مدتیست که در گفتوگو با افغانهای فارسیزبانِ متأثر از فرهنگ پارسی، بهگونهای کلیشهای با مفهومی بهنام «انساندوستی» یا «اومانیسم» مواجه میشوم. در تکرار همسان آنان، گفتمان «اومانیسم» بهمثابه بدیلی در برابر به زعم آنها «قومگرایی» یا «ناسیونالیسم» اقوام غیرافغان مطرح میشود و چنین وانمود میکنند که قومگرایی، زشت و مذموم است. در ظاهر امر، طرح گفتمانی «اومانیسم» افغانها ـ چه آگاهانه و چه ناآگاهانه ـ ملهم از نظریهی کلاوزویتس است که میگفت: «بهترین دفاع، حمله است». این موضوع، شکل نرم اتهام قدیمی یعنی برچسب «خیانت ملی» را دارد که ناگهانی دست و پای مخاطب را در مینوردد. بیش از