما از بسیاری از عرصههای آن حذف شوند. آنان زندهاند، اما حق دارند زندگی کنند، نه آنگونه که خود میخواهند، بلکه آنگونه که قدرت برایشان تعیین میکند.
با این همه، داستان دختران افغانستان تنها روایت محرومیت و سرکوب نیست؛ روایت مقاومت نیز هست. زنان و دختران افغانستان، چه در داخل کشور و چه در بیرون از آن، در برابر این وضعیت سکوت نکردهاند. بهویژه مقاومت زنان در بیرون از کشور توانسته است صدای دختران محروم افغانستان را در سطح بینالمللی زنده نگه دارد و توجه نهادها و دولتها را به وضعیت آنان جلب کند. این مبارزه در کنار تلاشهای حقوق بشری و دیپلماتیک، در شکلگیری فشارهای بینالمللی بر طالبان نقش داشته است.
اما این مقاومت، با همه اهمیت و دستاوردهایش، هنوز کافی نیست. محرومیت میلیونها دختر از آموزش و حذف زنان از عرصههای مختلف زندگی، با ابراز همبستگی و صدور بیانیه پایان نمییابد. این وضعیت به پیگیری جدیتر، فشار مؤثرتر و حمایت عملی و پایدار جامعه جهانی نیاز دارد.
روز جهانی دختر، برای افغانستان نباید فقط روز یادآوری رنجها و محرومیتها باشد؛ باید روز تأکید بر حق مقاومت، حق انتخاب و حق ساختن آینده نیز باشد. دختران افغانستان قربانیان خاموش تاریخ نیستند؛ آنان انسانهاییاند که حق دارند بیاموزند، بیندیشند، انتخاب کنند و در ساختن سرنوشت خود و جامعهشان سهم داشته باشند.
مبارزه برای حقوق دختران افغانستان ادامه دارد؛ مبارزهای برای روزی که هیچ دختری به دلیل جنسیتش از مکتب و دانشگاه محروم نشود، هیچ زنی به خاطر زنبودنش تحقیر نگردد و افغانستان به وطنی امن، آزاد و عاری از تبعیض جنسیتی برای همه شهروندانش تبدیل شود.