سنایی جمال و زیبایی را در معشوق روحانی و تجلّیات نورانی میبیند، سنایی با دیدگاه جمالی سروده: ای آن که جمالت از گهر ها آن دارد، آن که کان ندارد از یوسف، خوشتری که در حُسن «آن» داری و یوسف، یوسف « آن» ندارد با ناز و کرشمۀ تو، وصلت بامی است که نردبان ندارد در عالم عشق کو نسیمی کز زلف تو بوی جان ندارد [۱] عشق را تفسیری وحدت وجودی و اتحاد عشق و عاشق و معشوق، بر طریق مکتب عشق مینماید: وجود عشق، عاشق را، وجود اندر عدم سازد حقیقت نیست آن عشق، که بر هستی