یکی از نکاتی که همواره ذهنم را درگیر نموده، طرز تفکر حاکم در مدارس دینی (روانشناسی و جامعهشناسی مدارس دینی) است. من که خودم نیز تجربهٔ حضور هشت ساله در مدرسهٔ دینی را دارم و پانزده سال میشود، دانشجوی علوم دینی هستم، گاهی گمان میکنم که به سادگی نمیتوانم از آنچه در مدرسه فراگرفتهام، بیرون گردم و جهانبینی گستردهتر از ساحهٔ مدرسه داشته باشم. در واقع بیرون شدن از لاک مدرسه و جهانبینی مدرسهای دشوار است و ناخودآگاه مدرسه ما را کنترول میکند؛ حتا اگر خود ما هم نخواهیم. از این همه که بگذریم، میتوانم بگویم پدیدههای حاکم