پس از تسلط طالبان بر کابل در۱۵ آگست ۲۰۲۱، افغانستان بهویژه برای زنان، به سرزمینی تاریک و سرکوبشده بدل شد. آموزش دختران ممنوع گردید، زنان از اشتغال و فعالیتهای اجتماعی حذف شدند و فضای خفقان و ترس بر شهرها سایه انداخت. در چنین شرایطی، سکوت به یک قاعدهی تحمیلی تبدیل شد و هرگونه اعتراض با تهدید و سرکوب پاسخ داده میشد. با این حال، در دل این خاموشی اجباری، صداهایی برخاست که نظم طالبانی را به چالش کشید.
در میان این صداها، فریحه «ایثار» با فریاد عدالتخواهی و شجاعت زنانهاش سکوت را شکست و به یکی از نخستین زنانی بدل شد که آشکارا در برابر حکومت طالبانی ایستاد و صدای اعتراض خود را بلند کرد. این ایستادگی نه یک واکنش لحظهای، بلکه برآمده از سالها تحصیل، تجربه و کنشگری آگاهانه بود.
فریحه ایثار، اهل ولایت پروان افغانستان، در دههی چهارم زندگی خود قرار دارد. او فارغالتحصیل دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه کابل است و دارای دو مدرک کارشناسی ارشد میباشد؛ یکی در رشته اداره و مدیریت رهبری تجارت از دانشگاه کاردان و دیگری در حقوق بینالملل از American University Washington College of Law در واشنگتن دیسی. این پیشینهی علمی، مسیر حرفهای او را در حوزه حقوق و عدالت شکل داده است.
در ادامهی این مسیر، وی بیش از چهارده سال تجربهی حرفهای رسمی در همکاری با نهادهای بینالمللی و وزارتخانههای دولتی افغانستان، بهویژه وزارت خارجه ایالات متحده آمریکا و نهادهای عدلی و قضایی کشور، به دست آورده است. او در این مدت با ۱۹ نهاد عدلی و قضایی، از جمله وزارت عدلیه، دادستانی کل و ستره محکمه، همکاری داشته و در حوزههای پالیسیسازی، تصویب قوانین، اصلاحات قضایی و حقوق زنان نقش فعال ایفا کرده است.
با این حال، فعالیتهای او تنها در عرصهی حرفهای و رسمی محدود نماند. او بهعنوان یک کنشگر حقوق بشر، در حوزههای اجتماعی و برنامههای زنان بهصورت داوطلبانه فعالیت کرده و پژوهشهایی در زمینه حضور زنان و جوانان در روند صلح، مشارکت اجتماعی و عدالت جنسیتی انجام داده است. هدف همیشگی او جهانیسازی صدای مردم افغانستان، بهویژه زنان، و تلاش برای بهرسمیتشناختهشدن حقوق اساسی آنان بوده است. همین پیوند میان دانش، تجربه و تعهد اجتماعی، زمینهی حضور او را در خیابان فراهم ساخت.
این پیشینهی فکری و عملی، در روزهای نخست سقوط کابل به کنشی آشکار و خیابانی انجامید. به تاریخ ۲۳ آگست ۲۰۲۱، تنها چند روز پس از سقوط حکومت به دست طالبان، فریحه ایثار به خیابانهای خونین کابل آمد و صدای عدالتخواهی خود را بلند کرد. در یکی از چهارراههای مرکزی شهر، با در دست داشتن پلاکاردهایی با شعار «حق آموزش زنان»، «مشارکت سیاسی زنان» و «عدالت»، در برابر سیاستهای زنستیزانه طالبان ایستاد.
فریحه ایثار میگوید:
«در روزهای نخست این اعتراضات، ما بهصورت خودجوش تظاهراتی مدنی را در کارته چهار کابل، در مقابل قومندانی امنیه طالبان، برگزار کردیم. شعارهای ما بر حق آموزش، حق کار، مشارکت سیاسی زنان، حضور زنان در روند صلح، دفاع از قانون اساسی و مقابله با بازگشت به گذشتهی تاریک طالبان متمرکز بود. این حرکت آگاهانه و با درک کامل از پیامدهای احتمالی آن شکل گرفت »
او میافزاید:
«ما میدانستیم که این اعتراض میتواند زندان، شکنجه، ناپدیدسازی اجباری و حتی مرگ را در پی داشته باشد؛ با این حال، آگاهی از خطر مانع ایستادگی ما نشد. برعکس، همین آگاهی تصمیم ما را برای دفاع از ارزشهای انسانی و حقوق زنان راسختر ساخت»
با گسترش اعتراضات، تظاهرات زنان با محدودیتها و تهدیدهای جدی روبهرو شد. از یکسو، بسیاری از خانوادهها به دلیل نگرانیهای امنیتی از حمایت دختران خود خودداری میکردند و شماری از زنان ناچار بودند بهصورت مخفیانه در تظاهرات شرکت کنند. از سوی دیگر، فرهنگ مردسالار حاکم و نگاه محدودکننده جامعه به زنان فشار مضاعفی ایجاد میکرد؛ بهگونهای که حتی پس از بازداشت و رهایی از سوی طالبان، برخی خانوادهها حاضر به پذیرش دختران خود نبودند. در کنار اینها، رفتار طالبان نیز غیرقابل پیشبینی بود و نبود هرگونه نظام حقوقی مشخص، فضای ناامنتری را رقم میزد.
با وجود تمامی این چالشها، حرکت زنان تأثیری عمیق و ماندگار بر جامعه گذاشت. این تظاهرات نشان داد که طالبان از مشروعیت داخلی برخوردار نیستند و زنان افغانستان حذفپذیر نیستند. اعتراضات مدنی زنان مشروعیت بینالمللی طالبان را نیز تضعیف کرد و صدای مقاومت زنان را به گوش جهان رساند. حضور خبرنگاران محلی در همان روزهای نخست سبب شد که این اقدام اعتراضی در شبکههای اجتماعی بازتاب گسترده پیدا کند. تنها چند روز بعد، گروههایی از زنان و دختران در مناطق مختلف کابل، بلخ و هرات، بهصورت خودجوش از این حرکت الهام گرفتند و راهپیماییهای مشابهی را برگزار کردند. به این ترتیب، اعتراض فردی به یک جریان الهامبخش جمعی بدل شد و این روند تا امروز ادامه یافته است.
در این روند، فریحه «ایثار» به الگویی برای نسل جدید فعالان زن تبدیل شد؛ نمادی از شجاعت فردی در برابر قدرتی تمامیتخواه. از منظر اجتماعی، حرکت او نهتنها یک کنش فردی، بلکه آغاز یک کنش جمعی زنانه در برابر سرکوب ساختاری طالبان بود. او از یک زن تحصیلکرده و فعال مدنی، به یک رهبر نمادین بدل شد؛ رهبری که مفاهیم «حق»، «عدالت» و «مقاومت مدنی» را در شرایط سرکوب بازتعریف کرد و آنها را از سطح شعار به عرصهی عمل کشاند.
با تشدید سرکوبها و افزایش تهدیدهای مستقیم علیه او، شرایط دادخواهی در کابل هر روز دشوارتر شد. زمانی که خطر بازداشت، ناپدیدسازی یا حتی قتل او جدی گردید، فریحه ایثار ناگزیر تصمیم به ترک وطن گرفت. او برای حفظ جان خود و ادامه مبارزات مدنیاش، راهی ایالات متحده آمریکا شد. با این حال، مهاجرت به معنای خاموشی صدایش نبود. در آمریکا نیز بهگونهی پیوسته برای حقوق زنان افغانستان فعالیت کرده و صدای خاموش آنان را به گوش سازمانها و نهادهای حقوق بشری بینالمللی رسانده است.
در جمعبندی میتوان گفت که فریحه ایثار از نخستین زنانی بود که بیباکانه در برابر نظم زنستیز طالبانی ایستاد. او سلاحی در دست نداشت، اما صدایش نیرومندتر از هر ابزار سرکوب بود. فریاد او نهتنها اعتراضی به وضعیت موجود، بلکه پیامی روشن به نسلهای آینده بود: زنان تاریخسازند.