مولانا معتقد بود که عبادت نیاز بنده است، نه نیاز پروردگار. داستان حضرت موسی و شبان عاشق، زیباترین و برجستهترین تمثیل این اعتقاد مولاناست. مولانا در آن داستان از زبان پروردگار میگوید: من نگردم پاک از تسبیح شان پاک هم ایشان شود و درفشان از همین سبب، راز و نیاز شبان عاشق، یا به قول موسی “بیهوده گفتنهای” او، از عبادت موسی در نزد پروردگار پذیرفتهتر است. سروش میگفت، شمس وقتی وارد زندگی مولانا شد، به او عبادت تازه آموخت. اورا از کنج مسجد و مدرسه بیرون آورد و به سماع و مستی دعوت کرد. بزرگترین تحولی را که