کابل ـ ساعت از ده صبح گذشته بود؛ زمانی که معمولاً بازارهای موبایلفروشی کابل از شلوغترین ساعات روز خود را تجربه میکنند. اما در بسیاری از دکانها خبری از آن جنبوجوش همیشگی نبود. فروشندگان پشتِ پیشخوانها نشسته بودند و چشم بهراه مشتریانی بودند که دیگر مانند گذشته به بازار سر نمیزدند.
یکی از آنان درحالی که به دکان خلوتِ خود اشاره میکرد، گفت: «تا همین لحظه که شما آمدید، حتی یک مشتری نداشتم.»
در روزهایی که فرمانِ ممنوعیت استفاده از موبایلهای هوشمند در نهادهای ملکی و نظامی طالبان به اجرا درآمده است و گزارشها از ضبط و شکستن تلفنهای هوشمند متخلفان حکایت دارد، بازار موبایل نیز از این تحولات بیتأثیر نمانده است. فروشندگان میگویند کاهش مشتریان، افتِ قیمتها و نگرانی از آینده، این بازار را وارد یکی از دشوارترین دورههای خود کرده است. گزارشهای منتشرشده همچنین نشان میدهد که برای کارکنان نهادهای دولتی، امنیتی و قضایی محدودیتهایی در زمینه استفاده از موبایلهای هوشمند وضع شده و برای متخلفان مجازاتهایی از جمله ضبط دستگاه و پیگردِ قانونی در نظر گرفته شده است.
در راهرَوهای بازار، تنها دکانداران نبودند که در انتظار معامله نشسته بودند. جوانان، مردان میانسال و حتی چند سالمند با گوشیهای هوشمند در دست از دکانی به دکانِ دیگر میرفتند و یک پرسش تکراری را مطرح میکردند: «موبایل میخرین؟» یا «گوشیام را میفروشم، خرید دارین؟» اما در بسیاری موارد، پاسخ یکسان بود. فروشندگان میگفتند نقدینگی کافی ندارند و از افتِ بیشتر قیمتها نگراناند. در مدتی که خبرنگار در بازار حضور داشت، شماری از این افراد بدون آنکه موفق به فروش گوشیهای خود شوند، بازار را ترک کردند.
یکی از فروشندگان میگوید: «یگانه دلخوشی ما همین دکان و بازارِ فروش موبایل بود. با این وضعیت، از کرایه دکان و بقیه مصارف روزمره نیز بدهکار و پسمان میشویم.»
او مانند بسیاری از همصنفانش، رکود بازار را تهدیدِ جدی برای ادامه فعالیت خود میداند. بهگفته او، بسیاری از فروشندگان اکنون بیش از آنکه نگران سود باشند، در فکر پرداخت کرایه دکان، تأمین هزینههای زندگی و حفظ کسبوکار خود هستند.
فروشنده دیگری با انتقاد از وضعیت موجود میگوید: «حکومت باید زمینههای بیشتر کاری را برای شهروندان فراهم کند، نه اینکه نان و روزی را از دهن آنان بگیرد.»
بهگفته چندین فروشنده، قیمت برخی گوشیهای هوشمند در هفتههای اخیر بین ۱۰ تا ۱۵ دالر کاهش یافته است. آنان میگویند افزایش شمار فروشندگان گوشیهای دستدوم در کنار کاهش مشتریان، باعث شده ارزش بسیاری از دستگاهها نسبت به گذشته پایین بیاید.
یکی از دکانداران با اشاره به جایگاه تلفنهای هوشمند در زندگی امروز میگوید: «فروش و استفاده موبایل در هیچ کشور دنیا جرم نیست. برعکس، سالانه مدلهای جدید موبایلهای هوشمند ساخته و به بازار عرضه میشوند.»
رکودِ بازار تنها در کاهش قیمتها خلاصه نمیشود. شماری از فروشندگان از افت چشمگیر فروش روزانه نیز سخن میگویند. یکی از آنان میگوید: «قبلاً روزی ۱۰ تا ۲۰ موبایل میفروختیم. حالا یکی را به هزار و یک و مشکل.»
فروشنده دیگری نیز میگوید، روز گذشته حتی یک گوشی هم نفروخته است. او با حسرت از روزهایی یاد میکند که مشتریان برای خرید مدلهای مختلف موبایل در بازار رفتوآمد داشتند، اما اکنون بسیاری از دکانها ساعتها بدون معامله باقی میمانند.
در کنار رکود بازار، آنچه در سخنان بسیاری از فروشندگان تکرار میشود، بیاعتمادی نسبت به آینده است. یکی از آنان میگوید: «در کنار رکود بازار، آنچه در سخنان بسیاری از فروشندگان تکرار میشود، بیاعتمادی نسبت به آینده است. یکی از آنان میگوید: «حیران ماندهام که با این نبودِ بازار، افتِ قیمتهای موبایل، کرایه کمرشکن دکان و بقیه هزینههای سنگین زندگی، چگونه خوشبین به آینده در این وطن باشم؟»
برای برخی، این نگرانیها به ناامیدی کامل از آینده انجامیده است. یکی از فروشندگان که سالها در این حرفه کار کرده، میگوید: «دیگر از شرایط و قیوداتی که هر روز در این وطن بیشتر میشود خسته شدهام. همینکه بتوانم دکان را با همه لوازمش بفروشم، راه مهاجرت را انتخاب میکنم.»
آنچه امروز در بازارهای موبایل کابل دیده میشود، تنها رکودِ یک صنف تجاری نیست؛ بلکه نشانهای از بیاعتمادی فزاینده نسبت به آینده است. فروشندگان از کاهش درآمد میگویند، خریداران خرید را به تعویق میاندازند و صاحبان گوشیهای دستدوم در جستوجوی مشتریاند.
هنگام ترک بازار، چشمم به فروشندهای افتاد که در سکوت، پشت پیشخوان دکانش نشسته بود؛ آرنجهایش را روی میز گذاشته و سرش را میان دو دست گرفته بود. چند قدم آنسوتر، ویترینها همچنان از گوشیهای هوشمند پر بودند، اما مشتریان غایب بودند. گویی تمام روایت این بازار در همین تضاد خلاصه میشد؛ کالا هست، فروشنده هست، اما امید به رونقِ گذشته، هر روز «کمرنگتر» میشود.