گفتوگو با دکتر خلود یعقوب، نویسنده، مترجم و استاد دانشگاه قاهره
دکتر خلود یعقوب، استاد دانشگاه، نویسنده، مترجم و پژوهشگر مصری است. وی همچنان به عنوان مدیر مرکز مطالعات ارمنی در دانشگاه قاهره کار میکند. او به زبان، تمدن و تاریخ فارسی دلبستهگی و علاقهمندی زاید الوصفی دارد و همانند یک فارسیزبان به این زبان عشق میورزد و برای ترویج و تدریس آن تلاش میکند. دکتر خلود عشق به زبان فارسی را از پدر بزرگوارش مرحوم دکتر عبدالحفیظ یعقوب، یکی از چهرههای برجستهی ادبیات فارسی در مصر به ارث بردهاست. وی نوشتهها، ترجمهها و مقالههایی زیادی در باره تاریخ، تمدن، فرهنگ و زبان فارسی نوشته و یا ترجمه نموده و برنامههای زیادی برای معرفی بهتر و خوبتر تمدن فارسی دارد. به پاس خدمات، تلاشها و زحمات ایشان و پدر بزرگوارشان مرحوم دکتور عبدالحفیظ یعقوب برای ترویج، تدریس و معرفی زبان و تمدن فارسی این گفتوگو را با ایشان انجام دادهام.
حسیبالله ولیزاده: جناب دکتر صاحب اگر لطف نموده در باره خود، تحصیلات و کارهای علمی خود بگویید.
دکتر خلود یعقوب: من دکتر خلود یعقوب، استاد تاریخ و تمدن ایران در دانشکدهٔ ادبیات دانشگاه قاهره و مدیر مرکز مطالعات ارمنی در این دانشگاه هستم. حوزهٔ پژوهشی من شامل تاریخ وتمدن ایران بهویژه پیوند میان گذشتهٔ تاریخی و تحولات سیاسی معاصر ایران است. در آثار علمیام تلاش کردهام با بهرهگیری از رویکردهایی مانند: تحلیل گفتمان، تأثیر لایههای تاریخی و اسطورهای را بر شکلگیری شخصیت و ذهنیت ایرانی معاصر بررسی کنم. افزون بر پژوهش، تدریس برای من نهتنها یک حرفه بلکه رسالتی عمیق است. در دانشگاه قاهره و در دانشگاههای دیگری که به آنها دعوت میشوم، همواره میکوشم شوق شناخت ایران و فرهنگ آنرا در میان دانشجویان برانگیزم.
حسیبالله ولیزاده: چه زمانی آموزش زبان فارسی را شروع کردید و دلیل علاقهمندی شما به این زبان چیست؟
دکتر خلود یعقوب: آموزش زبان فارسی را از کودکی تقریباً در ششسالگی آغاز کردم. انگیزهٔ نخستین من رابطهٔ عاطفی عمیق با پدرم و علاقهٔ شدیدم به ایشان بود؛ اما بهتدریج، زبان فارسی به بخشی از هویت درونی من تبدیل شد. من نهتنها این زبان را آموختم بلکه به آن دلبسته شدم. آهنگ و موسیقی واژگان فارسی برای من جذابیتی منحصربه فرد دارد. فارسی، زبانیست که لطافت، عمق و زیبایی را بهگونهای کمنظیر در خود جمع کرده است. اگرچه برخی آن را «فرانسویِ مشرقزمین» مینامند، اما من باور دارم که فارسی بهخودی خود بینیاز از هرگونه مقایسه، زبانی است که مستقیماً با دل و گوش انسان سخن میگوید. همچنین با وجود آنکه زبانهای ارمنی و انگلیسی را نیز آموختهام، بیتردید فارسی نزدیکترین زبان به قلب من است.
حسیبالله ولیزاده: پدر بزرگوار شما دکتر عبدالحفیظ یعقوب از بزرگان ادبیات فارسی در مصر است. دوست داریم در باره ایشان از شما بشنویم.
دکتر خلود یعقوب: پدر بزرگوارم، استاد فقید، از برجستهترین استادان زبان و ادبیات فارسی در مصر بودند که عمر خود را وقف آموزش و ترویج این زبان کردند. ایشان سالها در دانشگاه قاهره و دیگر دانشگاههای مصر و جهان عرب به تدریس پرداختند و آثار علمی ارزشمندی در زمینهٔ ادبیات فارسی در ایران، افغانستان و تاجیکستان از خود بهجا گذاشتند. با این حال اما دلبستگی ویژهای به ادبیات افغانستان داشتند و در این حوزه پژوهشهای مهمی انجام دادند. از جمله افتخارات ایشان دریافت تقدیر از رئیسجمهور پیشین ایران، محمود احمدینژاد، برای كتابش دربارهٔ شاهنامهٔ فردوسی و نیز تجلیل از سوی وزارت فرهنگ ایران بود. بیتردید تأثیر علمی و انسانی ایشان نقش مهمی در شکلگیری مسیر فکری و علمی من داشته است و همواره الهامبخش من در ادامهٔ این راه بودهاند.
حسیبالله ولیزاده: شما نوشتهها و مقالههای را از زبان فارسی و ارمنی به عربی ترجمه کردهاید. بنابرین، نظر شما در بارهٔ ترجمه چیست و مترجم باید چه ویژهگیهای داشته باشد؟
دکتر خلود یعقوب: من ترجمه را کاری بسیار لذتبخش و در عین حال مسئولیتی بزرگ میدانم؛ بهویژه هنگامی که از زبانهایی کمتر رایج مانند ارمنی به عربی ترجمه میکنیم. با وجود دشواریهای فراوان بهخصوص در ترجمهٔ ادبی همواره به این کار علاقهمند بودهام، زیرا ترجمه پلی است برای آشنایی با فرهنگها و ادبیات گوناگون. مترجم باید دقت، امانتداری و حساسیت زبانی بالایی داشته باشد و بکوشد نهتنها معنا بلکه روح و فضای متن را نیز منتقل کند. همین تلاش برای ایجاد تعادل میان امانت و زیبایی ترجمه را به کاری چالشبرانگیز و در عین حال جذاب تبدیل میکند.
حسیبالله ولیزاده: به نظر شما زبان، تمدن و تاریخ فارسی از چه ویژهگیهای برخوردار است؟
دکتر خلود یعقوب: به نظر من، زبان فارسی صرفاَ ابزار ارتباط نیست، بلکه حافظهای زنده از تاریخ و فرهنگ است که در متونی مانند بندهش و دینکرد و مينوى خرد جلوهگر شده است. تمدن ایرانی نیز یک حوزه پویا و سیال است که همواره در تعامل با دیگری خود را بازتعریف کرده است. تاریخ ایران را میتوان همچون متنی چندلایه خواند که فراتر از روایتهای سنتی، قابلیت تحلیل گفتمانی و تفسیری دارد. از این رو این سنت فرهنگی همواره زنده و قابل بازخوانی باقی مانده است.
حسیبالله ولیزاده: میشود در بارهٔ تفاوتها و شباهتهای تمدن مصری و فارسی بگویید.
با توجه به تخصص من در حوزهٔ تاریخ و تمدن ایران، همواره به مطالعه و مقایسهٔ جنبههای مختلف تمدنی و فرهنگی میان ایران و مصر علاقهمند بودهام و پژوهشهایی نیز در این زمینه انجام دادهام. برخی این پژوهشها قرار ذیل است:
الف ـ جایگاه زن در تمدن مصر باستان وايران
ب – قوانین حفاظت از محیطزیست در مصر باستان و ایران
جـ بررسی قوانین و ساختارهای هخامنشی در بابل و مصر
این مطالعات به من امکان داده است تا با دو تمدن بزرگ و ریشهدار آشنایی عمیقتری پیدا کنم. من خود را خوششانس میدانم که از یکسو مصری هستم و از سوی دیگر با زبان و فرهنگ فارسی پیوند خوردهام. به باور من شباهتهای این دو تمدن بسیار چشمگیر است؛ هر دو دارای پیشینهای کهن و غنی هستند، و حتی در تجربهٔ شخصیام از سفر به ایران، همواره نوعی آشنایی فرهنگی و نزدیکی را احساس کردهام که تفاوتها را کمرنگ میکند.
حسیبالله ولیزاده: پدر بزرگوار شما به افغانستان سفر کردهاست. آیا خاطره و نوشتههایی از این سفر بجا گذاشتهاست؟
دکتر خلود یعقوب: بله، پدرم چندین بار به افغانستان سفر کرده بود و حتی به لهجهٔ افغانستانی (فارسی دری) سخن میگفت و به زبان پشتو نیز تسلط داشت. ایشان علاقهٔ عمیقی به افغانستان داشتند. همچنان استاد فقید در آغاز فعالیت حرفهای خود بهعنوان گوینده در برنامهٔ فارسی دری در مصر کار میکردند. از کودکی همواره او برای من از افغانستان و فرهنگ آن سخن میگفتند. هرچند متأسفانه خاطرات خود را بهصورت مکتوب منتشر نکردند، اما مجموعهای از عکسهایی که در سفرهایشان گرفتهاند باقی مانده است که در پشت آنها یادداشتهایی از خاطراتشان نوشتهاند. من هرگاه فرصت داشته باشم، به این عکسها نگاه میکنم و نوشتههایشان را میخوانم؛ گویی همراه با آنها به سفری زنده به افغانستان میروم و همین امر اشتیاقم را برای دیدار از این کشور دوچندان میکند.
حسیبالله ولیزاده: به موسیقی فارسی علاقه دارید و اگر بله کدام هنرمندان را میپسندید؟
دکتر خلود یعقوب: بله، من از کودکی به موسیقی فارسی علاقهمند بودهام؛ زیرا در فضایی رشد کردم که موسیقی همواره در آن حضور داشت. بهویژه به موسیقی سنتی فارسی و اجرای اشعار شاعرانی چون مولانا، حافظ و سعدی علاقه دارم. پدرم از همان سالهای نخست مرا با هنرمندان برجستهٔ ایرانی و افغانستانی آشنا کرد. بهعنوان نمونه میتوانم از احمد ظاهر یاد کنم. من آهنگهای او را بسیار دوست دارم. پیوند عاطفی با موسیقی فارسی از کودکی در من شکل گرفته و تا امروز ادامه دارد.
حسیبالله ولیزاده: در میان شاعران، نویسندگان و ادبیان ایران و افغانستان آثار کدامها را خواندهاید؟ همچنان نظر شما در بارهٔ شعر و ادبیات فارسی در عصر حاضر چیست؟
دکتر خلود یعقوب: در زمینهٔ ادبیات، بهواسطهٔ پدرم آشنایی خوبی با ادبیات افغانستان دارم. ایشان به این حوزه علاقهٔ ویژهای داشتند و حتی در ترجمهٔ آن به عربی کوشیدند. بهعنوان نمونه، ایشان گزیدهای از آثار نویسندگان برجستهٔ افغانستان مانند خلیلالله خلیلی، محمد اکرم عثمان، رهنورد زریاب و دیگران را در کتابی بنام «الخفافیش»«خفاشها» به عربی ترجمه نموده است. در میان نویسندگان ایرانی نیز به آثاری از جلال آل احمد، صادق هدایت و طالبوف علاقهمندم. به نظر من ادبیات معاصر فارسی همچنان پویا و زنده است و نویسندگان توانمندی در ایران و افغانستان حضور دارند. از آن جمله میتوان به بهرام بیضایی و محمدحسین محمدی که آثارشان قابل توجه است، اشاره کرد.
حسیبالله ولیزاده: پیام شما به خوانندگان گرامی چیست؟
دکتر خلود یعقوب: از این گفتوگو بسیار خرسندم و امیدوارم بتوانیم با تلاش مشترک، ادبیات ارزشمند افغانستان را بیش از پیش به جهان عرب معرفی کنیم. به باور من، ما نیازمند کار جدیتری در این زمینه هستیم تا پلهای فرهنگی میان ملتها تقویت شود. همچنین آرزو دارم که عوامل نزدیکی، همدلی و محبت میان ملتها را برجسته کنیم. امیدوارم بهزودی فرصت سفر به افغانستان عزیز برایم فراهم شود و شاهد گسترش هرچه بیشتر روابط فرهنگی میان مصر و افغانستان باشیم.
حسیبالله ولیزاده: دکتر صاحب گرامی خیلی زیاد سپاسگزاریم که فرصت دادید تا این گفتوگو انجام شود.
دکتر خلود یعقوب: خیلی ممنون از لطف و توجهی که داشتید. فارسی برای من فقط یک زبان نیست بلکه بخشی از هویت و احساس من و خوشحالم که توانستم حتی سهم کوچکی در معرفی و گسترش آن داشته باشم. من هم از این گفتوگوی زیبا و محترمانه خیلی سپاسگزارم.